[ad_1]

درباره مزایای همکاری بسیار نوشته شده است – اما اگر مطمئن نیستید که چگونه یک شریک بالقوه را متقاعد کنید که با شما همکاری کند چه کاری می توانید انجام دهید؟ در این بخش ، نویسنده شش نوع “سرمایه مشارکتی” را توصیف می کند که می توانید برای جلب همکاری همکار بالقوه خود روی میز بیاورید: سرمایه عرق ، دانش موضوعی ، دانش فرآیند ، ارتباطات ، دسترسی به منابع مالی و تصویر. درک (و برقراری ارتباط واضح) سرمایه مشترک خود برای دستیابی به یک همکار و شروع یک همکاری موفق کلیدی است.

کار با شریک مناسب می تواند کلید باز کردن قفل نتیجه باشد که هیچ یک از شما به تنهایی نمی توانید به آن برسید. اما ترغیب کسی برای همکاری با شما می تواند یک چالش باشد ، خصوصاً اگر او را به خوبی نمی شناسید ، اگر اختلاف در قدرت (واقعی یا قابل درک) در قدرت شما وجود داشته باشد یا از اینکه می خواهید کمک کنید عصبی هستید. بنابراین برای متقاعد کردن یک شریک بالقوه اکراه چه کاری لازم است؟

اگر آنها دوست یا کسی هستند که به شما لطف می کنند ، ممکن است بتوانید با استفاده از روابط موجود خود از آنها بخواهید به شما کمک کنند. البته ، این به معنای فشار دادن آنها به یک مافیای “پیشنهادی نیست که آنها نمی توانند رد کنند” – اما ارتباطات شخصی و هنجارهای اجتماعی در مورد متقابل به این معنی است که تا زمانی که به طور واضح و مستقیم از آنها کمک بخواهید ، احتمالاً آنها برای کار با شما.

اما اگر هنوز رابطه قوی و قبلی ندارید ، باید به یک دلیل منطقی اعتماد کنید که این مشارکت دو طرف سودمند خواهد بود. این بدان معنی است که دقیقاً دیدگاه آنها را در نظر گرفته و دقیقاً بر آنچه شما باید به آنها پیشنهاد دهید تأکید کنید. به عنوان مثال ، اگر می خواهید فردی را ترغیب کنید که با یک کلاس دانشگاهی که تدریس می کنید صحبت کند ، ممکن است بودجه هزینه سخنرانی نداشته باشید – اما ممکن است نامزدی به عنوان فرصتی برای جدی تر شدن به او ارائه شود ، که همچنین می تواند ارزشمند یافتن

از طریق تجربه من در مشاوره با مشتری و همکاری در زمینه مشاغل مختلف مشاوره ای ، مقالات و حتی سرمایه گذاری در برادوی ، متوجه شدم که شش نوع “سرمایه همکاری” وجود دارد که می تواند به شما در ترغیب کسی کمک کند تا با شما همکاری کند. اگر می توانید یکی (یا در حالت ایده آل چندین) از اشکال زیر را ارائه دهید – و به روشنی بیان کنید که چگونه این به شما و همکار شما کمک می کند تا به هدف مشترک خود برسید – احتمال اینکه آنها را سوار کنید بسیار بیشتر است.

1. عدالت عرق

در اینجا یک قانون تقریبا جهانی وجود دارد: اگر پیشنهاد همکاری می کنید ، احتمالاً مجبورید بیشتر کارها را انجام دهید. به خصوص اگر شریک آینده شما از قدرت یا منزلت بیشتری نسبت به شما برخوردار باشد ، کار اضافی احتمالاً تجارت عادلانه است – از این گذشته ، همکاری احتمالاً فرصتی را برای شما فراهم می کند که هرگز به تنهایی به آن دسترسی نخواهید داشت ، مهم نیست که چقدر تمایل به کار دارید. . علاوه بر این ، از آنجا که شما خود شما هستید که پروژه را آغاز کرده اید ، احتمالاً انگیزه بیشتری برای اجرای آن دارید. آماده باشید که کل کتاب را بنویسید (و آنها را وادار کنید تا با ویرایش ها سنجیده شوند) ، تمام جلسات و تدارکات را تنظیم کنید (و آنها را در انتها به چتر ببندید تا معامله را ببندید) و موارد دیگر.

2. دانش موضوع

اگر تحقیق عمیقی انجام داده اید یا دانش عمیقی در مورد موضوع دارید ، این می تواند همکاری شما را به ویژه فریبنده کند. به عنوان مثال ، اغلب از من خواسته شد که درمقالات همکاری داشته باشم ، اما این را وقتی که همکار مشترکم ، دیوید لانسفیلد ، سال گذشته با من تماس گرفت ، در نظر گرفتم. وی توضیح داد که او یک مطالعه منحصر به فرد و جامع در مورد چگونگی اجرای AI در مربیگری مدیر عامل شرکت نوپا انجام داده و علاقه مند است که با همکاری یکدیگر این مطالعه را به مقاله تبدیل کند. با توجه به علاقه شدید من به این موضوع ، این پیشنهاد جذاب بود – من می توانم تجربه خودم را از ترکیب و ارائه م effectivelyثر داده ها به مخاطبان تجاری بیاورم ، در حالی که تحقیقات دیوید اطلاعات ارزشمندی را ارائه می داد که من به تنهایی به آنها دسترسی نخواهم داشت. من با پیشنهاد او موافقت کردم و در نهایت ما این مقاله را برای HBR (به همراه همکار دیگر ، دن کابل) تهیه کردیم.

3. دانش را پردازش کنید

اگر فرآیندی را درک کنید که شخص دیگری – حتی کسی که بسیار موفق شده است – ایده ای برای انجام آن ندارد ، اغلب می توانید ارزشمند باشید. یک مثال کلاسیک ، یک مدیرعامل کوچک است که به رئیس خود نشان می دهد چگونه در Instagram ، TikTok یا سایر کانال های اجتماعی پست بگذارد. در اوایل سال جاری ، همکار من آلیس کوهن ایده خوبی را با من در میان گذاشت: او می خواست یک انجمن عضویت آنلاین برای مربیان و مشاوران اجرایی ایجاد کند ، که در کار مربیگری و نحوه درآمدزایی متمرکز است. وی برای شروع پروژه به تنهایی از موضوع آگاهی داشت ، اما هیچ تجربه ای در ایجاد جوامع آنلاین نداشت و از این رو در مورد تنظیم باطن (وب سایت ، مکانیسم های فروش و غیره) اطمینان نداشت. همانطور که سالها روی ایجاد دوره های آنلاین تمرکز داشتم ، من مشارکتی را پیشنهاد کردم که او به راحتی با آن موافقت کرد – و ما سال آینده شروع خواهیم کرد.

4. پیوندها

اگر مدیر عامل یا نویسنده پرفروش باشید ، احتمالاً شبکه پایداری را در اختیار خواهید داشت ، اما موارد بسیاری وجود دارد که شبکه هر کس می تواند به طور منحصر به فردی ارزشمند شود. به عنوان مثال ، اگر شما هزاره هستید و شرکت شما علاقه مند به بازاریابی اطلاعات جمعیتی مادران هزاره است ، روابط شما می تواند برای پر کردن گروه های تمرکز آنها و آزمایش پیام های جدید ، به شما امکان همکاری با مدیران ارشد را بدهد. که در غیر این صورت ممکن است خارج از محدوده باشد. به همین ترتیب ، اگر قبلاً در شرکتی کار کرده اید که شرکت جدید شما می خواهد خود را معرفی کند ، دانش شما در مورد فرهنگ و سیاست آنها می تواند شما را به یک همکاری داخلی بسیار ارزشمند تبدیل کند.

5. دسترسی به امور مالی

بودجه می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. به تهیه کنندگان اغلب این فرصت داده می شود که با نمایشنامه نویسان یا کارگردانان مشهور کار کنند زیرا آنها موافقت می کنند که پول نمایش بعدی خود را سرمایه گذاری کنند. به همین ترتیب ، سرمایه گذاران فرشته یا VC اغلب هنگام تأمین مالی شرکت های خود با بنیان گذاران موفق استارتاپ همکاری می کنند. اما دسترسی مستقیم به پول تنها راه جذب بودجه برای متقاعد کردن یک شریک بالقوه برای همکاری با شما نیست. گزینه ای که بیشتر افراد حرفه ای در دسترس آن هستند این است که قبل از تماس با یک همکار بالقوه ، به سادگی “در کیف” معامله کنید. برای بسیاری از پروژه ها ، قسمت اصلی این کار دستیابی به تجارت است – بنابراین اگر قبلاً با یک قرارداد مشخص توافق کرده اید (به عنوان مثال ، “IBM برای یک سمینار به ما X پرداخت می کند و درصد Y آن را می گیرد”) ، تعجب آور آسان است رسیدن به

برای اینکه بتوانید درک کنید که چه کاری نباید انجام دهید ، یک بار یکی از همکارانم پیشنهاد داد که بدون انجام خط مشی تجاری قابل توجه یا برنامه بازاریابی برای پر کردن صندلی ها ، به شرط او پرواز کنم تا یک سمینار باز برای ثبت نام با او برگزار کنم. این رویداد ممکن است جالب باشد ، اما به نظر می رسید بیشتر یک فکر آرزو باشد تا یک پیشنهاد واقعی ، بنابراین من رد کردم – در حالی که اگر او قبلا مشتری شرکتی داشت ، من احتمالاً موافقت می کردم.

6. تصویر

نوع درک یک شخص اغلب دلیل نزدیک شدن به وی برای همکاری است: اگر آنها به خوبی شناخته شده و مورد احترام قرار گیرند ، می توانید سعی کنید با او همکاری کنید به این امید که رشد وی به موفقیت پروژه شما کمک کند. اما در واقع می تواند هر دو جهت را طی کند. حتی اگر یک شریک خردسال در معادله باشید ، می توانید بیش از آنچه در هنگام صاف کردن تصویر یک همکار بالقوه می توانستید تصور کنید ، ارائه دهید.

در بسیاری از موارد ، در حالی که همکاری می تواند به یک همکار ارشد کمک کند تا از جاذبه زمین استفاده کند ، یک همکار ارشد در میان مخاطبان جدید و بخشی از “گچ” به رسمیت شناخته می شود – همکاری بین نوازندگان قدیمی و “نسل بعدی” را در نظر بگیرید ، مانند از تونی بنت و لیدی گاگا در سال 2014. به همین ترتیب ، اگر خود را در یک زمینه آوانگارد تثبیت کرده اید (مانند رسانه های اجتماعی ، هوش مصنوعی ، بازارهای بین المللی در حال ظهور یا چیزی که به عنوان یک منطقه رشد در شرکت شما شناخته می شود) ، می توانید شما را حتی برای یک همکار در سطح بالاتر شریک جذاب تری کنید.

وقتی کار به درستی انجام شود ، همکاری ابزاری قدرتمند است – برای رسیدن به نتایج ارزشمند ، استعدادهای منحصر به فرد شما و شریک زندگی خود را گرد هم می آورد. اما اغلب ، حتی متخصصان باهوش نیز قادر به درک ارزش خود نیستند و بنابراین پیشنهاد کافی قانع کننده ای را برای شرکای بالقوه خود تنظیم نمی کنند. با درک “سرمایه مشارکتی” که حمل می کنید – و بدون اعتماد به نفس استکبار آن را با اعتماد به نفس برقرار می کنید – به احتمال بسیار زیاد همکار خود را برنده خواهید کرد و در مسیر دستیابی به موفقیت های بزرگ با هم قرار دارید.

[ad_2]

منبع: bighat-news.ir