3 اشتباه محرک ابتکارات شرکت


خلاصه

بسیاری از سازمان ها به سمت یک استراتژی متمرکز حرکت می کنند که می تواند شروعی م toثر در شمال برای کمک به کارمندان شما باشد. اما هدف فقط در صورت واقعی بودن ارزشمند است. بنابراین چگونه اطمینان حاصل می کنید که هدف شما بیش از یک شعار است؟ سه اشتباه می تواند مانع از انجام بهترین برنامه ریزی ها شود: 1) فقدان شاخص های مشخص برای اندازه گیری پیشرفت شما. 2) شما نمی توانید هدفی را در عملکرد فروش خود وارد کنید. و 3) از دست دادن فرصت فعال سازی هدف کارمندان خود.

جو مک رین / گتی ایماژ

با اساسی شدن حرکت اهداف ، فشارها بر سازمان ها برای رسیدن به هدفشان بسیار زیاد است. یک هدف سازمانی م effectiveثر به عنوان یک ستاره استراتژیک برای سازمان عمل می کند. این تعیین می کند که چگونه مشتریان و جهان را تغییر دهید. با این وجود اغلب به هدف تیشرت زده می شود و به تیم های منابع انسانی یا مسئولیت اجتماعی منتقل می شود و بازدهی مالی که تحقیقات زیادی نشان داده اند ارائه نمی شود.

در حالی که گروه مشترک مشتری در حال رشد است ، کارمندان و سرمایه گذاران از سازمان ها می پرسند: “آیا شما هدفی دارید یا فقط چیزهایی می فروشید؟” رهبران به چالش کشیده می شوند تا هدف خود را فراتر از یک شعار بیان کنند.

پس از یک دهه کار در منطقه مورد نظر ، کمک به بیش از 200 شرکت ، متوجه سه اشتباه شدم که حتی برنامه ریزی هدفمند را نیز مانع می کند.

1. عدم وجود شاخص های روشن

سازمان ها معیارهایی برای اهداف تولید ، درآمد فروش ، رضایت مشتری و سایر زمینه های کلیدی دارند. هدف به تمرکز مشابهی نیاز دارد. کسانی که در این مورد جدی هستند ، به جای تکیه صرف بر شاخص های کمی ، سنتی و عقب مانده مانند درآمد و سود ، باید شاخص های کیفی را برای سنجش پیشرفت اضافه کنند.

برایان مونیهان مدیر عامل بانک آمریکا گفت: “اولین شاخص داشتن یک هدف مشخص است.” هنگامی که شفافیت هدف را تعیین کردید ، می توانید شاخص های خاص آرزوی خود را شناسایی کنید.

به عنوان مثال ، هدف Mars Petcare دنیای بهتری برای حیوانات خانگی است. این شرکت برای ارزیابی پیشرفت استراتژیک در برابر هدف خود ، بهداشت ، تغذیه و بی خانمانی حیوانات خانگی را ردیابی می کند. برای یک مثال غیررسمی تر ، هدف تیم فروش دیو و باستر مشتری من این است که “ما با خنده های بامزه می جنگیم.” اعضا در حوادث گشت می زنند تا ببینند چه تعداد از مردم می خندند.

راه های دیگر برای اندازه گیری هدف می تواند تعداد توصیه های توصیه شده ، دفعات پذیرش مشتری و بازخورد مستقیم مشتری باشد. شناسایی یک معیار ساده ، حتی اگر معیار ناقصی باشد ، به شما کمک می کند تا هدف شما در مرکز عملیات روزمره باشد.

2. عدم تزریق هدف در ویژگی فروش

وقتی فشار برای دستیابی به اهداف درآمد افزایش می یابد ، یک هدف هدفمند اغلب از بین می رود. این یک اشتباه پرهزینه (و غیرضروری) است. یک هدف فروش فعال می تواند فوری ترین و گسترده ترین سود مالی را فراهم کند. تحقیقات انجام شده از دانشگاه ایالتی میشیگان نشان می دهد که بازرگانانی که دارای حس هدف خارج از پول هستند ، در طول زمان کار بیشتری می کنند و سازگارتر از فروشندگانی هستند که فقط به اهداف و سهمیه های داخلی متمرکز شده اند.

تزریق یک هدف در تیم فروش نیاز به رهبران دارد که دستیابی به هدف سازمانی را همانند اهداف مالی آینده روشن و ارائه دهند. شما می توانید با گفتن داستان هایی در طول جلسات تجاری درباره اهمیت سازمان شما برای مشتریان ، این هدف را به منصه ظهور برسانید. در مشتری من ، بانک سرمایه آتلانتیک ، رئیس خدمات مالی شرکت ها ، Kurt Schreiner ، با تغییر ساختار جلسات هفتگی خود ، تیم فروش خود را کالیبره کرد. وی می گوید: “اکنون ما با هدف عالی خود (” رونق پرورش “) شروع می کنیم و سپس بقیه جلسه را به تأثیر مشتری هدایت می کنیم.” وقتی بازرگانان در مورد سود بحث می کنند ، تاثیری که معامله بر مشتری داشته است را شامل می شوند.

همچنین می توانید با بیان این جمله ، “اعداد فروش ما معیاری برای نحوه تمایز مشتریان خود است” یک هدف را برای رقابت های فروش به ارمغان بیاورید. در مورد اینکه چه تعداد مشتری به فروشندگان کمک کرده اند صحبت کنید ، نه فقط تعداد معاملات برنده. این بازسازی ساده داستان را تغییر می دهد. برای تیم فروش شما روشن می شود: وقتی به هدف خود می رسیم ، به اهداف فروش خود می رسیم.

3. از دست دادن فرصت فعال سازی هدف کارمندان

وسوسه انگیز است که فکر کنید هدف به عنوان یک ارتباط شرکتی در حال سقوط است. اما رهبران باید فراتر از پیام ها باشند تا هدف را در قلب و ذهن تیم های خود فعال کنند. کارمین دی سیبیو ، مدیرعامل EY ، خاطرنشان می کند ، “ما هدف خود را (” ساختن دنیای کار بهتر “) آنچه که همه روزانه انجام می دهند قرار می دهیم.” آنها دنیای کار را بهتر می کنند.

شما می توانید همین کار را با تیم خود انجام دهید. از مردم خود بپرسید: کار ما چه اهمیتی دارد؟ چگونه تأثیر مثبتی بر مشتریان ، تیم و جامعه خود داریم؟ شما چه نقشی در رسیدن به هدف ما دارید؟

درخواست از افراد برای شناسایی ارتباط خودشان با هدف شما (به جای گفتن به آنها) هدف شما را از یک شركت شرکتی به سمت دارایی شخصی می برد. این یک نقشه ذهنی از یک اتصال تماس بالاتر ایجاد می کند که اعضای تیم شما می توانند در هنگام تغییر و عدم اطمینان از آن برای تنظیم مجدد استفاده کنند.

منافع مالی این هدف کاملاً مستند است. این هدف می تواند به ایجاد یک برند قوی تر ، ایجاد تمایز رقابتی بیشتر و جذب استعدادهای برتر کمک کند. اما هدف فقط در صورت واقعی بودن ارزشمند است. از پیشنهادات بالا استفاده کنید تا فراتر از شعار بروید و واقعاً به هدف خود برسید.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>