یک روش بهتر برای اندازه گیری تولید ناخالص داخلی


در حالی که دولت ها در حال تدوین سیاست هایی برای “ساخت و ساز بهتر” پس از بحران اقتصادی هستند ، آنها به شاخص هایی نیاز دارند که مفهوم قابل توجهی از “بهتر” را منعکس کند. این بدان معنا نیست که دولت ها باید تولید ناخالص داخلی استاندارد را کنار بگذارند. در عوض ، آنها باید آن را به یک سری شاخص تبدیل کنند – شبیه به آمار بیکاری موجود در ایالات متحده ، آنها با عنوان “U1” تا “U6” گزارش می شوند ، که هر عدد نشان دهنده جنبه های مختلف بیکاری است. سایر آمارها ، از جمله شاخص های قیمت مصرف کننده و عرضه پول ، به جای یک عدد واحد ، به روشی مشابه سری گزارش می شود. در حالی که تولید ناخالص داخلی یا G1 درآمد ملی استاندارد است ، G2 می تواند تصویر كامل تری از درآمد را ارائه دهد ، و توزیع آن را چگونه عادلانه توزیع می كند ، در حالی كه سهم نیروی كار بدون حقوق را نشان می دهد ، مانند مراقبت از كودكان و سالمندان G3 می تواند به آینده نگاه کند ، اطمینان حاصل کند که تولید امروز با تشدید چالش های زیست محیطی یا تخلیه منابع مانع فردا نمی شود. G4 ممکن است بخواهد رفاه کلی روزمره ما را در نظر بگیرد ، از جمله برای مثال اقدامات بهداشتی و مراقبت های اجتماعی.

خبر رکورد 33.1 درصدی رشد تولید ناخالص داخلی در ایالات متحده در سه ماهه سوم سال 2020 برای اکثر مردم یک مضحکه به نظر می رسید. نه اینکه داده ها – منعکس کننده جهش از ورطه بهار و تابستان – از نظر فنی نادرست باشند. یعنی اصلاً شبیه آنچه بیشتر مردم تجربه می کردند نبود.

در طی یک بحران گسترده بهداشت عمومی ، صف های طولانی در بانک های مواد غذایی ، ثبت طوفان ها ، اختلافات نژادی درخشان و احساس استرس و تسلط فزاینده ، هیچ کس نمی خواهد در مورد پیروزی تاریخی تعداد انتزاعی که باید به ما بگوید چقدر خوب است بشنود. جامعه ما این س theال را به وجود می آورد: چرا اقتصاد خود را با شاخصی اندازه گیری می کنیم که در مورد رفاه ما بسیار کم بگوید؟

این فقط تأمل علمی نیست. این امروزه یک مسئله عملی برای دولت ها است. اندازه گیری که اکثر جوامع به عنوان معیار پیشرفت ملی استفاده می کنند ، اساساً منعکس کننده مدیریت موفقیت آمیز اولویت هایی مانند بهداشت عمومی ، عدالت اقتصادی ، اقدامات اقلیمی یا عدالت نژادی نیست. این مسئله مشکلی ایجاد می کند زیرا در دولت ، همانند تجارت ، “ما آنچه را اندازه می گیریم مدیریت می کنیم.”

به عنوان مثال ، تولید ناخالص داخلی منعکس کننده عادلانه بودن بهبود اقتصادی نیست. تقسیم فزاینده همه گیر – که در آن ثروتمندترین افراد سود بی سابقه ای دیده اند و ده ها میلیون خانواده درآمد خود را از دست داده اند – ارتباط چندانی با تولید ناخالص داخلی ندارد. به همین ترتیب ، تولید ناخالص داخلی شکاف فزاینده ای بین بیکاری سیاه و سفید در ماه های اخیر یا ادامه ویرانی اپیدمی اپیدیم را مشاهده نکرده است. عوامل استرس زای دیگر – مانند تأثیر آب و هوا – حتی ممکن است در افزایش آن نقش داشته باشد. تحلیلگران مالی تخمین زده اند که اگر هیچ چیز دیگری نباشد ، طوفان های گذشته به دلیل فعالیت های پاکسازی و بازیابی باعث افزایش اندک تولید ناخالص داخلی شده اند. طبق محاسبات JP Morgan ، یک دهه پیش ، بدترین فاجعه زیست محیطی در تاریخ ایالات متحده ، Deepwater Horizon ، به عنوان مزایای تولید ناخالص داخلی ثبت شد.

اگرچه تولید ناخالص داخلی در هدف رسمی خود برای اندازه گیری تولید اقتصادی کوتاه مدت مفید است ، اما شاخص ناقصی برای پیشرفت ملی است. متأسفانه ، این دقیقاً نحوه استفاده از آن است – به عنوان شاخص اصلی موفقیت یا شکست رهبران و سیاست های عمومی. به عنوان مثال ، ادعاهای اشتباه را در نظر بگیرید که ارقام تولید ناخالص داخلی در سه ماهه سوم به عنوان مدرک تجربی نشان می دهد دولت ترامپ در مورد چگونگی مقابله با ویروس کرونا “درست” بوده است. درس این است که اگر ما به جای تولید و رونق بر معیار تولید خام تمرکز کنیم ، سیاست هایی را به خطر می اندازیم که آنچه را که واقعاً مهم است قربانی کند.

خوشبختانه ، یک حرکت رو به رشد در اقتصاد برای غلبه بر تثبیت با این شاخص وجود دارد. اقتصاددانان جایزه نوبل سال 2019 ، استر دوفلو و ابیدیت بانرجی نوشتند که شاید “زمان آن رسیده است که شیدایی حرفه خود را برای رشد کنار بگذاریم.” پیشرفت در جمع آوری داده ها ، آمار و محاسبات به بهبود معیارهای ما کمک می کند. به عنوان مثال کشورهایی از جمله آلمان ، فرانسه و انگلستان تحقیق در مورد شاخص های ملی جامع تری را آغاز کرده اند. سیاستمداران و محققان در ایالت های ایالات متحده ، از جمله مریلند ، ورمونت ، اورگان و یوتا ، معیارهای جدیدی را جستجو کرده اند که هزینه هایی مانند زمان سفر برای کار و مزایایی مانند تحصیلات عالی را در نظر می گیرد. و با وجود این ، علی رغم تحقیق و علاقه رسمی ، در واقع در حسابداری ملی تاکنون چیز زیادی تغییر نکرده است. سیاست و کار فنی اصلاح چنین آماری که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد همچنان چالش برانگیز است.

بنابراین در اینجا یک راه حل موثر وجود دارد: با توجه به اینکه تولید ناخالص داخلی استاندارد همچنان مورد استفاده است ، دولتها نباید آن را کنار بگذارند. در عوض ، دولت ها باید آن را به یک سری از شاخص ها تبدیل کنند – مشابه آمار بیکاری موجود در ایالات متحده ، آنها با عنوان “U1” تا “U6” گزارش می شوند ، که هر عدد نشان دهنده جنبه های مختلف بیکاری است. سایر آمارها ، از جمله شاخص های قیمت مصرف کننده و میزان عرضه پول ، به جای یک عدد واحد ، به روشی مشابه سری گزارش می شود.

در حالی که تولید ناخالص داخلی یا G1 درآمد ملی استاندارد است ، G2 می تواند تصویر كامل تری از درآمد را ارائه دهد ، كه توزیع آن را به صورت عادلانه ای نشان می دهد ، منعكس كننده سهم نیروی كار بدون حقوق ، مانند مراقبت از كودكان و سالخوردگان. G3 می تواند به آینده نگاه کند ، اطمینان حاصل کند که تولید امروز با تشدید چالش های زیست محیطی یا تخلیه منابع مانع فردا نمی شود. G4 ممکن است بخواهد رفاه کلی روزمره ما را در نظر بگیرد ، از جمله برای مثال اقدامات بهداشتی و انسجام اجتماعی.

برای درک اینکه چرا چنین اختلافاتی مهم است ، به آخرین بهبود اقتصادی – خروج طولانی مدت از رکود بزرگ نگاه کنید. در این دوره از رشد مجدد ، بزرگترین دهک درآمد ایالات متحده حدود نیمی از کل سود را به دست آورد و تولید ناخالص داخلی نیز به همین ترتیب رشد کرد. با توجه به نابرابری ، G2 بهتر نشان دهنده بازگشت کندی است که اکثر مردم و به ویژه خانواده های سیاهپوست تجربه کرده اند. به همین ترتیب ، G3 می تواند ارزیابی دقیق تری از بدهی های بلند مدت مربوط به عوامل محیطی خارجی ارائه دهد. به عنوان مثال ، محققان در فدرال رزرو دالاس تخمین می زنند که رونق شیل بین سال های 2010 و 2015 یک دهم رشد تولید ناخالص داخلی در آن زمان را تشکیل دهد. شاخص G3 می تواند با ارائه برآورد دقیق تری از اثر خالص ، هزینه های بلند مدت انتشار متان و آلودگی آب های زیرزمینی را کاهش دهد.

شاخص های جدید فقط بر روی مسائل اجتماعی متمرکز نیستند. هدف همچنین به دست آوردن دستاوردهای مهمی است که تولید ناخالص داخلی در حال حاضر از دست می دهد. به عنوان مثال ، هر دو G3 و G4 در پاسخ به محرک سبز 522 میلیارد دلاری که کشورها از جمله چین ، ایالات متحده و کره جنوبی پس از رکود بزرگ تصویب کردند ، از تولید ناخالص داخلی فراتر می روند. علاوه بر در نظر گرفتن تقویت اقتصادی سرمایه گذاری جدید در انرژی های تجدید پذیر و بهره وری انرژی ، G3 شامل مزایای آب و هوایی است ، در حالی که G4 منعکس کننده هوای پاک تر و سلامت بهتر است.

امروز ، در حالی که دولت ها پس از بحران اقتصادی در حال توسعه سیاست های “ساخت بهتر” هستند ، آنها به شاخص هایی نیاز دارند که مفهوم قابل توجهی از “بهتر” را منعکس کند. دولت ورودی بایدن این فرصت را دارد که بلافاصله روند بازنگری در تولید ناخالص داخلی را آغاز کند. با هدایت دفتر تجزیه و تحلیل اقتصادی در وزارت تجارت برای شروع کار در مورد اقدامات نوسازی ، دولت احتمالاً نیازی به انتظار برای اقدامات قانونی نخواهد داشت.

به روشنی ، ارتقا GDP تولید ناخالص داخلی راهی خلاقانه برای یافتن توجیه کمی برای مجموعه ای از اولویت های ایدئولوژیک نیست. در حالی که مسائلی مانند عدالت و پایداری معمولاً در حوزه چپ سیاسی است ، رئیس جمهور محافظه کار سابق فرانسه ، نیکلاس سارکوزی سرانجام یک مطالعه ابتکاری درباره گزینه های تولید ناخالص داخلی را سفارش داد زیرا وی دید که مناطق روستایی نسبت به نحوه نمایش رسانه ها و نخبگان شهری احساس بیگانگی می کنند. اقتصاد واقعی جوامع روستایی و صنعتی در کشورهایی مانند ایالات متحده و انگلیس امروز نگرانی های مشابهی را ابراز می کنند.

در حالی که س ofالات محاسبات آماری به ندرت تصور عمومی را به خود جلب می کنند ، این س oneال به اصل یک س deepال عمیق و به موقع می رسد: چگونه به جای رشد به خودی خود برای رفاه واقعی تلاش کنیم. و در زمانی که افراد در جوامع بدنبال تغییر سیستمی هستند ، تجدیدنظر در تولید ناخالص داخلی راهی قابل قبول برای دستیابی دولت ها است.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>