گزارشگری مالی آمریکا در قرن بیستم گیر کرده است


یکی از مهمترین کاربردهای صورتهای مالی این است که سرمایه گذاران را قادر به تصمیم گیری به موقع در مورد خرید و فروش سهام کنند. در ساده ترین تحلیل ، سرمایه گذار با خرید سهام ارزان و فروش آنها وقتی ارزش بیش از حد پیدا می کند ، درآمد کسب می کند. سرمایه گذاران با ارزش به بسیاری از روشهای اغلب پیچیده در تصمیم گیری های تجاری اعتماد می کنند. یک روش برای شناسایی سهام ارزان یا گران به حساب درآمد (سود) و ترازنامه (دارایی) متکی است. با این حال ، قوانین جاری حسابداری ایجاب می کند وجوهی که شرکتها برای نوآوری ، توسعه محصول ، فناوری اطلاعات و سایر سرمایه گذاریها در آینده هزینه می کنند به عنوان دارایی حساب نشود و باید در محاسبه سود به عنوان هزینه تلقی شود. سیستم موجود سردرگمی را در بین سرمایه گذاران ایجاد می کند و حتی ممکن است منجر به توزیع نادرست سرمایه سرمایه گذاری شود. وقت آن است که حسابرسی خاصی از آنچه باید در صورتهای مالی گزارش شود انجام دهید.

اخیراً ، یک صندوق با ارزش بالا که دارایی هایش را به ارزش حدود 10 میلیارد دلار مدیریت می کرد ، تصمیم گرفت تعطیل شود. این فقط یکی از بسیاری از بودجه های تریلیون دلاری بود که در بدترین حالت در 200 سال گذشته عملکرد خود را انجام داد. اینها فقط دلار نیستند – آنها شامل صندوق های بازنشستگی و بازنشستگی و پس انداز مادام العمر هستند. پس چرا این صندوق های ارزشی در حال بسته شدن هستند زیاد؟ برای انجام تجزیه و تحلیل خود از این موضوع ، ما مطالعه خود را بررسی کردیم و مقاله قبلی HBR خود را با عنوان “چرا صورت های مالی برای شرکت های دیجیتال کار نمی کند” بررسی کردیم تا این پیشرفت های جدید را توضیح دهیم. اما مهمتر از همه ، ما معتقدیم که این بسته ها اصلاح گزارشگری مالی را بیش از پیش ضروری می کند. بدون چنین اصلاحاتی ، سرمایه گذاران به ایجاد راه حل های نیمه تمام خود ادامه خواهند داد که بیش از کمک به ضرر آنها است.

یکی از مهمترین کاربردهای صورتهای مالی این است که سرمایه گذاران را قادر به تصمیم گیری به موقع در مورد خرید و فروش سهام کنند. در ساده ترین تحلیل ، سرمایه گذار با خرید سهام ارزان و فروش آنها وقتی ارزش بیش از حد پیدا می کند ، درآمد کسب می کند. خرید و فروش سهام یک شرکت به این معنی است که پول از آن می رود یا از آن می رود. به عنوان مثال ، افزایش قیمت سهام ممکن است ایلان ماسک تسلا را ترغیب کند که بیشتر در خرید وسایل نقلیه الکتریکی هزینه کند ، در حالی که کاهش سهام در اکسون موبیل به معنای برداشت سرمایه از سوخت های فسیلی است.

سرمایه گذاران با ارزش به بسیاری از روشهای اغلب پیچیده در تصمیم گیری های تجاری اعتماد می کنند. یک روش برای شناسایی سهام ارزان یا گران به حساب درآمد (سود) و ترازنامه (دارایی) متکی است. به عنوان مثال ، سهمی با قیمت سهام پایین اما دارایی و سود زیاد می تواند سهام خوبی برای خرید باشد. این اصل اساسی ارزش سرمایه گذاری است. با این حال ، مانند مقاله قبلی HBR ما و کتاب پروفسور باروک لو در سال 2016. پایان حسابداری توصیف ، ترازنامه و صورت سود برای این نوع تصمیم گیری تا حد زیادی بی فایده است.

اگر مکانیک سازمانهای مدرن را در نظر بگیرید ، قیمت سهام آنها در 21 افزایش چشمگیر داشته استخیابان قرن ، آنها مبالغ زیادی را صرف نوآوری ، توسعه محصول ، بهبود فرآیند ، فناوری اطلاعات ، استراتژی سازمانی ، استخدام و آموزش کارکنان ، جذب مشتری ، توسعه نام تجاری و استخراج کارایی از همتایان و شبکه های تامین کننده می کنند. اما این قوانین حسابداری ایجاب می کند که این مبالغ به عنوان دارایی حساب نشود و همچنین باید در محاسبه سود به عنوان هزینه تلقی شود. هر چه یک شرکت مدرن بیشتر در ساخت آینده خود سرمایه گذاری کند ، سود گزارش شده خود کمتر است. بنابراین ، شرکتی که مهارت های منحصر به فرد خود را بر اساس دانش و ایده ایجاد می کند ، به جای فرصتی امیدوار کننده برای سرمایه گذاری ، مانند سهام بسیار گران قیمت بر اساس فلسفه سنتی سرمایه گذاری ارزشمند به نظر می رسد.

بسیاری از وجوه ارزشمند ، به ویژه آنهایی که اکنون در حال بسته شدن هستند ، به صورت مکانیکی به اعداد حسابداری اعتماد می کنند و فرصت های سرمایه گذاری مانند مایکروسافت ، گوگل (آلفابت) و فیس بوک را از دست می دهند ، زیرا این شرکت ها زمین ، ساختمان ، موجودی و انبار کمی دارند که در دارایی های گزارش شده گنجانده شده است. – در عوض آنها سرمایه دانش دارند. در طول دهه گذشته ، این سرمایه گذاران نه تنها فرصت های خوبی را از دست نداده اند ، بلکه در نهایت سهام اشتباه را خریداری کرده اند.

این عامل به ویژه در سال جاری بارزتر شده است و به اصطلاح بهتر نشان داده شده است. سهام “FAANG” به معنی فیس بوک ، آمازون ، اپل ، نتفلیکس و گوگل است. سرمایه بازار آنها در این زمان 835 میلیارد دلار ، 1.611 میلیارد دلار ، 2.018 میلیارد دلار ، 227 میلیارد دلار و 1.119 میلیارد دلار است. بعلاوه مایکروسافت 1.691 میلیارد دلار ارزش دارد. این ارقام به قدری بزرگ هستند که ارزش کل آنها از تولید ناخالص داخلی تقریباً 80 کشور در سراسر جهان فراتر می رود. یک سرمایه گذار که این سهام را خریداری کرده است تنها در سال جاری 40 تا 70 درصد بازدهی خواهد داشت. در مقابل ، یک صندوق ارزشی که صرفاً به اعداد حسابداری متکی است و در نتیجه موقعیت های منفی می گیرد ، ضرر چشمگیری خواهد داشت. به عنوان مثال ، صندوق ارزش پیشتاز ، یک صندوق 40 ساله بسیار مورد احترام ، امسال بازده منفی داد ، اگرچه بازار سهام بطور کلی افزایش یافت. سپس سرمایه گذاران فردی شروع به کنار گذاشتن وجوه ارزشمند می کنند و باعث بسته شدن آنها می شوند.

آیا راهی وجود دارد که سهام امیدوار کننده را در سبد ارز وارد کند ، اما همچنین به سرمایه گذاران کمک می کند شرکت های جوانی را که به آینده مایکروسافت یا فیس بوک تبدیل می شوند ، شناسایی کنند؟ یک راه حل شناسایی شرکتهایی است که مبالغ هنگفتی را برای ایجاد شایستگی مبتنی بر ایده یا دانش بنیان صرف می کنند. برای گنجاندن آنها در اوراق بهادار ارزش ، مدیران صندوق باید صورتهای مالی را دوباره ایجاد کنند. اکنون بهترین مغزهای مالی برای محاسبه مجدد ارزش های دارایی و سود و بازآفرینی اقدامات مورد استفاده در تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری مانند نسبت بازار به کتاب ، فاکتورهای منفی کم ، نرخ بازده داخلی و Tobin’Q کار می کنند. برخی از این تلاش ها شامل اسناد خود ما است. اگرچه این واژه ها برای افرادی که در امور مالی غوطه ور نیستند بسیار فنی به نظر می رسد ، اما آنها پایه ای برای سرمایه گذاری تریلیون دلار در اوراق بهادار ارزش هستند.

بنابراین مشکل این ارزشهای بازآفرینی شده چیست؟ اگرچه به نظر می رسد پیشرفت نسبت به ارزشهای واقعی است ، اما هرگز نمی توانند با ارزشهای واقعی یکی باشند و حتی ممکن است از خطاهای اساسی رنج ببرند. به عنوان مثال ، این روش ها معمولاً فرض می کنند که همه شرکت ها 30٪ از هزینه های عملیاتی خود را صرف دانش می کنند. این فرض جهانی با این ایده کاملاً ثابت که متناسب با چرخه عمر شرکت و صنعت متفاوت است ، مغایرت دارد. یک شرکت بیوتکنولوژی یا الکترونیک هزینه های تحقیق و توسعه بیشتر از یک رستوران یا کارخانه تولید کاغذ را خرج می کند. به همین ترتیب ، یک تجارت جدید نسبت به شرکتی که تجارت منسوخ خود را منحل می کند ، بیشتر هزینه می کند یا مارک های تجاری ، روابط با مشتری و نوآوری ایجاد می کند. بنابراین ، در بازآفرینی این ارزش ها ، سرمایه گذاران فرضیه های وحشیانه و غالباً غلطی راجع به میزان هزینه شرکت ها برای سرمایه گذاری های نامشهود انجام می دهند.

سپس س mainال اصلی مطرح می شود که چرا شرکتهای آمریکایی به جای اینکه سرمایه گذاران را به انجام فرضیات وحشی و بازآفرینی رقم واگذار کنند ، نباید میزان سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه را همانطور که برای شرکتهای خارجی مجاز و مجاز است فراهم کنند. حتی اگر شرکت ها مجاز به حساب کردن به عنوان دارایی نیستند ، آیا نباید آنها را تشویق کرد که چه چیزی را برای نوآوری ، منابع انسانی و صلاحیت های سازمانی خرج می کنند. آیا ارائه این اطلاعات به سرمایه گذاران صاحب شرکت کمک نمی کند تا تصمیمات منطقی بگیرند؟

به طور خلاصه ، ما معتقدیم که تحولات امسال ، به ویژه کاهش ارزش وجوه ، ضرورت بررسی جامع صورتهای مالی را نشان می دهد. سیستم موجود سردرگمی را در بین سرمایه گذاران ایجاد می کند و حتی ممکن است منجر به توزیع نادرست سرمایه سرمایه گذاری شود. وقت آن است که حسابرسی خاصی از آنچه باید در صورتهای مالی گزارش شود انجام دهید. اول ، شرکت ها باید اطلاعات درآمد و موتورهای خود را ارائه دهند. دوم ، بیانیه ای دقیق از هزینه ها ، ارائه شده در سه دسته گسترده. دسته اول باید مبلغ هزینه شده برای پشتیبانی عملیات فعلی را توصیف کند. (به عنوان مثال ، توییتر “قیمت تعهد تبلیغاتی” را ارائه می دهد.) دسته دوم باید سرمایه گذاری در پروژه های آینده گرا ، مانند تولید یک ماشین الکتریکی جدید یا تلفن همراه جدید را توصیف کند. در دسته سوم ، شرکت باید اقلام به اصطلاح یکبار مصرف ، خاص یا خارق العاده را تقسیم کند. هدف از صورتهای مالی باید این باشد که سرمایه گذاران بتوانند تصمیمات خوبی بگیرند ، به جای ایجاد سردرگمی و رها کردن آنها در تاریکی.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>