چگونه یک رهبر رویایی باشیم و هنوز زندگی شخصی داشته باشیم


“ما تقریباً شکست خوردیم.”

مشتری من ، مدیرعامل یک شرکت بزرگ فناوری در فکر سال گذشته بود. “آن زمان ما مورد توجه قرار گرفتیم. اما ما راهی برای تمرکز بر آنچه واقعاً مهم است پیدا کردیم. “

او در مورد نقش رهبری خود – و در مورد ازدواج خود صحبت کرد.

رهبران تجارت از “اوج” ای که ناشی از بازتعریف هویت ، ماهیت و توانایی های یک سازمان و هیجان دستیابی به چیزی است که تعداد کمی از مردم فکر می کنند ، لذت می برند. اما با توجه به نیازهای او ، اگر اجازه دهید ، رهبری می تواند زندگی شما را تسخیر کند. وقتی فهمیدید که این باعث صدمه اضافی به شما و کسانی که از آنها مراقبت می کنید شده است ، اغلب دیر است.

بسیاری از 30 مدیر مجموعه C که طی 18 ماه گذشته با آنها مصاحبه کرده ام ، علیرغم دستاوردهای قابل توجه خود ، در مورد تلاش های خود برای تغییر شکل اظهار نارضایتی کرده اند. آنها خود را “بیش از حد شدید” ، “وسواس” و “خودپذیری” توصیف کردند و اغلب از خود می پرسیدند که آیا این شغل واقعا ارزش آن را دارد؟ انزوا و تنهایی نیز احساسات رایجی بود.

روابط با همسران ، فرزندان و دوستان را می توان نادیده گرفت. مراقبت از خود نیز می تواند در پس زمینه عقب نشینی کرده و منجر به اعتیاد ، اضطراب ، افسردگی ، خودشیفتگی و مشکلات قلبی شود. تحقیقات بوپا گلوبال نشان می دهد که دو سوم رهبران ارشد تجارت از بیماری روانی رنج می برند. علائم اولیه مشکلات اغلب به صورت یک رفتار محتاطانه ، غیر مشخصه یا حتی غیراخلاقی بروز می کند. به عنوان مثال تحقیقات اخیر نشان می دهد که مدیران عامل طلاق اغلب پس از از دست دادن مقداری از پول و املاک و مستغلات خود ، استراتژی های کم خطرتری را برای حفظ غرامت خود دنبال می کنند ، که بیشتر آن در سهام شرکت است. توافق با همسر.

رهبر موفق بودن به انرژی ، سرسختی و شجاعت نیاز دارد. شما باید با دیدگاه های جدید ارتباط برقرار کنید ، عادت های بد را ترک کنید ، فرصت های رشد را دنبال کنید و رفتارهای جدید را بارها و بارها الگو کنید. نقش های عالی رهبری به انتخاب قاطع و سازش های شغلی و شخصی نیاز دارد. برخی از موارد باید ارائه شود و هیچ فرمول جادویی وجود ندارد که بتواند دائماً همه شرکت کنندگان را خوشحال کند. اما برای تغییر سازمان شما و رها کردن وضعیت خود – و افراد اطراف – چه شرایطی لازم است؟

هم نتایج حرفه ای و هم نتایج شخصی را تجسم کنید.

هر رهبر تحول ، دیدگاهی از سازمان خواهد داشت. این چشم انداز باید زنده ، بلند پروازانه و واقعی باشد تا از تعهد الهام بگیرد. رهبر باید نقش مترجم را بازی کند ، به مردم کمک کند تا بفهمند چه چیزی متفاوت خواهد بود و چرا بهتر خواهد بود.

در مورد خودتان نیز همین طور است. با دقت در مورد آنچه می خواهید در پایان دوره خود به دست آورید – برای خود ، عزیزان و سازمان خود فکر کنید. این را به گونه ای تجسم کنید که ملموس و واقعی احساس شود و به یادماندنی باشد ، این امر خصوصاً در مواقع سخت اهمیت دارد. می توانید برای خود آینده نامه بنویسید یا با داستان خود فیلم ضبط کنید. درست همانطور که برای سازمان نقشه راه تهیه می کنید ، وقایع مهم و قابل پیش بینی زندگی – تولدها ، رفتن بچه هایتان به دانشگاه و غیره را ترسیم کنید که دوست ندارید آنها را از دست بدهید. این به شما کمک می کند تا مرزهایی را که باید تعیین کنید تعیین کنید.

برای بازرسی های دوره ای برنامه ریزی کنید تا ببینید آیا این نتایج هنوز واقع بینانه هستند و قابل پیگیری هستند. جزمی و انعطاف ناپذیر بودن فایده ای ندارد ، خصوصاً اگر زمینه های شغلی یا شخصی به طور چشمگیری تغییر کرده باشد.

در مورد نقش خود با صراحت و دقت صحبت کنید.

شما نمی توانید – و نباید – این کار را به تنهایی انجام دهید. با عزیزانتان درمورد اینکه این نقش برای شما چه معنی دارد و چرا قصد دارید آن را به عهده بگیرید ، صحبت کنید. در مورد الزامات ، ریتم ها و پاداش هایی که ارائه می شود صادق باشید و سناریوهای احتمالی را که ممکن است بر توانایی شما در انجام وظایف شخصی تأثیر بگذارد مانند بحران یا معامله بزرگ ادغام و تملک ، پشت سر بگذارید. این به شما کمک می کند با افرادی که به آنها علاقه دارید آگاهی و درک بیشتری ایجاد کنید.

در مورد چگونگی بهتر مدیریت نیازهای نقش راهنمایی بخواهید ، حتی اگر نیازی به دانستن همه جزئیات ندارید. آنها دیده اند که شما در نقش های قبلی بازی می کنید و می دانند چه چیزی خوب کار کرده است و چه چیزی مثر نیست. با دقت گوش دهید ، دیدگاه های آنها را کاوش کنید و به دنبال درک نیازها و آرزوهای آنها باشید. این تمرین نکات و تنش های مشترک را آشکار می کند. برای تعیین ارزشهای روشن ، شرایط مراقبت از خانه و کودک و مرزهای شغلی با عزیزان خود کار کنید. این روند مذاکره باید منجر به توافق – و مجموعه ای از تعهدات – شود که می توانید برای پیگیری از آنها استفاده کنید. این یک تمرین یک بار نیست. باید مرتباً تکرار شود تا نحوه عملکرد آن ارزیابی شود.

در حالت ایده آل ، شما به طور منظم با تیم های خود چیزی مشابه را تمرین خواهید کرد. در طول اقامت من در PwC ، س questionsالاتی از این قبیل را پرسیدیم ، “چه چیزی از من برای بهترین بودن نیاز داری؟” و “ما باید از چه تعهداتی خارج از کار آگاه باشیم تا بتوانیم منابع را بر این اساس برنامه ریزی کنیم؟” به ایجاد امنیت روانی کمک کرد که به مردم اجازه می داد در مورد سایر جنبه های زندگی خود که مربوط به کار آنها بود صحبت کنند.

مقاومت ایجاد کنید.

برنامه شخصی شما باید شامل سرمایه گذاری روی پایداری باشد – توانایی بازگشت پس از شکست یا شوک. چیزهای واضح مربوط به سلامتی و تندرستی است. یکی از مدیر عاملان به من گفت که او برای خود رژیمی تهیه کرده است که شامل یک رژیم غذایی شخصی و زمان برای ورزش ، خانواده و خواب است. پایبندی به این طرح تعیین یک مهلت برای تکمیل جلسات مکرر شبانه وی در یک زمان مشخص است. دیگران انتخاب می کنند که وقت خود را کجا بگذرانند جرمی دارک ، مدیر عامل شرکت رسانه و ارتباطات از راه دور Sky ، زندگی کاری کاملی نمی خواهد. او زیاد بیرون نمی رود زیرا می خواهد از مکیده شدن در “پچ پچ” لندن جلوگیری کند ، که باعث می شود او چشم انداز وسیع تری را نادیده بگیرد. برخی دیگر “زمان تفکر” را در تقویم خود برش می دهند و در ساعات خاصی از روز یا هفته گرفتگی دارند که فقط در شرایط اضطراری قطع می شود.

پایداری همچنین از احاطه توسط افراد توانمند ، با انگیزه و مثبت حاصل می شود (“پوزیترون ها” ، همانطور که یکی از مدیران عامل من با آنها کار می کند). این افراد افرادی هستند که می توانند به آنها اعتماد کنند تا کارهای لازم را انجام دهند ، برای غلبه بر موانع ایده هایی ارائه دهند و وقتی دیگران فقط مشکلات را می بینند فرصتی را می بینند. افراد تیم خود را که با این لایحه روبرو هستند شناسایی کنید (یا در صورت لزوم آنها را استخدام کنید) و نقش برجسته ای را در تحول به آنها اختصاص دهید. مهمترین چیز این است که خود را منظم کنید تا بتوانید مقدار زیادی از روز خود را با آنها سپری کنید.

همچنین شبکه هایی از افراد دارای پشت ، هم در محل کار و هم در خانه ایجاد کنید. این افراد افرادی هستند که بی قید و شرط از شما مراقبت می کنند ، اگر مانند یک احمق رفتار کنید با شما تماس می گیرند و تعهدات و ارزش های خود را به شما یادآوری می کنند. کاتلین ساکستون ، معاون اجرایی EMEA و مدیر عامل در MediaLink ، “شورایی را که توانایی پرداخت آن را ندارد” ایجاد کرده است – یک گروه ایمن برای آزمایش ایده ها و به اشتراک گذاشتن چالش ها ، متشکل از افرادی که در صورت تمایل مشاوره می دهند.

بهبود رفتار شما هم اکنون سود بالایی دارد. به عنوان مثال نفس کشیدن قبل از واکنش به اخبار دشوار می تواند تفکر شما را بهبود بخشد. یادگیری آنچه که مردم از طریق گوش دادن و مشاهده موثر فکر می کنند می تواند فضای بیشتری برای توسعه دیدگاه خود داشته باشد. افشای دقیق فرضیه ها ، نظرات و نگرانی های خود با دعوت برای مشارکت در ایده ها به توزیع بار نیز کمک می کند.

یک مدیر مالی از دفتر خاطرات سپاس خود برای کمک به او در ایجاد تفکر مثبت قبل از جلسات دشوار با سرمایه گذاران و تنظیم کنندگان استفاده می کند. مدیر عامل دیگر ، OOP ، گزارش سالانه شخصی خود را – آینه شرکت – تهیه کرده است تا به او کمک کند آنچه را که به آن افتخار می کند درک کند و آنچه را که باید تغییر دهد چه در محل کار و چه در خانه درک کند.

ایجاد انعطاف پذیری بیشتر به این معنی است که شما احتمالاً سالم می مانید و سالم و شاد هستید ، که به شما کمک می کند تا آگاهانه تصمیم بگیرید و بر اساس ارزش های خود عمل کنید.

برای کشف مجدد مداوم ، فکر کنید.

به عنوان مدیر عامل ، با تعداد بیشتری از نیازها روبرو خواهید شد و آسان است که در همان کارها با همان افراد گیر بیفتید. به زودی بیش از حد دچار خستگی ، خستگی و خستگی خواهید شد.

برای جلوگیری از این سوختگی ، تمرکز روی مهمترین فعالیتها و کشف روشهای موثرتر برای انجام آنها بسیار مهم است. این ممکن است شامل پیاده سازی راه حل های فناوری یا تفویض اختیار باشد. در هر صورت ، این امر مستلزم ایجاد نگرش برای کشف مجدد مداوم و تعهد برای تشویق دیگران به همان کار است. س yourselfالات زیر را از خود بپرسید:

  • آیا هنوز هم باید این فعالیت یا کار را انجام دهم؟ در غیر این صورت ، چه کسی می تواند برای انجام این کار مداخله کند؟
  • چقدر خوب تصمیم می گیرم و تصمیم می گیرم؟ چقدر دیگران را قادر می سازم که خودشان تصمیم بگیرند؟
  • چه روشهای دیگری برای تفویض اختیار و منابع باعث آزاد شدن وقت من برای تفکر و تمرکز بر حوزه های دارای اولویت بالاتر می شود؟
  • اگر من بیگانه وارد این نقش می شدم ، چه می کردم؟
  • چقدر می توانم از نقاط قوت خود برای پاسخگویی به چالش های پیش رو استفاده کنم؟
  • چه تعصبات در تفکر و رفتار خود را کاهش می دهم؟
  • در کار چه چیزهایی می آموزم که بتواند به من و دیگران در خانه و بالعکس کمک کند؟

درک تفکر کشف مجدد و رویکرد به مشکلات با کنجکاوی رهبران را در پیگیری یادگیری تقویت می کند. این امر همچنین می تواند برای تعهدات شما در خارج از کار مفید باشد ، زیرا به طور دوره ای با خود و عزیزانتان بررسی می کنید تا اهداف ، آرزوها و برنامه های خود را دوباره ارزیابی کنید.

پذیرش روزافزونی از نیاز سازمانها به مشارکت بیش از ارزش سهامداران وجود دارد. آیا رهبران و نزدیکان آنها نیز نباید بیش از ارزش سهامدار داشته باشند؟


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>