پیدا کردن جهت وقتی احساس گم شدن کنید


در دوره ای از زندگی ، مردم از “زمان زندگی” به “زمان باقی مانده برای زندگی” می روند. این تغییر یک احساس اضطراری جدید را در مورد شناسایی هدف از وجود ما ایجاد می کند. و در حالی که مردم با این چالش روبرو هستند ، آنها با مجموعه ای از نیازهای اساسی انسان روبرو هستند که به طور کلی تعیین می کنند چگونه ما معنای وجود خود را تجربه می کنیم: تعلق ، هدف ، صلاحیت ، کنترل و تعالی. تفکر در مورد این پنج ستون معنی می تواند به شما کمک کند زندگی خود را دوباره کشف کنید.

پاول ، مدیر عامل شرکت کننده در سمینار مجموعه CSE من در INSEAD ، به من گفت دلیل تصمیم گرفتن برای ثبت نام در برنامه من این است که احساس می کند گم شده است. در نگاه اول ، او یک تاجر بسیار موفق بود ، اما موفقیت های بیشمار او دیگر احساس رضایت را برای او ایجاد نکرد. درعوض ، احساس کسالت و ترس داشت.

وقتی از پل خواستم تا در مورد الگوهای تکرار شونده زندگی خود تأمل کند ، فهمید که او یک ترفند تسویه حساب است. به غیر از کار ، در زندگی او هرگز موارد زیادی وجود نداشته است. در نتیجه ، در حالی که وی آشنایان تجاری زیادی داشت ، اما دوستان واقعی پیدا نکرده بود. او و همسرش مثل دو نفری شده بودند که تازه با هم کنار می آیند و هیچ ارتباط شخصی با او و حتی فرزندانشان نداشت. وقتی از پل س askedال کردم که آیا او آرزو داشته است که کار حرفه ای دیگری داشته باشد یا خیر ، او به من گفت که یک بار می خواهد رهبر ارکستر شود ، اما پدرش با این ایده مخالفت کرد.

گوش دادن به صحبت های پل یادآوری اظهارنظر توسط ویکتور فرانکل ، یک بازمانده و روانپزشک از هولوکاست را به یاد آورد: “امروز هر روز افراد بیشتری وسایل زندگی را دارند ، اما زندگی معنایی ندارد”. پل تنها چنین داستان نیست. در طول سمینارهایم تغییرات مختلفی در این زمینه شنیدم. در برهه ای از زندگی ، ما از “زمان زندگی” به “زمان باقی مانده برای زندگی” می رویم. این تغییر احساس جدیدی از فوریت را در شناسایی هدف از وجود ما ایجاد می کند. و هنگامی که مردم با این چالش روبرو می شوند ، با مجموعه ای از نیازهای اساسی انسان روبرو می شوند که در مجموع تعیین می کنند چگونه معنای وجود خود را تجربه می کنیم. من آنها را پنج ستون معنی می نامم:

متعلق بودن انسان ها حیوانات اجتماعی هستند و این معنا برای اکثر افراد در روابط بین فردی مهربان نهفته است. هر تعاملی که داریم ، خواه شادی ، انزجار ، عصبانیت یا غم باشد ، به ما امکان می دهد بیشتر در مورد اینکه چه کسی هستیم و آنچه را می خواهیم بیاموزیم. وقتی از طریق چنین تجربیات و چالش هایی توسط دیگران پشتیبانی می شویم ، بسیار موثرتر با آنها برخورد می کنیم. با این حال ، اغلب اوقات ، مردم تنها هستند زیرا به جای پل دیوار می سازند. داستان پل به وضوح نشان می دهد که او “سرمایه گذاری” زیادی در این قسمت حیاتی از زندگی خود انجام نداده است.

هدف برای شکوفایی ، مردم باید جهت و اهداف مورد انتظار را داشته باشند. افرادی که هدف مشخصی ندارند ، در هر کاری اهمیت کمی پیدا می کنند. وقتی مردم به پایان یک مرحله از زندگی خود نزدیک می شوند ، از کمبود هدف آینده رنج می برند. اگرچه به طور واضح پل در یک نقطه هدف داشت (او شرکت های زیادی ایجاد کرده بود) ، با نزدیک شدن به پایان فعالیت فعال خود ، این هدف ناپدید شد – چند شرکت دیگر می تواند عملی کند؟

صلاحیت. مردم بیشتر هویت خود را از کاری که می گیرند می گیرند – نحوه استفاده و تسلط بر استعدادهای منحصر به فرد خود. احساس صلاحیت اطمینان به توانایی افراد در کنار آمدن با چالش های پیش رو را فراهم می کند. سطح بالایی از صلاحیت اغلب شامل “در منطقه” بودن ، کاملاً و کامل در همه کارهایی که انجام می دهیم غوطه ور است. تا حدی ، استعدادهای پل در امور مالی ، که دوست داشت از آنها استفاده کند ، به او کمک کرد تا در طول زندگی حرفه ای خود معنی پیدا کند.

کنترل. اگر مردم باور داشته باشند كه آنها را آزادانه انتخاب كرده اند ، تمایل بیشتری دارند كه در انتخاب خود معنا پیدا كنند – این انتخاب واقعاً انتخاب آنها بوده است. زمانی که من پاول را ملاقات کردم ، او شروع به تعجب کرد که آیا او تصمیم گرفته که ازدواج کند زیرا واقعاً می خواست یا همه افراد در سن او قبلاً ازدواج کرده اند. این احساس تحمیل به کسی نیز چیزی بود که وی هنگام انتخاب شغل تجربه کرده است – همانطور که قبلاً اشاره کردم ، تجارت گزینه دوم وی بود.

تعالی همانطور که یک ضرب المثل قدیمی یونانی متذکر می شود ، “وقتی مردان مسن درختانی را می کارند که در سایه درختان خود می دانند که هرگز نمی نشینند ، جامعه به طرز شگفت انگیزی رشد می کند.” عمیق ترین معنای خود را وقتی می یابیم که فراتر از منافع شخصی و خودکوفایی به جایی بپردازیم تا جایی برای افراد دیگری که شخصاً با آنها نزدیک نیستیم – جایی که هدفمند با جامعه و جامعه خود ارتباط برقرار می کنیم ، ایجاد کنیم. روشن بود که تعالی هرگز بخشی از آرایش پل نبود. او بیش از حد در موفقیت شرکتهایی که تأسیس کرده بود وسواس داشت

با توجه به این پنج ستون ، من تعجب کردم که چگونه می توانم به پل کمک کنم تا در این چهارراه زندگی خود حس معنا و جهت را ایجاد کند. آیا باید به او پیشنهاد کنم که او بر رابطه خود با همسر و فرزندانش تمرکز کند – با توجه به اهمیت تعلق به رفاه؟ یا خیلی دیر بود؟ با توجه به امنیت مالی فعلی اش ، آیا او باید وقت خود را به فعالیت های دیگر اختصاص دهد ، موسیقی علاقه اصلی او باشد؟ یا اینکه با سرمایه گذاری در اشتیاق دیگران ، حامی هنر شوید ، بنابراین در حالی که فراتر از مراقبت های شخصی است ، احساس اصلی او را لمس کنید؟ آیا با انجام این تغییرات مختلف ، پولس احساس هدف و کنترل بیشتری بر مسیر زندگی خود پیدا می کند؟

لحظات بحران های وجودی ، مانند آنهایی که پاول با آن روبرو است ، می تواند فرصت های خوبی برای یادگیری باشد. من معتقدم که هرمان هسه گفته است: “من همیشه اعتقاد داشته ام و هنوز هم اعتقاد دارم که هر وضعیت خوب یا بدی در مسیر ما ظاهر شود ، ما همیشه می توانیم به آن معنا بدهیم و آن را به چیزی با ارزش تبدیل کنیم.” غلبه بر چالش ها نیز راهی برای زندگی بیشتر است معنی دار. من به پل امیدوار بودم: هنوز فرصتهای زیادی برای کشف چیزهای جدید و به دست آوردن احساس جهت وجود داشت. با این حال ، انتخاب به او بستگی دارد.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>