یکی از از همین رفتارها وقتی بود که نیز بندی هایش او را برای تماشای فیلمش صدا می زنند و “رحیم” که اشتیاق دیدن خودش را از تلویزیون داراست به بند می رود البته فراموش نمی نماید که گرمکنش را بر روی زیرپیراهنی اش بپوشد. اصغر فرهادی هنگامی که به تعریف داستانهایی در پس حوزه جامعه معاصر اهل ایران میپردازد، نشان میدهد که چرا به تیتر یک فیلمساز مؤلف، مورد اعتنا قرار می‌گیرد و فیلم «قهرمان»، اثر لبریز سر و صدای او که البته فرآورده مشترک کشور‌ایران و فرانسه است، از همین خصیصه اساسی بهره برده است. معین نمی باشد چرا نباید مالک کیف پیدا شود؟ چرا بندرعباس نه، چرا گیلان نه؟ رحیم فردی می باشد که تصمیم گرفته تا کار خیری انجام دهد، خیر برای اینکه از آن بهرهای ببرد و سواستفاده کند، بلکه برای این‌که ذاتا انسان صاف و صادقی است و به وجدانش اهمیت میدهد. غایب بودن کاراکتر همسر دیرین رحیم در تمام فیلم، این توقع را در بیننده تولید می‌کند که روایت همسر رحیم از ماجرا را بشنود و به سوالاتی که در ذهن تماشاچی ساخت شده است از گویش همسر رحیم پاسخ داده اصغر فرهادی دلاور صحبتهای جنجالی شود. پس رحیم در سطح شهر اعلامیه پخش می‌نماید تا صاحب کیف را پیدا کند. دوست رحیم کیفی لبریز از سکه طلا پیدا کرده است و به رحیم پیشنهاد می‌کند که از آن به جهت بازپرداخت بدهیاش به کار گیری کند؛ اما رحیم در لحظه آخر تصمیم می گیرد تا صاحب و مالک سکهها را پیدا کند و هیچ تصوری ندارد که انجام همین فعالیت چه میزان میتواند برایش دردسرساز باشد. از همین نوباوه در میزانسن فیلمبرداری یکی از مسئولین زندان به جهت پاککردن بدنامی اصغر فرهادی دلیر علیدوستی رحیم به کارگیری میشود. فیلم «قهرمان» مانند دیگر فیلمهای اصغر فرهادی، فیلمی نظارهگر درباره مشکلی است که آنقدر در جامعه ایرانی شایع شده که استفاده از واقعگرایی سبب ساز طبیعی و ملموس شدن تجربه تماشای آن شده است. قهرمان برای نخستین توشه در بخش رقابتی جشنواره کن ۲۰۲۱ رونمایی شد که توانست جایزهی بزرگ هیأت داوران را از این روی داد سینمایی حیاتی اخذ کند. گویا قهرمان در زندان نبوده و نمیداند داستان چیست. رحیم در دو صحنه حساس بهرام و یکی از مسئولین زندان وارد تضارب فیزیکی می گردد و هر دوطرف او را تهدید میکنند.