ناامیدی تیم خود را به انگیزه تبدیل کنید


رهبران اغلب از برخورد با کارمندانی که از ناامیدی می لرزند ناراحت کننده هستند. آنها معمولاً می خواهند احساسات خود را کنترل کنند ، و نگران این هستند که بر سایر اعضای تیم تأثیر منفی بگذارند. در عوض ، آنها باید به افراد آموزش دهند تا احساسات حاصل از این تجربه را آشكار كنند ، به آنها كمك كنند تا مربی درونی خود را آزاد كنند و انتقاد درونی خود را سرکوب كنند و سپس انرژی خود را بر پرورش عمل مثبت متمرکز كنند.

شکست ها و ناملایمات به ناچار با احساسات منفی همراه هستند. شخصی که قبض بزرگی را از دست داده است ، به او اعطا شده است برای ارتقا سطح ، یا نتایج سه ماهه ضعیفی داده است ، احساس ناامیدی ، سرخوردگی و عصبانیت خواهد کرد.

بیشتر رهبرانی که با یک عضو تیم ناراحت روبرو هستند احساسات منفی را به عنوان یک بیماری که قبل از آلوده شدن به تیم گسترده تر ، احساس می کند ، درک می کنند. یا آنها آنها را مشکلی می دانند که باید سریع حل شود تا افراد به حالت عادی برگردند. اما کار ما با مربیان ورزشی و مدیران مشاغل نشان داده است که رهبران می توانند یاد بگیرند که به اعضای تیم کمک کنند تا احساسات منفی خود را انتقال دهند و آنها را به ابزاری قدرتمند برای ایجاد انگیزه در افراد بی روح و باز کردن توانایی های بالقوه آنها تبدیل کنند.

نارضایتی درونی و انرژی همراه با احساسات منفی می تواند افراد را به سطح بالاتری از عزم راسخ و سخت کوشی سوق دهد. وقتی اعضای تیم شما با ناامیدی یا ناکامی روبرو می شوند ، می توانید از آن برای تقویت یا تقویت آنها استفاده کنید. همه چیز به چگونگی مکالمه های سازنده درباره احساسات منفی برمی گردد. در اینجا نحوه حرکت سه نکته اصلی در مکالمه برای هدایت احساسات منفی به سمت رشد مثبت وجود دارد:

احساسات منفی را شناسایی کنید و درگیر شوید. بسیاری از رهبران یا سعی می کنند مردم را از احساسات منفی نجات دهند یا از آنها کنار می روند. هیچ یک از این دو روش م isثر نیست ، زیرا هر دو فقط مقاله ای درباره احساسات قوی هستند و انرژی جوشان شده در زیر را نادیده می گیرند. در عوض اعضای تیم ناامید را درگیر کنید. احساس منفی را نام ببرید و آنها را به گفتگو در مورد آن دعوت کنید. یک شریک ارشد که در شرکت مشاوره Big Five با او کار کردم برای ارتقا درجه تحویل داده شد. پس از آن بازخورد ناشناس و بسیار انتقادی همتایان وی که منجر به تصمیم گیری شد ، به او نشان داده شد. او شوکه و آسیب دیده بود. افراد زیادی در حلقه او سعی کردند او را از شر این احساسات نجات دهند. به او گفتند که او عالی است ، نباید پایین برود ، در کمترین زمان به عقب باز می گردد.

اطمینان خاطر خوب یک اثر داشت: گفتگوها پایان یافت. وی گفت: “این کمکی نکرد.” “بعد از آن ، من جایی برای بحث در اختیار نداشتم ، مگر اینکه برخی تشکرهای مسخره را غر بزنم.”

رویکرد م moreثرتری وجود دارد: احساسات را علامت گذاری کنید و پاسخی را دعوت کنید. من پیشنهاد کردم: “به نظر می رسد شما واقعاً ناامید شده اید”. بعد از مکثی طولانی ، او گفت: “راستش من ناامید نیستم – احساس می کنم خیانت شده ام.”

نگران نباش ، من هم مثل خودم اشتباه می کنم. فقط بهترین حدس خود را بزنید. وقتی بر روی احساسات شخصی برچسبی بزنید ، آنها بلافاصله موافقت می کنند یا شما را اصلاح می کنند. آنها قادر به توقف نخواهند بود. بعد از اینکه مدیر عامل شرکتم با آن کار اصلاح شد ، هر دو اطلاعات مورد نیاز برای پیشرفت را داشتیم.

او به من گفت که چقدر عصبانی است ، اما همچنین چقدر آسیب دیده است. او گفت که می خواهد بجنگد ، اما همچنین باید برود. هنگامی که احساسات خود را بیرون می ریخت ، از انرژی قابل توجهی برخوردار شد. انرژی زیر احساس پدیدار می شود. این انرژی است که می خواهید در جهت سازنده هدایت کنید.

به مربی خود تغذیه کنید ، نه به انتقاد از خود. پس از شناسایی احساسات و آشکار شدن انرژی خام زیر ، به یاد داشته باشید که این دقیقاً همان است: خام. در این مرحله می تواند باعث ایجاد مثبت شود خودآموز صدایی که جملاتی از این قبیل را بیان می کند: باید زمان بیشتری سرمایه گذاری کنم تا بفهمم دیگران چگونه مرا درک می کنند. “انرژی همچنین می تواند باعث شک و تردید در مورد توانایی های کسی شود و نظراتی را برانگیزد مانند” مردم بالاخره فهمیدند که من تمام این مدت وانمود کرده ام. “

یک خودآموز مثبت مفید است. منتقد خود تخریب می کند. مربیان کارآمد مردم را درگیر تولید مثبتی برای این س theال می کنند ، “این احساسات به من چه می گوید؟” این خود منتقد با لیستی از نقص شخصیت پاسخ می دهد: “من احمق ، تنبل ، غیرقابل تصور هستم”. سخت تر ، متفاوت فکر کردن و جلب حمایت چون من هنوز آنجا نیستم. “

شما می توانید صدای معلم خود را در یک همکار بی روح و روان تقویت کنید و انتقاد از خود را با شکل دادن یک احساس منفی به عنوان نشانه معنی خاموش کنید. به عنوان مثال ، می توانید بگویید: “واقعاً برای شما مهم است ، اینطور نیست؟” یا “من می بینم که این برای شما چقدر مهم است.” دیدن احساسات منفی به عنوان نشانه ای از شور و اشتیاق می تواند به پرورش انگیزه مولد کمک کند.

همچنین می توانید خودآموزان را با به اشتراک گذاشتن داستان های خود فعال کنید تا گرایش خودانتقادی ها برای مقایسه نامطلوب را خنثی کند. “من خلاق نیستم” اختصار “دیگران خلاق تر از من هستند” است. به عنوان یک رهبر ، می توانید با به اشتراک گذاشتن آزادانه تجربیات خود در زمینه مبارزه و رشد ، به انتقاد از خود بپردازید.

انرژی را روی عمل متمرکز کنید. انرژی موجود در احساسات منفی را می توان به سمت چیزهایی هدایت کرد که می توانیم کنترل کنیم ، یا به اهداف بسیار غیرمولد بپردازیم. نتیجه ویژه ای غیرمولد برای تیم ها توسط Rosamund Stone Zander و بنیامین زندر ، مدیر موسیقی فیلارمونیک بوستون در کتاب خود مشخص شد. هنر فرصت. آنها این بن بست را “مکالمه بدون فرصت” می نامند. تیم به جای کنترل ، فقط در مورد چگونگی اوضاع بد صحبت می کند. چنین گفتگوهایی می تواند وسوسه انگیز باشد زیرا باعث ایجاد حس ارتباط بین شرکت کنندگان می شود ، اما در نهایت به جایی نمی رسند.

در عوض ، به ترسیم یک تصویر واضح از شکافی که بین آینده عمل و آینده بی عملی وجود دارد کمک کنید – و از این تفاوت برای هدایت انرژی به عمل استفاده کنید. با شروع از فرد بخواهید تصور کند اگر تغییری ایجاد نشود چه احساسی خواهد داشت.

در مورد شریک ارتقا یافته این بود: “اگر در این بازخورد بدون انجام کاری فکر کنید ، در 90 روز چه احساسی خواهید داشت؟”

جواب “ترسناک” بود.

“و چه حسی خواهید داشت اگر بتوانید به آن عمل کنید و ادامه دهید؟”

وی گفت: “به نظر می رسید وزنه بزرگی برداشته شده است.” و در آن لحظه او احساس عاطفی بین عمل و بی عملی را احساس کرد و آماده برداشتن گامهای مثبت به جلو بود.

خیانت برای ارتقا and سطح و احساس خیانت توسط همکاران ، نمونه ای عالی از احساسات منفی است که وارد بدن می شود. اما حوادث دشوار بسیار کمتری وجود دارد که بتواند با این رویکرد رهبری معکوس شود. این اسناد زندگی است: ملاقات با مشتریان بد پیش می رود ، پروژه تصویب بودجه نمی کند ، تصمیمات استراتژیک برای همه کار و ناامیدی ایجاد می کند. در هر صورت ، نام بردن از احساسات (به عنوان مثال “می توانم بگویم بعد از این جلسه ناامید شدی”) ، پیوند دادن آن با مفهوم (“این پروژه برای شما واقعاً مهم است ، درست است؟”) و سپس کانال دهی مفید است. از انرژی آزاد شده برای عمل (“اگر ما بتوانیم آن را برای سه ماهه بعدی پس بگیریم ، چه احساسی خواهید داشت؟ فکر می کنید چه کاری انجام می شود؟”).

احساسات منفی دردناک است ، اما رهبران می توانند به تبدیل آنها به چیزی مثبت کمک کنند. همانطور که روانپزشک بیانی ایتالیایی روبرتو آساگیولی آن را در کار اصلی خود بیان کرد روان سنجی، “تلاش برای از بین بردن درد به سادگی حفظ آن را تقویت می کند. بهتر است معنای آن را آشکار کنیم ، آن را به عنوان بخشی اساسی از هدف خود لحاظ کنیم و توانایی بالقوه آن را برای خدمت به ما دریابیم.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>