شما چه نوع بنیانگذار یک استارتاپ هستید؟


وقتی نوبت به انجام یک کار جدید می رسد ، احساس مالکیت جمعی بسیار حیاتی است – اما همیشه مشخص نیست که موسسان چگونه باید با ارتقا this این مالکیت مشترک در تیم های خود رفتار کنند. در این مقاله ، نویسندگان تحقیقات اخیر را توصیف می کنند که بررسی می کند چگونه انواع مختلف رهبران سعی در ایجاد حس مالکیت به مردم خود دارند ، و در نهایت نتیجه می گیرند که تعادل دقیق بین تفویض اختیار و دیکته به احتمال زیاد م effectiveثر است. آنها همچنان اظهار داشتند كه بهترین راه برای بنیان گذاران برای حفظ تعهد تیم ها و مشاغل خود ، تصمیم گیری فعالانه در مورد عناصر ایده آنها برای بحث و گفتگو و كدام ثابت است – و سپس این اختلافات را به طور واضح به همه افراد درگیر اعلام می كنند.

بسیاری از سرمایه گذاران جدید امیدوار کننده تلاش می کنند تا از زمین خارج شوند زیرا بنیانگذاران آنها نتوانند احساس مالکیت جمعی را پرورش دهند – این تصور که ایده برای این سرمایه گذاری “مال ما” است و فقط بنیانگذار آن نیست – در تیم های آنها است. وقتی تیم ها مالکیت یک ایده را احساس می کنند ، بیشتر با هم همکاری می کنند ، بیشتر ریسک می کنند و فداکاری های شخصی بیشتری می کنند تا هدف مشترک را پشتیبانی کنند – و در صورت کمبود مالکیت ، اعضای تیم به سرعت بی انگیزه و غیرمولد می شوند. بنابراین بنیانگذاران برای ارتقا این حس فوق العاده مهم مالکیت جمعی چه کاری می توانند انجام دهند؟

برای کشف این موضوع ، ما یک سری مطالعات را با بیش از 500 بنیانگذار و اعضای تیم تازه وارد از مسابقات کارآفرینی و دوره های شروع دانشگاه انجام داده ایم. ما برای اندازه گیری اثربخشی این شرکت ها ، از جمله نظرسنجی و ارزیابی سرمایه گذاران ، داده های کمی گسترده ای را جمع آوری کردیم و با بنیانگذاران و اعضای تیم آنها مصاحبه های کیفی انجام دادیم. بر اساس تحقیقات ما ، ما دریافتیم که بنیانگذاران تمایل دارند یکی از سه سبک را انتخاب کنند – و اینکه کدام سبک را انتخاب می کنند می تواند تأثیر زیادی در موفقیت آنها داشته باشد:

نماینده

اولین نوع بنیانگذاران نه تنها در مورد مسائل مربوط به عملکرد ، بلکه همچنین در کل ایده آنها از تلاش ، به طور فعال از تیم خود کمک می گیرند. به عنوان مثال ، یکی از بنیانگذاران که سام * با او مصاحبه کردیم ، مدیر راه اندازی تجهیزات پزشکی بود که بر ایجاد یک ابزار جراحی برای پیوند کلیه متمرکز بود. او به جای اینکه فقط به هم تیمی های خود برساند تا ایده خود را تحقق بخشند ، او اغلب از آنها می خواست که در نظر بگیرند که چگونه می توان ابزاری را که قبلاً توسعه داده دوباره طراحی کرد. در پاسخ ، یكی پیشنهاد تغییر در طراحی را داد تا این سازگار با سایر روشهای جراحی سازگار شود ، كه هم بازار بالقوه شركت و هم تأثیر اجتماعی آن را گسترش داد. همانطور که یکی از اعضای تیم سام گفت ، “حتی اگر او دو سال است که روی این کار می کند ، اما با نگرشی وارد کار نخواهد شد ، می دانید ،” این ایده من است ، بنابراین شما فقط می خواهید روی آن کار کنید. ” “او هنوز نظر كامل ما را می خواهد ، كه واقعاً خوب است. “

مشارکت فعال تیم خود برای تشکیل ایده اصلی یک روش موثر برای ایجاد مالکیت است – اما فقط تا یک نقطه خاص. در مصاحبه های خود دریافتیم که اگر بنیانگذار بازخورد بیش از حد را تشویق کند ، تیم ممکن است تمرکز و انگیزه خود را از دست بدهد. به عنوان مثال ، هالی ، بنیانگذار یک استارتاپ برنامه ریزی کنسرت ، از اعضای تیم خود خواست هرگونه تغییر در ایده اصلی او ، هرگونه تغییر در ایده او ایجاد کنند. تیم او چندین روش مفید مانند قیمت گذاری بلیط پویا و برنامه پاداش مشتری ارائه داده است. اما وقتی تیم همه این جهات مختلف را کاوش کرد ، هالی خود را کمتر وابسته به این کار دید. همانطور که او به ما گفت ، “ایده اصلی کودک من بود و سپس واقعاً به مسیر جدیدی تبدیل شد. بعد از تغییر ، من روی ایده کمتری سرمایه گذاری کردم – و این نشان داد. “

علاوه بر این ، این بنیانگذاران اغلب نمی توانند مرزهای مشخصی راجع به آنچه بحث می شود و چه چیزی نیست بحث کنند ، و این اختلافاتی را ایجاد می کند که اعضای تیم ایده هایی را ارائه دهند که بنیانگذاران آن را دوست ندارند. به عنوان مثال ، یکی از اعضای تیم به یاد می آورد که چگونه بنیانگذار آن ادعا می کند کاملاً باز است ، اما در واقع برای پذیرفتن برخی ایده های جدید در تلاش بوده است: او به ایده خود پایبند بود. بعد از آن ، فقط ارزش آن را نداشت که هرکدام از ما آن را تکان دهیم یا تلاش کنیم. فقط یک اضطراب وجود داشت که هرگز واقعاً از بین نرفت. “تیم سرانجام قبل از اینکه بتواند نمونه اولیه خود را تکمیل کند ، منحل شد.

مشارکت در تیم خود با واگذاری تصمیمات مهم راهی عالی برای پرورش احساس مالکیت است – اما بدون مرزهای مشخص ، هم خطر علاقه خود را نسبت به تلاش خود و هم حمایت تیم خود از دست می دهید.

دیکتاتور

نوع دوم بنیانگذاران از نظر عقاید بسیار سرزمینی هستند. در برخی موارد ، این روش می تواند مالکیت جمعی را تقویت کند ، زیرا یک جهت مشخص می تواند ابهام را کاهش دهد ، درگیری های احتمالی را به حداقل برساند و اطمینان حاصل کند که افراد بر روی اهداف مشابه متمرکز هستند. همانطور که یکی از اعضای تیم هنگام بحث درباره تجربه خود با یک بنیانگذار دیکتاتور استدلال کرد ، “او ارتباط شخصی خود را با این ایده با ما به اشتراک گذاشت. سپس فهمیدیم که او می خواهد با او به کجا برود ، بنابراین واقعاً سعی در تغییر او نداشتیم. این به ما کمک کرد تا استراتژی و محل مناسب محصول را بفهمیم. داشتن چیزی ملموس به همه کمک کرد تا از این موضوع هیجان زده شوند. “یک سبک رهبری پرشور و استبدادی در برخی موارد می تواند مالکیت جمعی را افزایش دهد ، زیرا شفافیت در مورد اینکه چه کسی کنترل می کند می تواند به روند روانتر کارها کمک کند.

البته این سبک توانایی اعضای جدید تیم را برای تأثیرگذاری در جهت شرکت نیز محدود می کند ، که تعهد و سرمایه گذاری را دشوار می کند. به عنوان مثال ، در تبادل اولیه بنیانگذار با تیم خود ، وی به صراحت اعلام کرد که ایده وی ثابت است و برای تغییرات طراحی باز نیست. در نتیجه ، تیم وی نتوانستند دیدگاه های منحصر به فرد خود را که بسیار بی انگیزه است ، به اشتراک بگذارند. به گفته یکی از اعضای تیم ، “وقتی به تیم پیوستم ، واقعاً از این موضوع هیجان زده شدم. اما اکنون به نظر می رسد که او واقعاً نمی خواهد من اینقدر کمک کنم. ما بیشتر شبیه مشاوران هستیم تا اعضای تیم ، به نوعی در صندلی عقب مانده ایم. “یک رویکرد دیکتاتوری می تواند تعارض و ابهام را کاهش دهد ، اما عدم تعهد می تواند تیم شما را از خود دور کند و احساس مالکیت جمعی آنها را تضعیف کند.

نشانگر

آخرین نوع بنیانگذار مشاهده شده ما به تعادل ظریف بین دو روش توصیف شده در بالا دست یافت. این بنیان گذاران انعطاف پذیر به وضوح مشخص کردند که کدام قسمت از ایده اصلی آنها “خارج از محدوده” است و کدام قسمت ها قابل بحث است. همانطور که یکی از اعضای تیم توضیح داد ، “او به ما گفت دو چیز اصلی وجود دارد [about the venture idea] او آماده تسلیم شدن نبود و این عناصر اساسی در جای خود باقی خواهند ماند. اما او هم چنین گفت [for] چیزهای دیگر ، مانند بازار هدف ، او می خواست از تیم کمک کند. “

این روش ترکیبی مزایای دو سبک دیگر را به تصویر می کشد در حالی که معایب آنها را به حداقل می رساند. با درخواست کمک در برخی از مناطق و تدوین مرزهای روشن در دیگران، این بنیانگذاران قادر به افزایش تعامل در حالی که جلوگیری تیم خود را از دست گرفتن ابتکار عمل در جهت نامطلوب است. به عنوان مثال ، الکس برای یک بنیانگذار کار می کرد که گفت که به دنبال ایده های جدید برای ویژگی ها نیست ، اما علاقه زیادی به کاوش در بازارهای جدید یا سایر تغییرات تجاری دارد: الکس توضیح داد: “ما می دانستیم که فناوری اصلی آماده است.” که تلاش های ما صرف توسعه یک مدل تجاری برای این فناوری خواهد شد. “

بخشی از آنچه این رویکرد مختلط را بسیار م makesثر می کند این است که فقط تعیین چه چیزی نیست نه برای بحث – این نشانه صریح بنیانگذاران است می خواست به عنوان اعضای تیم برای کمک با تأمل در تجربه خود ، یکی از بنیانگذاران گفت ، “من فکر می کنم این اجازه می دهد [my team] برای کمک به چرخش شرکت و ایده های آنها نه تنها شنیده می شود بلکه از آنها استفاده می شود – بنابراین آنها احساس مالکیت پیدا کرده اند “دستیابی به آن آسان نیست ، اما بنیانگذارانی که ترکیبی از این سبک های رهبری به ظاهر ناسازگار را در پیش گرفتند ، بیشترین موفقیت را در ساخت مالکیت جمعی در تیم های خود داشته اند.

ادعای بنیانگذاران

بنابراین این برای موسسین استارتاپ به چه معناست؟ در نهایت ، برای تفویض اختیار و هم برای دیکتاتوری زمان و مکان وجود دارد – مهم این است که مرزهای مشخصی بین این دو تعیین شود. بر اساس تحقیقات ما ، ما یک طرح سه مرحله ای ساده برای بنیان گذاران ارائه می دهیم که می خواهند به مردم خود کمک کنند تا احساس قوی مالکیت جمعی را ایجاد کنند:

  1. با فهرست نویسی عناصر مختلف ایده شغلی خود مانند فناوری اصلی ، بازار هدف ، طراحی محصول / خدمات ، پیش بینی های مالی و استراتژی جذب مشتری شروع کنید.
  2. برای هر یک از این عناصر ، ثابت یا باز بودن آنها برای تغییر را خودتان تعیین کنید.
  3. این جوایز را به وضوح (و به طور مداوم) با تیم خود در میان بگذارید.

به طور طبیعی ، بخشهایی از ایده شما وجود خواهد داشت که احساس مقدس بودن می کنند ، و بخشهای دیگری که شما خوشحال خواهید شد از بازخورد استقبال کنید. برای اینکه تیم خود را درگیر کار و تجارت خود را در مسیر خود نگه دارید ، مهمترین نکته این است که مشخص کنید چه کسی کیست.

* نامها برای محافظت از حریم خصوصی تغییر کرده است.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>