[ad_1]

خلاصه

تونی هسی ، مدیرعامل سابق Zappos و کارآفرین افسانه ای و متفکر مدیریت در اینترنت ، در 46 سالگی درگذشت. مرگ او فوران عاطفه و خاطراتی را برانگیخته و سرعت قابل فهم برای ارزیابی تأثیر رهبری او وجود دارد. اما برای انجام این کار برای تونی ، شما باید به عنوان یک هنرمند فکر کنید ، نه فقط یک مدیرعامل قدیمی ، مردی که توسط ایده های بزرگ ، آزمایش ها و علاقه های بزرگ هدایت می شود ، نه فقط برنامه های تجاری و قیمت گذاری. از سهام همانند بسیاری از هنرمندان ، مواردی که به راحتی تونی را تحسین می کردند در عین حال درخشان و کثیف بودند و میراث وی را بسیار غنی و دروسش را بسیار ارزشمند می ساختند.

اندی کراس / تصاویر گتی

از دست دادن تکان دهنده تونی Hsie ، یک کارآفرین افسانه ای در اینترنت و یک متفکر مدیریت ، باعث ریزش عشق و خاطرات شد. یک ادای احترام بسیار زیرکانه از یک مبتکر دیگر بسیار مورد احترام به عمل آمد. جیسون فرید ، بنیانگذار و مدیرعامل Basecamp ، پیام توییت این چیزی بود که تونی را بسیار خاص کرده است – و توضیح دادن آن برای من بسیار پیچیده است. فرید نوشت: “از اولین لحظه ای که او را ملاقات کردم ، او مرا متعجب کرد.” “او هنرمندی با عنوان مدیرعامل بود. … مدلی از نحوه زندگی. او یک معجزه بود. “

وقتی رهبران مشهور تجارت از آنجا می روند ، چه مدت زیادی از رفتن آنها به صحنه گذشته باشد – یا ، در مورد تونی ، در سن جوانی 46 ساله – هجوم قابل فهم برای ارزیابی تأثیر آنها وجود دارد. برای انجام این کار برای تونی ، لازم است که او را به عنوان یک هنرمند ، نه فقط مدیرعامل دیرینه غول کفش آنلاین Zappos ، به عنوان مردی که با ایده های عالی و احساسات عالی ، و نه برنامه های تجاری و قیمت های سهام این به درک موفقیتهای عظیم رقابتی ، آزمایشهای سازمانی عجیب و ناکامی ها و ناامیدی های تصادفی او کمک می کند. همانند بسیاری از هنرمندان ، مواردی که به راحتی تونی را تحسین می کردند در عین حال درخشان و کثیف بودند و میراث وی را بسیار غنی و دروسش را بسیار ارزشمند می کردند.

من برای اولین بار هنرپیشگی تونی را در مه 2008 دیدم که از مقر Zappos در لاس وگاس بازدید کردم. من در غرب بودم ، مکالمه های زیادی داشتم ، یک روز تعطیل داشتم و با Zappos PR تماس گرفتم تا از نزدیک ببینم این شرکت پر سر و صدا که فروش سالانه آن فقط 1 میلیارد دلار گذشته است چیست. من همچنین از خود مدیر عامل شرکت شنیدم که پیشنهاد داد یک تور به من بدهد و آنچه را که او و همکارانش می ساختند توضیح دهد. این بازدید آغاز یک دهه گفتگو در سفر به لاس وگاس ، طی کنفرانس ها و از طریق ایمیل ، در مورد مارک تجاری ، فرهنگ ، نوآوری ، تغییرات اجتماعی و بسیاری از موضوعات دیگر بود که کار تونی را تعریف می کرد.

این اولین تور یک هنر نمایش درجه یک بود ، یک پیاده روی رسمی که به سرعت معادل یک کار نمایش مد در لاس وگاس شد. من در لابی با تونی آشنا شدم ، و او یک پرچم تور را گرفت و در هنگام حرکت ، آن را بالا برد. دفاتر اداری که از قبل سرگرم انرژی بودند ، با عبور از محل برق بیشتری پیدا کردند: یکی از بخشهایی که از آنجا عبور کردیم با منگوله ها و کلاچ های دستی سر و صدا ایجاد کرد. اعضای یک بخش دیگر زنگ ها را به صدا در می آوردند و پمپون ها را تکان می دادند. تیم مد هنگام عبور ، موسیقی رقص پخش می کردند و عکس می گرفتند. این تور با بازدید از اتاق به اصطلاح حق امتیاز پایان یافت ، جایی که شخصی به نام دکتر ویک ، مربی تمام وقت این شرکت ، یک تاج برای من فراهم کرد ، من را نشاند و یک عکس یادگاری گرفت.

مانند بسیاری از Zappos ، این تجربه فوق العاده و عجیب بود ، به همین دلیل شرکت Tony بسیار موفق بود. ایده اصلی او این بود که خرده فروشی آنلاین می تواند چیزی بیشتر از تأمین قیمت ، کیفیت و انتخاب باشد ، حتی اگر Zappos همه آن را ارائه دهد. تمام کارهایی که زاپوس انجام می داد (و می کند) برای سرگرمی ، تعجب ، تعجب و در غیر این صورت جلب مشتری بود – به قول تونی “تحویل خوشبختی” ، که عنوان کتاب پرفروش او بود.

اما تونی فهمید که نمی توانید چیز خاصی را در بازار بسازید مگر اینکه چیز قدرتمندی در محل کار خود بسازید. برای ایجاد یک مارک تجاری پرشور برای مشتریان – و تا امروز تحت تأثیر اشتیاق مشتریان Zappos قرار گرفته ام – تونی مجبور بود فرهنگ پرشوری را در بین همکارانش حفظ کند. و همانطور که او در سال 2010 برای HBR توضیح داد ، حتی تصمیم به انتقال مقر اصلی زاپوس از سانفرانسیسکو به لاس وگاس در سال 2004 تا حدی بر اساس آنچه باعث خوشبختی کارمندان فعلی او می شود ، بود.

این عظمت از عجیب نبود. در سال 1994 ، دو سال قبل از اینکه تونی اولین شرکت خود را تأسیس کند (که آن را به قیمت 265 میلیون دلار به مایکروسافت فروخت) و پنج سال قبل از پیوستن به Zappos به عنوان مشاور و سرمایه گذار ، جیم کالینز و جری پوراس مگایت خود را منتشر کردند. ساخته شده تا آخرین، ویژگی های شرکت های با رونق طولانی مدت را مشخص می کند. یکی از این صفات “فرهنگی مانند کیش” است که بر اساس ایدئولوژی ، تلقین ، پایبندی و نخبه گرایی پرشور بنا شده است.

من انعکاس این تحلیل را در فرهنگ منسجم Zappos دیدم. این باعث می شود که به این فکر کنم که چگونه دهه ها دانشجویان A&M تگزاس شعاری را برای توصیف فرهنگ متمایز (و فرقه ای) معروف خود خوانده اند: «شما نمی توانید از خارج بگویید. در داخل ، به بیرون نگاه می کنید ، نمی توانید آن را توضیح دهید. “من در مورد Zappos تقریباً همین حرف را می زنم. من واقعاً فرهنگ Zappos را تحسین می كردم ، اما هرگز نمی توانستم تصور كنم كه در آن عضو شوم (و نه فقط به این دلیل كه از نظر پامپومون مهارت خوبی ندارم). من فقط آنقدر خشن نیستم و شاید نسبت به همنوعان خود کمی تردید دارد تا کاملاً در سازمان گم شود.

نکته این است که ، تونی فقط یک مبتکر نبود ، او معتقد بود که افراط می کند. وی فرهنگ شرکتی را بنا نهاد که بسیار شدید ، در مقیاس وسیع ، بسیار کارآمد بود ، به گونه ای که از نظر طراحی برای همه مناسب نبود ، بنابراین “پیشنهاد” معروف خود را برای کارمندان جدیدی که به معنای واقعی کلمه به آنها پرداخت می شد ، برای ترک (بدون قضاوت) در صورت ایجاد آنها پرداخت آنها نمی توانند اشتیاق لازم را برای زندگی در زاپوس جمع کنند.

حسادت تونی همچنین باعث شد تا وی در سال 2014 الگویی بنیادین به نام “هلاکراشی” را اتخاذ کند – سازمانی کاملاً غیرمتمرکز و بدون مناصب ، بدون مدیران و سلسله مراتب. وقتی نوآوری او با مقاومت روبرو شد ، تونی به همکارانش این حق را داد که به این ایده متعهد شوند یا شرکت را ترک کنند. تقریبا 18 درصد اسپانیایی ها ترک را ترک کردند. تونی با این مدل باقی ماند ، اگرچه گزارش های اوایل سال جاری حاکی از آن است که زاپوس سرانجام “به آرامی از هولاکاری دور شده است”. و البته ، آمازون Zappos را در سال 2009 با معامله ای به ارزش 1.2 میلیارد دلار خریداری كرد ، كه تونی در سال 2010 توصیف كرد به این شركت اجازه می دهد “به ساخت فرهنگ ، نام تجاری و تجارت خود ادامه دهد”. ما آزاد خواهیم بود که خودمان باشیم. “

من نمی خواهم دومین اعتقاد تونی به رویکرد افراطی در طراحی سازمانی را حدس بزنم. منصفانه نیست که در صورت موفقیت تفکر رادیکال را جشن گرفت و سپس در صورت عدم موفقیت ، همان تفکر را کوچک شمرد. نکته ای که برای ما که می خواهیم از ایده های عالی تونی بیاموزیم این است که نوآوران دستیابی به موفقیت اغلب به همان اندازه که شکست می خورند شکست می خورند ، به همین دلیل تعداد کمی از ما جرات ادامه دادن به راه آنها را داریم. با هنرمندی مانند تونی ، برای اینکه سهم وی قابل توجه باشد ، تقریباً باید پراکنده شوند.

که ما را به تلاش او برای نقاشی روی بوم حتی بزرگتر از Zappos رهنمون می کند ، پروژه به اصطلاح Downtown او برای بازنگری و طراحی مجدد بخشی از لاس وگاس که مدتهاست مورد غفلت واقع شده است. در سال 2013 ، Zappos بازسازی و به ساختمان قدیمی شهر لاس وگاس منتقل شد. تونی نمی خواست یک دانشگاه محصور و بسته مانند اپل و نایک داشته باشد. اگر Zappos بتواند دفتر جدیدی را طراحی کند ، تعجب کرد و آن را با هنرمندان ، گیک ها ، کارآفرینان – نه فقط کارمندان Zappos ، بلکه افرادی که می توانند با انرژی و خلاقیت غیر قابل پیش بینی به شرکت غذا دهند – احاطه کند؟

تونی می گفت که “او برای راحتی راحتی برخورد می کند” و اینکه فکر خود را از “بازگشت سرمایه ، بازگشت سرمایه به ROC ، بازگشت از اتصال” تغییر داده است. وی می خواست منطقه نزدیک ستاد جدید زاپوس “پایتخت جهانی همکاری و یادگیری مشترک” باشد.

وقتی چشم انداز تونی را شنیدم و فهمیدم که او 350 میلیون دلار از پول خود را برای تبدیل محله سرمایه گذاری می کند ، واقعا هیجان انگیز به نظر می رسید. مقیاس ایده های وی یا عمق تعهد وی را نمی توان انکار کرد. (تونی در واقع از آپارتمان جادار تریلر Airstream خود به یک پارک تریلر آوانگارد منتهی شد که از محله منشأ می گرفت.) افسوس ، واقعیت پروژه مرکز شهر هرگز با چشم انداز باشکوه مطابقت نداشت و عملیات آن انتقادات بسیاری را به دنبال داشت – حتی اگر محله تمام شده باشد. یک راه طولانی. پارک کانتینر منحصر به فرد آن Downtown یک مکان خرید و صرف غذا با فروشگاه ها و رستوران هایی است که در کانتینرهای حمل و نقل تبدیل شده اند. این جشنواره همچنین میزبان Life is Beautiful Music و یک جشنواره هنری است ، یک رویداد عظیم در فضای باز که در سال 2019 دومین جشنواره پردرآمد در جهان بود. تونی یک بار در مورد پروژه مرکز شهر گفت: “این یک آزمایش مداوم با ایده های جدید است.” “همه چیز این است ، هیچ طرح جامعی وجود ندارد.”

این یک روش کاملاً خوب برای جمع بندی زندگی و هنر هنری تونی است. او به عنوان یک کارآفرین دائماً در حال آزمایش است. و اگرچه هرگز طرح جامع وجود نداشته است ، اما همیشه نسبت به ارزشهای انسانی و مترقی تعهدی عمیق وجود داشته است: رابطه عمیق با مشتریان ، وفاداری شدید به فرهنگ و همکاران ، اشتیاق به زندگی ، عطش ایجاد. همه ما برای شرکتی که تونی ساخته و درسی که او آموخته ثروتمندتر هستیم. هنر او دوام خواهد داشت ، اما من عمیقا دلم برای هنرمند تنگ خواهد شد.



[ad_2]

منبع: bighat-news.ir