رهبران خوب به لطف از دست می روند


رهبران باید یاد بگیرند که چگونه مهربانانه از دست بدهند. ماندگاری ستودنی است ، اما فقط تا حدودی. ما به عنوان یک جامعه و به ویژه در تجارت ، نباید فقط تحمل کنیم ، بلکه ضررها را به عنوان یک تجربه درک می کنیم که می تواند تغییر و رشد ایجاد کند. ما نیاز به ایجاد مشاغلی داریم که بتوانید بدون اینکه “بازنده” تلقی شوید ، ضرر کنید. رهبران می توانند نحوه از دست دادن خوب را از چهار طریق نشان دهند. اول ، هنگامی که در یک میدان با شکست روبرو می شوید ، حرکت به یک میدان جدید رقابت را در نظر بگیرید. دوم ، روی مأموریت و تیم تمرکز کنید و برای لذت بازی کردن فقط برای بردن بازی نکنید. بیاموزید که چگونه سریع و آهسته شکست بخورید و برای بحث درباره هر دو وقت بگذارید. سرانجام ، بدانید چه موقع باید تسلیم شوید زیرا به دنبال خیر بزرگتری نیستید یا شرایط از عهده شما خارج است.

رهبران – چه در سیاست و چه در تجارت – قابل فهم برای پیروزی متمرکز هستند. رفتن به بالا یک خواسته ذاتی انسان است؛ این نشان می دهد که ما تأثیر می گذاریم و هم پاداش مالی و هم روانی می آوریم. تعداد بیشماری از کتابهای مدیریت ، نحوه بردن مشتری ، تشکیل تیمهای برنده و پیروزی در رقابت را تبلیغ می کنند. از دست دادن – کنترل ، شخص ، وضعیت ، شغل ، قدرت ، ثروت – همچنان کماکان است.

با این حال ، همانطور که آخرین چرخه انتخابات ریاست جمهوری به ما نشان داد ، رهبران باید یاد بگیرند که چگونه با مهربانی شکست بخورند. ماندگاری ستودنی است ، اما فقط تا حدودی. به عنوان یک جامعه و به ویژه در تجارت ، ما نباید فقط تحمل کنیم ، بلکه ضررها را به عنوان یک تجربه درک می کنیم که می تواند تغییر و رشد ایجاد کند. ما نیاز به ایجاد مشاغلی داریم که بتوانید بدون اینکه “بازنده” تلقی شوید ، ضرر کنید.

در اینجا چهار راهی وجود دارد که رهبران می توانند نشان دهند چگونه خوب ضرر می کنند:

زمینه رقابت خود را تغییر دهید. به استیسی آبرامز ، سیاستمدار ، وکیل و فعال فکر کنید. پس از شکست وی در انتخابات فرمانداری 2018 گرجستان.، او می تواند دوباره تلاش کند خود به تنهایی نامزد انتخابات شود. در عوض ، او تصمیم گرفت تلاش خود را برای ثبت نام در رای گیری دو برابر کند تا به دموکرات های دیگر ، از جمله جو بایدن ، جان اوسوف و رافائل وارنوک ، برای پیروزی در رقابت های خود کمک کند و توازن قدرت را در سیاست های ایالات متحده تغییر دهد. آبرامز که همچنان به ماموریت خود وفادار بود ، به جای اینکه به دنبال شناسایی شخصی خود باشد ، تغییر جهت داد و شاید پیروزی بعدی را در مرحله دیگری بدست آورد.

در تجارت ، Slack یک مثال عالی است. بنیانگذار استوارت باترفیلد و تیمش در ابتدا تصمیم گرفتند تا یک بازی ویدیویی عظیم چند نفره به نام Glitch ایجاد کنند. وقتی پروژه نتوانست جذابیت لازم را پیدا کند ، آنها تبدیل شدند تا ابزار ارتباط داخلی را که ساخته بودند به یک محصول تبدیل کنند. Slack شد و سال گذشته با فروش 27.7 میلیارد دلار توسط Salesforce خریداری شد.

بازی کنید تا بازی کنید. اگر از کاری که انجام می دهید لذت ببرید و برای هدفی تلاش کنید ، کمتر به کسانی که “برنده” و “باخت” هستند اهمیت می دهید. برای درک این ایده ، مفید است که تعریف جیمز پی کارس را از “بازیهای محدود و بی نهایت” مرور کنید. بازی های آخر وقتی کسی برنده می شود ، در حالی که بازی های بی پایان برای همیشه طول می کشد زیرا به نام بازی انجام می شود.

رهبرانی که بازی های بی پایان انجام می دهند – تعریف شده توسط احساس رسالت ، یک فرهنگ منحصر به فرد و یک تیم منسجم – کسانی هستند که واقعا الهام می گیرند. ایگناسیو اس. گالان ، مدیرعامل شرکت برق اسپانیایی Iberdrola را در نظر بگیرید ، که انتقال سریع به انرژی های تجدیدپذیر را انجام داده و می خواهد دیگران نیز همین کار را انجام دهند. البته ، گالان می خواهد شرکتش سریعتر از رقبای خود رشد کند ، اما از کپی برداری از استراتژی ایبردرولا نیز بدش نمی آید زیرا معتقد است اگر این کار برای جامعه بهتر باشد. برای او محافظت از محیط زیست یک بازی بی پایان است. همانطور که او در HBR می نویسد ، “تغییرات آب و هوایی به یک وضعیت اضطراری آب و هوا تبدیل شده است و برای مقابله با آن به همه افراد حاضر در هواپیما احتیاج داریم.”

آماده باشید که به سرعت – یا به آرامی شکست بخورید. فرهنگ شروع به کار باعث شده است که ارزش شکست را “سریع” یا “رو به جلو” به نام ریسک پذیری و کارآفرینی درک کنیم. اکنون اجتماعات عمومی برگزار می شود که مردم داستان شکست های حرفه ای را به اشتراک می گذارند.

اما فراموش نکنیم که ضرر می تواند به سختی آهسته باشد ، با برخی از دل شکستگی ها و افزایش هزینه های فرصت. وقتی این اتفاق برای شخص ، تیم یا سازمانی می افتد ، باید فضای احساسات مرتبط با آن ، از جمله ناامیدی و اندوه را فراهم کنیم. این امر امنیت روانی بیشتری را تضمین می کند ، که همکاری ، نوآوری و بهره وری را تحریک می کند و زمینه را برای بهبودی قوی فراهم می کند. علاوه بر این ، تحقیقات نشان داده است که رهبران غمگین اغلب عملکرد بهتری نسبت به رهبران عصبانی دارند. شناخت احساسات منفی همچنین می تواند منجر به بازبینی عملکرد بهتر شود. در فضایی که در آن مردم احساس راحتی می کنند در هر زمان و در هر وظیفه ای سرآمد نباشند ، مردم در واقع می توانند برای توسعه بیشتر شخصی و شغلی گفتگوهای معنی دارتری داشته باشند.

شما می دانید چه موقع باید تسلیم شوید: شکست فرصتی برای نشان دادن آسیب پذیری و فروتنی است. همانطور که دوریس کرنز گودوین ، مورخ رئیس جمهور ، ستاره مخفی هر شب انتخابات بازنده ای است که سخنرانی مغلوبانه ای دارد که برای همیشه به یادگار مانده است ، مانند جان مک کین فقید در 2008.

رهبران باید تشخیص دهند كه چه زمانی اقدامات آنها بیشتر توسط انگیزه ای برای حفظ برتری انجام می شود تا اشتیاق اصیل برای تأثیر مثبت. آنها باید بدانند که “پیروزی” آنها توخالی یا کوتاه مدت است یا بهای بسیار بالایی دارد. رسوایی های بی شماری از شرکت ها ، از Enron تا Wells Fargo ، خطرات تلاش برای به دست آوردن سود (یعنی به حداکثر رساندن درآمد) به هر قیمتی را نشان می دهد. در عوض ، شرکتی مانند Dick’s Sporting Goods را در نظر بگیرید که تخمین می زند تصمیمش برای حذف سلاح از فروشگاه هایش 150 میلیون دلار سود داشته باشد ، اما این کار را انجام داد.

همچنین درک اینکه چه زمانی حوادث از کنترل یک فرد ، تیم یا سازمان خارج است مهم است. رهبران آنچه را که می توان مدیریت کرد کنترل می کنند ، اما به خاطر همه چیزهایی که نمی توانند ، باید بدانند چه موقع باید تسلیم شوند. خرده فروشان و رستوران های زیادی به دلیل همه گیری Covid-19 مجبور به ورشکستگی شده اند و هنوز هم بسیاری از آنها این کار را انجام می دهند با آگاهی از این موضوع که می تواند به کارمندان و مدیران و حتی مارک های آنها ادامه دهد. هنگامی که Friendly’s اعلام کرد که با حفظ 130 جای خالی شغل و شغل خود بازسازی می کند ، مدیر عامل شرکت جورج میشل گفت: “ما معتقدیم که تشکیل پرونده داوطلبانه ورشکستگی و فروش برنامه ریزی شده یک گروه رستوران جدید با تجربه بسیار بالا ، به Friendly’s اجازه می دهد تا از بیماری همه گیر خارج شود. به عنوان یک تجارت قوی تر “پیش بینی می شود که تمام 130 محل آن ، متعلق به این شرکت ، باز بمانند و مشاغل حفظ شود.

همه این پیشنهادات بیانگر اخلاقی کلیدی است: من می خواهم چه نوع بازنده ای باشم؟

در سازمان ها طی چند سال آینده ، بسیاری از ما نشانگرهای وضعیتی را که قبلا ادعا می کردیم برنده هستیم ، از دست خواهیم داد. مشاغل ترکیبی و سازمان های شبکه تخت برای منیت ما دشوار خواهد بود. عواقب آن نیز قابل توجه خواهد بود: خواهیم دید که بسیاری از مشاغل از بین می روند و چرخه های اشتغال در حال کاهش هستند. بسیاری از ما خود را در معرض ضرر قرار می دهیم و برای دستیابی به حداکثر کارایی با ماشین های همیشه هوشمند تر رقابت می کنیم. این بدبینی از جانب من نیست ، بلکه فقط واقعیت های مربوط به آینده کار در یک جهان ناپایدار و نامطمئن است.

اما اگر در مورد برد و باخت متفاوت فکر کنیم – تغییر صحنه ای که در آن بازی می کنیم ، در آغوش کشیدن بازی بی پایان ، اجازه دادن به زمان برای بهبودی از شکست ، و گاهی تسلیم شدن زمانی که دیگر به نتیجه خوبی نمی رسیم یا در شرایطی خارج از کنترل نیستیم – ما رهبری خواهیم کرد زندگی شادتر و یک روز دیگر به پیروزی یا باخت ادامه دهید.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>