[ad_1]

نزدیک به 20 سال پس از اولین حمله قلبی او ، ترس از دست دادن پدرم را از راه دور داشتم بدون اینکه بتوانم او را دلداری دهم یا خداحافظی کنم. و بعد یک روز کردم.

او صبح سپتامبر ناگهان درگذشت. آن روز بعد از ظهر دوباره به خانه کودکی برگشتم. او هنوز آنجا بود ، اما آنجا نبود – همانطور که می گویند ، بدنش در حال استراحت بود ، یا بهتر بگویم خرج شده بود. وقتی وارد شدم ، جمعیت اندکی از چهره های آشنا معلق شدند و او را در آغوش گرفتند و به آنچه همیشه دلم برای من تنگ می شود ، دست زدند. او آغوش بزرگی بود. من دیر کردم.

هفته بعد به یک الگوی افتادم. روزها دیوانه وار بود. تشریفات ، دیدارها ، هماهنگی ها ، ساعت ها اجتماع شدید و غم و اندوه وجود داشت. شب ها هنوز ساکت نبودند. وقتی غوغا متوقف شد ، پشت میز پدرم نشستم ، لپ تاپم را باز کردم و کار را گرفتم. به نظر من اطمینان بخش بود ، زیرا کمی بعد به دفتر بازگشتم. وظایف ، مهلت های قانونی و همکاران به طور همزمان به من استراحت می دادند و باعث می شدند حضور پدرم را احساس کنم. از این گذشته ، کار جایی بود که من او را زنده دیده بودم. جایی که همیشه می توانستم او را پیدا کنم.

من به خاطراتی برمی گردم ، غالباً در آن روزهایی که پر از ضرر است – از عزیزان ، کار ، نزدیکی ، سبک زندگی. امسال غم و اندوه همه جا را فرا گرفته است ، اگرچه درباره آن نوشته شده و درباره آن بحث شده است ، اما در پایان سال با شدت بیشتری احساس خواهد شد. وقتی او یک آهنگ تعطیلات را شنید ، کسی آن روز را به من گفت ، آنها را گریه کرد. من متعجب نشدم. “تمام آنچه که من برای کریسمس می خواهم تو هستی” وقتی متحمل ضرر می شوید ، معانی مختلفی به خود می گیرد.

بله ، امسال غم و اندوه همه جا است ، اما به جز آنلاین جای غم و اندوه وجود ندارد. با زندگی اجتماعی و کاری مجازی ، بسیاری دسترسی به آداب و رسوم ، اجتماعات و ترکیبی که در گذشته برای دلجویی از محرومان بود را از دست داده اند. این تلفات تلفیقی می تواند ما را در معرض خطر قرار دهد و نیاز به مدیریت دارند. نوع دیگری از حکمرانی نسبت به دولتی که مدتها به آن عادت کرده ایم.

غم پیچیده

غم و اندوه تجربه شخصی از دست دادن است. عزاداری فرایندی است که از طریق آن یاد می گیریم با ضرر روبرو شویم ، در آن مداخله کنیم و آرام آرام به زندگی برگردیم. سال گذشته پس از خواندن کتاب تأثیرگذار او اندوه م worksثر است، من با روان درمانگر انگلیسی جولیا ساموئل مصاحبه کردم برای قطعه ای که با استاد آکسفورد ، سالی مایتلیس ، در مورد عزاداری مطب نوشتم. ساموئل مرا تحت تأثیر قرار داده است “اینکه تجربه از دست دادن واقعاً چیست.” عزاداری کاری است که ما با بدن و با یکدیگر انجام می دهیم. استقامت و فضا می گیرد.

وی همچنین تأکید کرده بود که برای بسیاری از افراد ، همانطور که در مورد من صادق است ، کار – و محل کار – می تواند یکی از فضاهایی باشد که به عزاداری کمک می کند. کار می تواند احساس ثبات و قابل پیش بینی بودن ، دفتر کار – کمی راحتی و آرامش را ارائه دهد. روال اطمینان بخش است. همکاران دلسوز گاهی اوقات می توانند بسیار ارزشمندتر و کم طلبتر از همکاران خانواده باشند. ما همکارانی را که یکی از عزیزان خود را از دست داده اند در آغوش می کشیم. تیم ما هنگام مواجهه با از دست دادن یکی از اعضای خود دور هم نشسته است. یا ما فقط بی سر و صدا با دیگران کار می کنیم و از غم و اندوه خلاص می شویم.

خوب حالا چه اتفاقی می افتد که هنگام کار و زندگی در فاصله ای بسیار زیاد ، محاصره غم و اندوه شده ایم؟ ساموئل اخیراً به من گفت: “بسیاری از غمها منجمد خواهد شد ،” زیرا بسیاری از مردم پشتیبانی کافی و تشریفات کافی برای غمگینی را نخواهند داشت. به عنوان یک “غم پیچیده”. این اصطلاح به تداوم درد حاد ، بی علاقگی و گمراهی مدتها پس از از دست دادن اشاره دارد. خستگی ، اضطراب و بی حسی اکنون در محیط کار ظاهر شده است. این تجربیات اغلب به عنوان علائم فرسودگی شغلی پس از بروز عملکرد وحشت زودتر در یک بحران نه ماهه درک می شود. اما در یک سال از دست دادن زیاد و فاصله زیاد ، این تجربیات می تواند بیانگر حمله جمعی از غم پیچیده باشد.

من گمان می کنم حتی کسانی که کار مجازی را می پذیریم با عزاداری مجازی دست و پنجه نرم می کنند. به عنوان مثال اخیراً ، متوجه شدم که داده های LinkedIn نشان دهنده تغییر اخلاقیات است. در سال 2020 ، مردم در حال بحث درباره ضررهای بیشتر با شبکه های خود هستند. به گفته بیل کورنل ، روان درمانگر و نویسنده آمریکایی متخصص در ماهیت تجسم یافته روابط و از دست دادن ها ، ممکن است این مبادلات مجازی لمس کننده باشد ، اما کاملاً شبیه لمس واقعی عمل نمی کند. کرنل طرفدار استفاده از این کلمه است از راه دور نسبت به. تا مجازی تلاش کنیم تا به خود یادآوری کنیم که کار در این راه شامل از دست دادن ، صمیمیت جسمی است.

کرنل گفت ، هنگامی که به دور بودن خود اعتراف کردیم ، می توانیم تأثیر آن را درک کنیم. به عنوان مثال خستگی که پس از کنفرانس ویدیویی تجربه می کنیم ، از این واقعیت ناشی می شود که هر جلسه بزرگنمایی به سختی به ما یادآوری می کند که حتی اگر همکاران ما بسیار زنده باشند ، راههای گم شدن ما وجود دارد. در همین راستا ، ساموئل به من یادآوری کرد که از دست دادن رفاقت و روال زندگی اداری ، رابطه ما با کار و همکاران را خاتمه نمی دهد. اما یافتن راه های جدید برای جمع آوری حضور ، صبر و پشتیبانی مستلزم ایجاد فضا برای ضرر است.

چگونه می توان فضای ضرر را ایجاد کرد

بسیاری از خسارات قابل جبران نیستند ، اما مکان های عزاداری برای این خسارات می توانند در حین عملیات برگردانده شوند. و مدیران در بهترین موقعیت برای انجام این کار قرار دارند. کسانی که می توانند مردم را از دست بدهند ، خواه مرگ باشد یا کار یا صمیمیت ، به آنها در سالم ماندن ، وفاداری و بهره وری کمک می کند.

در اینجا نحوه انجام آن آورده شده است.

اول ، تصدیق کنید که مردم مضطرب ، آسیب پذیر و بی نظم خواهند شد – دقیقاً مثل شما. وانمود نکنید که همه چیز عادی است: تجربه خود را به اشتراک بگذارید ، از مردم دعوت کنید که کارهای شما را به اشتراک بگذارند و انجام دهند که رفتار طبیعی است حتی فقط به اشتراک گذاشتن آنچه که بیشتر روزهای اداری قدیمی خود را از دست می دهید و اینکه چگونه برای یادگیری نحوه برخورد با آن تلاش می کنید ، می تواند آزاد کننده باشد.

دوم ، بلافاصله پس از همدردی ، حقیقت را ارائه دهید. در اینجا داده ها وجود دارد. در اینجا چیزی است که ما در حال حاضر با آن سر و کار داریم. سوال بپرس. این نگرانی مردم را از شنیدن آرام می کند ، حتی اگر جوابی برای س questionsالات آنها نداشته باشید. اگر پیش بینی طولانی مدت دشوار است ، بهتر است هیچ پیش بینی نکنید. تقسیم درآمد ماهانه شرکت شما و برنامه هایی برای مقابله با کاهش شدید ، به عنوان مثال منصفانه تر و مفیدتر از این است که به افراد اجازه دهید در مورد میزان روشن بودن سه ماهه آینده صحبت کنند.

سوم ، کار را ساده کنید. قابل کنترل تر کنید. وقتی مضطرب و دور هستیم ، کمک می کند تا روی اهداف مشخص و مشخص تمرکز کنیم ، تا بدانیم چه چیزی انتظار می رود و چه کافی است. چنین وضوح با بازگشت افراد به محل کار به طور فزاینده ای اهمیت پیدا می کند ، اما به عادی بودن قدیمی اهمیت نمی دهد. به عنوان مثال دانستن اینکه کجا ، چه زمانی و برای چه مدت از مردم انتظار می رود کار کنند موجه است. غم و اندوه تخیل را می رباید ، و آن را با پیش بینی های فاجعه بار پر می کند. همانطور که داغدیدگان با تمرکز بر تنفس ، غذا خوردن یا ورزش منظم می توانند آرامشی پیدا کنند ، در کارهایی که مدیریت می شود ارزش نیز وجود دارد. غم و اندوه احساس آزادی عمل ما را پاک می کند و کار می تواند به بازگرداندن آن کمک کند. ساموئل توصیه می کند: “داشتن وظیفه ای که وقتی احساس ناتوانی می کنید می توانید آن را انجام دهید بسیار مفید است.”

همه این اقدامات کمک می کند تا همکاران شما در واقعیت واقع شده و آنها را به سمت امروز سوق دهد. این بهترین شغلی است که او ارائه می دهد: یادآوری به ما که فعلاً اینجا هستیم. ما اغلب به کسانی می گوییم که مدیریت می کنند و منجر به اعتماد به نفس می شوند ، تخیل را روشن می کنند و به آینده توجه می کنند. کرنل هشدار می دهد این جهت گیری در آینده “خوب و خوب است” ، اما وقتی با افرادی نشسته اید که نمی دانند هفته آینده چگونه خواهد بود ، سخت است ، چه رسد به آینده.

من نمی خواهم با همه اینها بگویم که ما باید به سادگی با یک “هنجار جدید” ضعیف تعریف شده ادامه دهیم. مثل این خواهد بود که به کسانی که عزیزی را از دست داده اند بگویید که “بر آن غلبه خواهند کرد”. ما هرگز این کار را نمی کنیم. اما ماندن در زمان حال ، تمرکز بر واقعیت عدم اطمینان و دور بودن ، می تواند ما را متحرک و متصل کند زیرا یاد می گیریم با ضرر زندگی کنیم و شاید از طریق آن به آرامی رشد کنیم.

برای اینکه مدیران بتوانند فضای ضرر را فراهم کنند ، باید از ضرر خود تغذیه کنند: از اصول و نسخه هایی که مدتهاست آنها را راهنمایی می کند. تبدیل شدن از آینده به حال ، از تخیل سوزان به قلبی محدود ، از اعتماد به نفس تا مراقبت ، مدیر می تواند به ما کمک کند تا حمایت خود را بازیابیم و به آرامی امید خود را حفظ کنیم. همانطور که قبلاً نوشتم ، انتشار این دستورالعمل های قدیمی می تواند به ما در انسانی سازی حکمرانی کمک کند. به همین ترتیب ، آن ماه هایی که در آن گم شده ایم می توانند کارهای انسانی سازی کنند. اگر به ما یادآوری کند که برای تقسیم و تسکین غم و اندوه خود به فضا احتیاج داریم ، مسافت حتی می تواند ما را نزدیکتر کند. این می تواند یک پایان امیدوار کننده برای یک سال ضرر باشد.

[ad_2]

منبع: bighat-news.ir