برای حل مسئله مبارزه می کنید؟ سعی کنید آن را بازسازی کنید.


خلاصه

نحوه تعریف مشکل شما بر نحوه حل آن تأثیر می گذارد. بنابراین ، کلماتی که برای توصیف مسئله انتخاب می کنید حیاتی هستند. در حقیقت ، اگر برای تولید راه حل های موثر تلاش می کنید ، می توانید روش تدوین مسئله را تغییر دهید. به طور خاص ، دو سوال از خود بپرسید: اول ، موضوع چیست؟ بیانیه مسئله متمرکز بر کارمند راه حل های متفاوتی از یک پروژه یا دلار متمرکز می کند. دوم ، چگونه مسئله را اندازه گیری می کنید؟ معیاری که برای تعیین موفقیت یا شکست استفاده می کنید تأثیر زیادی در تصمیم گیری شما خواهد داشت. بنابراین دفعه بعدی که با مشکلی روبرو شدید و ممکن است راه حلی پیدا نکردید ، بیانیه را دوباره بنویسید. احتمالاً متوجه خواهید شد که یک تغییر کوچک در کلمات می تواند منجر به تغییر بزرگی در دیدگاه شما شود.

بحث آرتور / گتی ایماژ

کارشناسان حل مسئله قبل از اعمال اقدامات متقابل بر اهمیت درک عمیق مسئله تأکید می کنند. و بسیاری این جمله چارلز کترینگ را نقل می کنند که “مسئله یک چارچوب خوب یک مسئله نیمه حل شده است.” اما مشکل “قاب خوش فرم” دقیقاً چیست؟ من قبلاً در مورد برخی از اشتباهات واضحی که باید از آنها اجتناب شود ، نوشتم – ایجاد راه حل در قالب یک مسئله و اتکا به اشتباهات کلی و نه خاص.

با این حال ، اگر هنوز در تلاش برای تولید راه حل های موثر هستید ، می توانید روش تدوین آن را تغییر دهید. انتخاب کلمه مهم است. به طور خاص ، شما باید به نحوه تدوین مبحث بیان مسئله و نحوه اندازه گیری مسئله توجه کنید.

افشای کامل: من به عنوان یک متخصص انگلیسی در کالج و یک معلم سابق انگلیسی ، تمایل دارم روی قدرت زبان تمرکز کنم. اما این فقط مسئله معنایی نیست. این دو ملاحظه مسیر نحوه حل مسئله را تعیین می کند. یک تغییر کوچک در جسم یا اندازه گیری می تواند شما را به مجموعه متفاوتی از اقدامات متقابل سوق دهد ، همانطور که با تغییر کوچک زاویه ، ماهواره به جای مدار مفید به فضا می رود.

موضوع چیست؟

رهبران شرکتی که من با آنها کار کرده ام مدتهاست از عدم پیشرفت در ایجاد فرهنگ بهبود مستمر ناامید شده اند. بسیاری از کارمندان در برنامه کمربند سبز شش سیگما شرکت می کنند و یک پروژه را به اتمام می رسانند ، اما تنها حدود 1٪ از آنها پروژه کمربند زرد دوم را انجام می دهند.

بنابراین رهبران شرکت چگونه باید مسئله را فرموله کنند؟ این سه عبارت مسئله را در نظر بگیرید:

  1. فقط 1٪ کمربندهای سبز ما به انجام پروژه دوم ادامه می دهند.
  2. مدیران ما فرهنگ بهبود مستمر را پرورش نمی دهند.
  3. شرکت ما هر ساله فقط 10 پروژه کمربند زرد / سیاه انجام می دهد.

هر سه مورد همان مشکل اساسی شرکت را تحت پوشش قرار می دهند – به همان اندازه که تیم مدیریت می خواهد پروژه های بهبودی را دریافت نمی کند ، اما فرم بندی هر یک تفاوت مهمی در نحوه برخورد شما با این مسئله ایجاد می کند.

اولین بیانیه در مورد این موضوع مربوط به کارمندان کمربند سبز است. ما به انگیزه و انتخاب آنها نگاه می کنیم. اظهارات دوم در مورد این مسئله توجه را به مدیران معطوف می کند. این باعث می شود که ببینیم مدیران چگونه تصمیم می گیرند در مناطق آنها چه کاری انجام شود. سوم به شرکت به طور کلی نگاه می کند – اولویت بالا ، نحوه تخصیص منابع و نوع کار شناسایی و پاداش چیست.

تغییر تمرکز منجر به انواع مختلف اقدامات متقابل می شود. به عنوان مثال ، اگر روی کارمندان تمرکز کنید ، می توانید سیستم ارزیابی عملکرد و جبران خسارت را تغییر دهید تا آنها را به انجام پروژه های بیشتر ترغیب کند. اگر روی مدیران تمرکز کرده اید ، می توانید آنها را آموزش دهید تا نیاز به صرف وقت برای تیمشان برای انجام کارهای اضافی داشته باشند که ارتباط مستقیمی با مسئولیت های اصلی آنها ندارد. اگر شما روی این شرکت تمرکز کنید ، احتمالاً مدیر عامل شرکت را وادار می کنیم تا بررسی کند که چه مدت از کارکنان خود انتظار دارد برای پیشرفت ، KPI ها را برای پشتیبانی از اتمام پروژه توسعه دهد و برای موفقیت در اتمام پروژه احترام بگذارد.

چگونه مسئله را اندازه گیری می کنید؟

فرض کنید مشکلی که با آن روبرو هستید مشابه مثال بالا است: تجارت شما به اندازه کافی ابتکاری نیست. در اینجا سه ​​روش ممکن برای فرمول بندی وجود دارد:

  1. ما به اندازه رقبا نوآور نیستیم.
  2. ما هر ساله فقط یک محصول / خدمات جدید در بازار ارائه می دهیم.
  3. فقط 5٪ از درآمد ما از محصولاتی است که در سه سال گذشته تولید شده است.

اولین گزاره در مورد این مسئله مبهم و نامشخص تعریف شده است. با این حال ، این شما را به سمت یک درخواست اندازه گیری سوق می دهد. نوآوری را چگونه اندازه گیری می کنید؟ رقبای شما چگونه آن را اندازه گیری می کنند؟ آیا تعداد محصولات و خدمات جدید یا ارزش / درآمد حاصل از این محصولات و خدمات جدید را اندازه گیری می کنید؟ اگر سالانه فقط یک محصول جدید در بازار عرضه کنید ، اما همیشه خانگی است ، مهم است؟ آیا کیفیت از کمیت مهمتر است؟ رقبای شما از چه شاخص هایی استفاده می کنند؟

اظهارات دوم در مورد این مسئله باعث می شود شما فرایند بازاریابی نوآوری و همچنین فرهنگ پیرامون نوآوری را کشف کنید. چند ایده جدید در کمیته درگذشت؟ برای تعیین اینکه آیا چیز جدیدی در بازار ارائه می شود از چه معیارهایی استفاده می شود؟ آیا مردم از شکست می ترسند ، یا آیا شما محیطی دارید که به خطر انداختن پاداش می دهد؟ آیا افراد به دلیل نوآوری اعتبار می گیرند (یا سعی در نوآوری دارند) یا افرادی که بالاترین رتبه را دارند معمولاً اعتبار می گیرند؟

مورد سوم باعث می شود شما قیمت گذاری ، تبلیغ و قرار دادن محصولات و خدمات جدید را در نظر بگیرید. شاید موتور ابتکاری شما به راحتی روان شود ، اما ویژگی فروش و بازاریابی مهارت و تجربه استفاده از چیز جدید را ندارد. تیم فروش در شرکتی که من با آن کار کرده ام از انتشار طرح های جدید ناراحت کننده است. آنها عمدتاً به اقلام قدیمی متکی هستند که راحت تر فروش می کنند و در نتیجه فرصتی عادلانه برای محصولات جدید به بازار نمی دهند.

به روشنی ، هیچ یک از تصاویر این مشکلات مشکلی ندارد. همه آنها یک هدف دارند. با این حال ، مهم است که تشخیص دهیم کلماتی که انتخاب می کنید تأثیر زیادی هم در مسیر تلاش های شما برای حل مسئله و هم در تقابلی که شما ایجاد می کنید ، دارند. بنابراین دفعه بعدی که با مشکلی روبرو شدید و ممکن است در تلاش برای یافتن راه حل باشید ، سعی کنید با تغییر موضوع یا نحوه اندازه گیری مسئله ، بیانیه را بازنویسی کنید ، احتمالاً خواهید دید که یک تغییر کوچک در کلمات می تواند تفاوت چشمگیری در دیدگاه شما ایجاد کند. .


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>