اکنون زمان خوبی برای شروع تمرین ذهن آگاهی است


سال گذشته با خشم ، ترس و اندوه همراه بود. احساس هیچ یک از این احساسات برای اکثر ما بسیار آسان نیست و تلاش برای دور زدن با سرکوب ، اجتناب یا اقدام تکان دهنده ، وسوسه انگیز است. این رویکردهای اجتناب نه تنها بی تأثیر هستند ، بلکه می توانند به سلامتی ، رفاه و روابط شخصی و شغلی ما آسیب برسانند. نویسنده سه راهکار را برای استفاده از توجه برای مقابله با این احساسات سخت قابل دستیابی به روشی سازنده توصیه کرده است. احساس سنگین را بدون قضاوت در آن احساس کنید ، سپس به تفسیر خود نگاه کنید و با کنجکاوی به موقعیت نزدیک شوید. سرانجام ، سعی کنید احساس و دلیل خود را به اشتراک بگذارید.

عصبانیت ، ترس و اندوه همیشه در زندگی ما وجود داشته و بر نحوه کار ما تأثیر گذاشته است ، اما به ندرت به اندازه یک بیماری همه گیر جهانی است. ذهن آگاهی یکی از در دسترس ترین ابزاری است که در اختیار ماست تا بتوانیم با این احساسات سخت دست یابیم.

متأسفانه ، یک تصور غلط رایجی که هنگام صحبت با مدیران در مورد هوشیاری می شنوم این است که هدف آن جدا شدن از احساسات است. این یک سو mis تفاهم بالقوه مضر است – در واقع ، توجه می تواند به ما کمک کند تا با احساسات خود ارتباط برقرار کنیم و از روندی که اکثر ما باید از آن اجتناب کنیم ، عبور کنیم. محیط اطراف نه تنها برای سلامتی و سلامتی خود ، بلکه برای روابط ما با دیگران نیز مضر است. تحقیقات نشان می دهد افراد حرفه ای آموزش دیده برای جعل احساسات خود بسیار بیشتر با مشکلات جسمی و روحی روبرو می شوند.

سه روش وجود دارد که ما معمولاً برای دور زدن احساسات از آنها استفاده می کنیم:

  • سرکوب. وقتی احساسی را سرکوب می کنیم ، آن را فشار داده و کنار می گذاریم. ما نمی خواهیم او ما را اذیت کند و ممکن است ندانیم با او چه کنیم. برخی از احساسات ممکن است برای ما دشوارتر از دیگران باشد ، بسته به اینکه چه پیام هایی را از نظر فرهنگی یا از خانواده دریافت کرده ایم.
  • در رفتن. همچنین می توانیم سعی کنیم به طور کلی از احساس فرار کنیم ، معمولاً با انجام نوعی فعالیت بی حس کردن. نوشیدن ، تماشای تلویزیون ، مصرف رسانه های اجتماعی و بررسی سرزده اخبار یا ایمیل ها می تواند وسیله ای برای جلوگیری از این امر باشد. من اخیراً یک کارگاه آموزشی ذهن آگاهی و سو abuse مصرف مواد را برای طیف وسیعی از شرکت کنندگان در برخی از بزرگترین شرکتهای فناوری برگزار کردم و همه مدیران اذعان داشتند که با وجود مشغله زیاد ، آنها زمان و تلاش زیادی را صرف اجتناب از احساس برخی یا موارد فوق کردند.
  • با توجه به آن برخی از مدیران به تمایل خود مبنی بر اینکه فقط بر اساس یک احساس عمل می کنند ، افتخار می کنند (به عنوان مثال ، به جای اینکه وقت بگذارید ابتدا فکر کنید) ، با نوشتن یک ایمیل واکنشی خشمگین. عمل بر روی احساس در لحظه های محرک معمولاً به معنای ریختن احساس سخت رسیدن به شخص دیگر و سرزنش او برای عصبانیت ، ناراحتی یا ناامیدی ما است. مانند ظلم و فرار ، تأثیر تکانشی بر احساس تلاش برای جلوگیری از آن است.

بای پس معایب زیادی دارد. احساس فراموش شده مجاز نیست. به عنوان مثال خشم سرکوب شده از بین نمی رود – بطری پر می شود و می تواند احساس پرخاشگری بیشتری در ما ایجاد کند ، یا به پرخاشگری منفعل تبدیل می شود و به آرامی روابط ما را از بین می برد. احساسات غالباً علامت نیاز به برخی اقدامات است. به عنوان مثال ، احساس خشم ممکن است به این معنی باشد که مرز عبور کرده و باید دوباره احیا شود ، ما باید برای نیازهای خود ایستادگی کنیم یا اینکه تسلیم اشتباه است. هنگامی که به خود اجازه می دهیم عصبانیت خود را به دقت احساس کنیم ، می تواند به ما کمک کند تا آگاهانه انتخاب کنیم که با آن چه کنیم. یکی از مدیران عامل به من گفت که وقتی او از عصبانیت خود آگاه شد ، سرانجام احساس آمادگی کرد که صریحاً به سو abuseاستفاده رئیسان خود روی آورد و توانست به آن پایان دهد.

به عنوان مثال دیگر ، غم و اندوه ممکن است نشان دهنده این باشد که ما باید غمگین شویم و چیزی را ترک کنیم. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که می بینم ایجاد فضای کافی برای زنده ماندن از دست دادن قدیمی نیست. اگر به خود ، تیم ها و سازمان هایمان اجازه غم و اندوه را بدهیم ، به این معنی نیست که قدیمی بهتر بوده است – این بدان معنی است که ما به طور فعال آن را آزاد می کنیم تا جای چیز جدیدی فراهم شود.

هنگامی که به درستی تمرین می شود ، ذهن آگاهی می تواند به ما اجازه دهد با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و آنها را به روشی سازنده برطرف کنیم. در اینجا سه ​​راهکار برای مقابله با احساسات شما وجود دارد قبل از اینکه آنها بر سلامتی ، شغلی و همکاران تأثیر بگذارند.

احساس را احساس کنید بدون قضاوت یا کنترل آن. اولین قدم در آگاهی درک احساس شماست. بسیاری از ما سواد عاطفی ضعیفی داریم و در مقابل استرس ناشی از قدمت ، اغلب حتی نمی دانیم در هر شرایطی چه احساساتی را با خود حمل می کنیم. تحقیقات نشان می دهد که بیان احساسات ما با کلمات (هرچه خاص تر ، بهتر) می تواند از رنج ناشی از تجربه بکاهد. در طول روز ، وقتی متوجه ناامیدی ، اضطراب یا ناراحتی خود شدید ، سعی کنید لحظه ای را برای مکث پیدا کنید. با تمرکز بر نفس خود شروع کنید ، سپس ببینید آیا می توانید تجربه خود را نام ببرید. اکنون این احساس را در بدن خود پیدا کنید (بیشتر ما احساسات خود را در قسمت های خاصی از بدن احساس می کنیم). سعی نکنید آن را تغییر دهید یا با آن کاری انجام دهید – فقط آن را تماشا کنید. چه احساسی دارد؟ وقتی این کار را می کنید ، معمولاً متوجه می شوید که احساسات و احساسات بدنی ساکن نیستند. در ابتدا ممکن است شما غم و اندوه خود را به عنوان فشار در قفسه سینه احساس کنید ، اما وقتی با آن سازگار شوید ، ممکن است احساس یک ضربه چاقو در قلب خود داشته باشید. هنگامی که مقاومت در برابر احساس را متوقف کردید و به آن توجه مناسب کردید ، اغلب حرکت کرده و در نهایت از بین می رود. این رویکرد می تواند برای بسیاری از ما که عادت به اجازه دادن به احساسات خود نداریم ، یک تغییر الگوی شگفت آور باشد.

داستان را رها کنید ، نه احساس را. ذهن ما یک ماشین فکر ساز است و ما به سرعت انواع و اقسام توضیحات را برای احساسات خود ارائه می دهیم ، بسیاری از آنها متهم به سرزنش دیگران برای احساس ما هستند (“من عصبانی هستم زیرا رئیس من از پروژه من حمایت نمی کند”) ) یا ساختن دلایلی که باید احساس ما را احساس کنیم (“من چهره صورت مشتری را دیدم و مطمئن هستم که او مرا دوست ندارد”). دقت به ما اجازه می دهد تا دریابیم که اگرچه وقایع بیرونی علت احساسات ما بوده اند ، اما تفسیر ما از آن وقایع است که در واقع باعث آنها می شود ، که آزادی عمل را به ما بازمی گرداند. داستان های ما می توانند بی پایان و خود تقویت کننده باشند و شرکت در آنها معمولاً فقط داستان های بیشتری را ارائه می دهد. همانطور که توجه می کنیم ، به تدریج یاد می گیریم که از ایمان خود به این داستان ها جدا شویم. در واقع ، بسیاری از کارهایی که ما با دقت انجام می دهیم این است که ما گرفتار یک فکر شده ایم و سپس به نفس باز می گردیم.

انتشار داستان با پذیرفتن شرایط برابر نیست. در حقیقت ، این معمولاً تا زمانی که مدیرعامل آمادگی آماده ترک داستان خود نباشد و متهم شدن به آمادگی برای مقابله با یک وضعیت را متوقف کند ، اینگونه نیست. به عنوان مثال ، هنگامی که رهبران را از طریق انتقال آموزش می دهم ، اغلب متوجه شده ام که آنها ابتدا باید به خود اجازه دهند که ناراحت ، خسته و مضطرب شوند – بدون این که شرایط یا دیگران را مقصر بدانند ، جرات تغییر جهت را جلب کنند. رها کردن از تاریخ ، احساس نکردن ، به ما امکان می دهد تا با کنجکاوی و تمایل به یادگیری به وضعیت نزدیک شویم ، و استفاده از انرژی پشت احساس می تواند انگیزه عمل ما باشد. این به ما کمک می کند تا تمرکز خود را از گذشته به آینده و فرصت هایی که دارد تغییر دهیم.

آشکار کنید ، پنهان نشوید. با احتیاط در ابتدای جلسه و به دنبال آن یک س simpleال ساده چک مانند “چگونه احساس می کنم؟” فرصتی عالی برای به اشتراک گذاشتن احساسات با دیگران ایجاد می کند ، باعث ایجاد نزدیکی و ارتباط می شود.

در یک تیم مدیریت خارج از سایت ، که من آن را تسهیل کردم ، دو بخش تازه ادغام شده بودند و یک واحد مشترک با یک تیم مدیریت مشترک باقی مانده بودند. پس از تمرین توجه ، مشخص شد که هر دو طرف از ادغام عصبانی ، کینه ، ترس و ناراحت بودند. من آن را در دستور کار قرار دادم و از تیم پرسیدم که آیا آنها فکر می کنند از دست دادن بخشهای خود زنده مانده اند؟ آنها تعجب آور به نظر می رسیدند – غم و اندوه معمولاً در سازمانها زیاد مورد توجه قرار نمی گیرد ، اما این یک جنبه مهم از روند تغییر است – اما آنها مایل بودند دایره ای را برای به اشتراک گذاشتن آنچه فکر می کنند از دست داده اند و احساس آنها نسبت به آن ایجاد کنند. این لحظه لحظه ای شدید و احساسی بود و کاملاً ارتباط برقرار می کرد. اولین باری که هر کدام به طور آشکار درباره احساسات خود صحبت می کنند ، می فهمند که هر یک از آنها احساسات مشابهی را از طریق تغییر تجربه کرده اند.

افشا شامل تقسیم احساسات نه در میانه لحظه ، بلکه زمانی که در یک حالت بازتابنده هستیم. ما به جای اینکه رفتار شخص مقابل را مسئول مسئولیت احساسات منفی خود بدانیم ، تفسیر خود را از رفتار یا موقعیت فرد به اشتراک می گذاریم و نشان می دهیم که چگونه احساسات خود را بر اساس آن تفسیر ایجاد کرده ایم.

طی کارگاهی که اخیراً برای ذهن آگاهی انجام دادم و من برای یک شرکت بزرگ فناوری درخواست دادم ، مدیر عامل مدیرعامل نشان داد که چند بار در مورد احساسات آنها با دیگران (همکاران ، کودکان و …) صحبت می کرد. او اغلب از جمله تحقیرآمیز “هیچ دلیلی برای ناراحتی وجود ندارد” استفاده کرده است. او فهمید که این چقدر برای او آزاد کننده است و برای شخص مقابل اعتبار سنجی می کند تا احساساتش را تأیید کند. در کمال تعجب ، عمل ساده اعتراف باعث شد فرد مقابل تمرکز و ترس کمتری داشته باشد. وقتی از او س askedال شد که چه احساسی نسبت به تأیید ترس یکی از اعضای تیم دارد ، مکث کرد و گفت: “ترسیده” ، سرانجام گفت. نفسی کشید و سپس لبخندی زد.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>