اهداف مالی انگیزه ای در کارمندان ایجاد نمی کند


طبیعی است که رهبران بر اهمیت دستیابی به اهداف مالی تأکید کنند ، اما قرار دادن اعداد در مرکز داستان شما یک اشتباه پرهزینه است. نتایج مالی نتیجه است ، آنها عامل اصلی عملکرد کارکنان نیستند و شواهد فزاینده ای به ما می گویند که تأکید بیش از حد بر اهداف مالی ، روحیه را تضعیف می کند و استراتژی بلند مدت را تضعیف می کند. رهبرانی که می خواهند به کارمندان انگیزه دهند باید در عوض وقت خود را در تیم های خود برای ایجاد ایمان به هدف سازمانی ، ارزش ذاتی کار کارمندان و تأثیری که بر مشتریان و یکدیگر دارند ، استفاده کنند. برای این منظور ، نویسندگان سه تاکتیک را توصیه می کنند: 1) ارزیابی کنید که چگونه از زمان پخش خود برای رهبری استفاده می کنید. 2) درباره مشتریان خود با ویژگی و احساسات صحبت کنید. و 3) با تمایل به اشتراک گذاری گسترده هر معیار عملکرد مالی مخالفت کنید.

آیا اگر رئیس شما جلسه ای را شروع کند و گفت: “می خواهم به شما یادآوری کنم که شما دندانی در دستگاهی هستید که هدف اصلی آن دستیابی به اهداف مالی ما است؟”

دشوار است تصور کنید که اگر سهم شما به نتیجه مالی برسد ، از داشتن یک شغل بسیار خوشحال یا غرور خواهید کرد. اگرچه این عبارت خاص ممکن است کمی اغراق آمیز باشد ، اما از پیامی که بسیاری از کارمندان روزانه می شنوند دور نیست.

وقتی وارد این دوره (امیدوارم) رشد می شویم ، طبیعی است که رهبران بر اهمیت دستیابی به اهداف مالی تأکید کنند. البته عملکرد مالی بسیار مهم است. اما تبدیل اعداد به عنصر اصلی داستان رهبری شما یک اشتباه پرهزینه است.

نتایج مالی یک نتیجه است ، نه یک عامل اصلی عملکرد کارکنان. شواهد فزاینده ای وجود دارد که تأکید بیش از حد بر اهداف مالی باعث تضعیف روحیه و تضعیف استراتژی بلند مدت می شود. هنگامی که یک رهبر بیشتر وقت خود را صرف گفتن داستان “انجام اعداد” می کند ، باعث ایجاد رابطه ای معاملاتی با کارمندان آنها می شود و احتمال ایجاد روابط معاملاتی با هم تیمی ها و مشتری هایشان را بیشتر می کند.

وقایع سال 2020 ما را یادآوری می کند: مشارکت کارمندان ، مایه حیات یک سازمان است. آنچه تیم شما درباره سازمان و کار خود فکر می کند ، احساس می کند و معتقد است ، رفتار آنها را تعیین می کند – و رفتار آنها چیزی است که موفقیت یا شکست شما را تعیین می کند.

رهبرانی که برای پرورش خلاقیت و تحریک تلاشهای نمایشی تلاش می کنند ، باید با استفاده از وقت خود در تیمهای خود برای ایجاد ایمان به هدف سازمانی ، ارزش ذاتی کار کارمندان و تأثیر تیم ها بر روی مشتریان و شما ، بالا بروند. در اینجا سه ​​روش برای انجام این کار وجود دارد:

1. راهنمای زمان پخش خود را ارزیابی کنید.

هنگامی که مایک گانونی به عنوان مدیر عامل SaaS Blackbaud مسئولیت را به عهده گرفت ، روش اداره تالارهای شهر را برعکس کرد. رهبران سابق بیشتر وقت خود را صرف اشتراک نتایج مالی می کردند. جیانونی روش دیگری را در پیش گرفت. او شروع به استفاده از وقت خود برای بحث در مورد تأثیر Blackbaud بر مشتریان کرد و رهبران خود را به همین کار هدایت کرد. رئیس و مدیر عامل Blackbaud پاتریک هاجز توضیح می دهد: “تغییر زمان پخش ما از شاخص های داخلی به نتایج مشتری ، سطح بعدی همدلی و ارزش مشتری را آغاز می کند.” “با گذشت زمان ، سایش شما کاهش می یابد. وقتی افراد نسبت به کاری که انجام می دهند احساس خوبی داشته و موفق تر باشند ، بدنبال کار دیگری نخواهند رفت. “

ما به رهبران توصیه می کنیم که برای تقسیم 50/50 تلاش کنند ، حداقل نیمی از رهبری خود را به ایجاد ایمان در اهمیت و تأثیر خارجی کار و نیمی به شاخص ها و نتایج داخلی اختصاص دهند. تصادفی نیست که شش ماه پس از اینکه Blackbaud زمان رهبری خود را تنظیم کرد ، در نوآوری دستیابی به موفقیت بزرگ انجام داده اند ، مشارکت کارمندان به طرز چشمگیری رشد کرده ، سهم بازار افزایش یافته و درآمد رشد چشمگیری داشته است.

2. با عواطف و ویژگی های خاص ، از تک تک مشتری ها بحث کنید.

هرچه کارمند تأثیر مستقیم آنها را بفهمد ، احتمال بیشتری دارد که مسافت بیشتری را طی کند. آنها همچنین از این راضی ترند.

این مطالعه توسط روانشناس سازمانی آدام گرانت را در نظر بگیرید ، وی که مشغول مطالعه کارمندان پولی در یک مرکز تماس دانشگاه ایالتی است که برای درخواست کمک مدرسه از فارغ التحصیلان استخدام شده است. وی تیم را به دو گروه تقسیم کرد. یک گروه طبق معمول روز خود را فرا می گرفتند و اهداکنندگان بالقوه را صدا می زدند. گروه دیگر ، قبل از صحبت تلفنی ، گفتگوی کوتاهی با یکی از همکاران خود داشتند ، شخصی که به دلیل کمک های مالی مرکز تماس موفق به تحصیل شده بود. یک ماه بعد ، تماس گیرندگانی که با دریافت کننده بورس تحصیلی صحبت می کردند بیش از دو برابر بیشتر وقت تلفنی را صرف می کردند و درآمد قابل توجهی را نیز به ارمغان می آوردند: به طور متوسط ​​503.22 دلار در هفته ، در مقایسه با 185.94 دلار.

همین یافته ها در نظرسنجی های امدادگران ، کارگران بیمارستان ها و تیم های فروش منعکس شده است. وقتی می دانیم کار ما برای یک فرد مهم است ، به قضیه گوش می دهیم. بحث درمورد مشتری به طور کلی همان جذابیت عاطفی را ایجاد نمی کند. در عوض ، هنگام صحبت در مورد مشتریان ، حتی اگر تیم شما ارتباط مستقیمی با آنها نداشته باشد ، از نام واقعی آنها استفاده کنید ، در مورد مشاغلی که دارند صحبت کنید و به تیم خود نشان دهید که افراد واقعی به آنها اعتماد می کنند.

3. در برابر کشیدن “FYI” مقاومت کنید.

در عمل مشاوره ای ، ما معمولاً رهبران خوش فکر را مشاهده می کنیم که در تلاش های “اطلاع رسانی به تیم خود” پیش می روند. همه چیز که به نتایج مالی اشاره دارد. این طبیعی است زیرا کشش گرانشی اکثر سازمانها به سمت اعداد متمایل است. این همان چیزی است که گزارش می شود و بنابراین به طور معمول به پایین ارسال می شود.

اما هنگامی که یک رهبر عرشه تیم خود را پر از اهداف مالی می فرستد ، کارمندان اغلب مجبور می شوند بفهمند که چگونه اهداف مالی گسترده تری را به رفتار روزمره خود تبدیل می کنند. در بهترین حالت گیج کننده است ، در بدترین حالت دلسرد کننده است.

دانیل گولمن ، متخصص هوش هیجانی می گوید: «وظیفه اصلی رهبری ، جلب توجه است. برای انجام این کار ، رهبران باید یاد بگیرند که توجه خود را متمرکز کنند. “به جای اینکه در هر صورت مالی مرتباً جلو بیایید، به این فکر کنید که می خواهید توجه تیم خود را به کجا معطوف کنید.

شما می توانید با پرسیدن س yourselfالاتی از خود مانند موارد زیر تصمیم بگیرید که چه چیزهایی را به اشتراک بگذارید و چه مواردی را به اشتراک نگذارید: تیم من برای دستیابی به این اهداف باید روزانه درباره چه چیزی فکر کند؟ چگونه می خواهم با مشتریان و با یکدیگر رفتار کنم؟ سر و صدای ناشی از سایر قسمتهای سازمان را فیلتر کرده و زبان خود را بر روی دو نکته 100٪ تحت کنترل تیم شما متمرکز کنید: تفکر و رفتار آنها.

تحقیقات به ما می گوید آنچه را که در قلب خود می دانستیم درست است: شما نمی توانید صفحات گسترده را در مسیر رسیدن به علاقه خود قرار دهید. با وجود اهداف بلند پروازانه ، دو برابر شدن عملکرد مالی وسوسه انگیز است. اما دستیابی به اهداف مالی مستلزم کارمندانی است که هیجان زده باشند و از کار خود مراقبت کنند.

از آنجا که ما با عدم اطمینان و اضطراب بالقوه در آینده روبرو هستیم ، بسیار مهم است که رهبران به تیم های خود متعهد بمانند. با اطمینان از برقراری ارتباط بین زمان پخش ، معیارها و زبان با یک پیام ساده می توانید عملکرد تیم خود (و بهزیستی عاطفی آنها) را بهبود بخشید: کار شما مهم است.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>