آیا ما دوره جدیدی از تنظیم شبکه های اجتماعی را معرفی می کنیم؟


پس از سال ها جنجال در مورد استفاده رئیس جمهور ترامپ از شبکه های اجتماعی برای به اشتراک گذاشتن مطالب گمراه کننده و تحریک میلیون ها پیرو خود ، سرانجام غول های شبکه های اجتماعی فیس بوک و توییتر هفته گذشته موضع روشنی گرفتند و ترامپ را از سیستم عامل های فیس بوک خود به مدت نامحدود ممنوع کردند توییتر برای همیشه. آیا این می تواند به یک نقطه عطف در نحوه برخورد شرکت های رسانه های اجتماعی با محتوای بالقوه مضر مشترک در سیستم عامل های خود اشاره کند؟ و آیا می تواند دوره جدیدی از اصلاحات در رسانه های اجتماعی را ، هم از طریق سیاست های دولت و هم از طریق خودتنظیم ، منادی کند؟

برای بسیاری ، ممنوعیت های موجود در فیس بوک و توییتر مدت ها انتظار می رفت. اما این خیلی خشک و خشک نیست ، زیرا بسیاری دیگر این تصمیمات را نقض آزادی بیان می دانند. برای روشن شدن ، اولین متمم فقط از گفتار افراد در برابر ظلم و ستم دولت در ایالات متحده محافظت می کند – هیچ چیز غیر قانونی در یک شرکت خصوصی سانسور افراد در سیستم عامل آن وجود ندارد. با این حال ، حتی اگر این یک مسئله حقوقی در مورد اصلاحیه اول نباشد ، این س ofال که چه زمان و چگونه مناسب است که شرکت های خصوصی “مردم خود را” تغییر دهند – به ویژه چهره های مشهور عمومی مانند ترامپ – بسیار واضح نیست. بسیاری از آمریکایی ها معتقدند که آزادی بیان به کنار ، این اقدامات به وضوح سوگیری های ذاتی را نشان می دهد که آنها معتقدند رسانه های جریان اصلی در برابر صداهای محافظه کار دارند. حتی آنگلا مرکل ، صدراعظم آلمان نیز این نگرانی ها را تأیید کرد و گفت سخنگوی وی “حق آزادی عقیده ضروری است” و “تعلیق حساب های رئیس جمهور مسئله ساز است”.

در عین حال ، حتی کسانی که ممنوعیت ها را مناسب می دانند اذعان می کنند که ممنوعیت صرف حساب کاربری به سختی یک راه حل مناسب برای مقابله با مشکلات عمیق ناشی از حوادث 6 ژانویه است. بدون تردید ، پیام های تحریک خشونت ترامپ عامل مهمی بود ، اما همچنین باید به تمایل گسترده تر سیستم عامل های رسانه های اجتماعی برای گسترش و گسترش تئوری های توطئه ، گروه های نهایی و سایر مطالب مشکل ساز توجه شود.

یکی از مهمترین دلایل آشکار کردن این مشکلات بسیار دشوار است که رسانه های اجتماعی با رسانه های سنتی (به عنوان مثال روزنامه ها ، رادیو و شبکه های پخش) تفاوت اساسی دارند – و بنابراین رویکردهای نظارتی سنتی تا حد زیادی تغییر کرده اند. ناموفق. چندین بعد کلیدی وجود دارد که قابل تأمل است: اول ، اخبار سنتی کابل (و تا حدودی دیگر رسانه های خبری سنتی) با پهنای باند محدود تعریف می شوند. تعداد محدودی شبکه رسانه ای و تعداد محدودی پنجره اولیه و اسلات عنوان برای دسترسی به بیشترین مخاطب ممکن وجود دارد. در مقابل ، سیستم عامل های رسانه های اجتماعی اساساً یک پهنای باند بی پایان با میلیون ها حساب ارائه می دهند که هرکدام از آنها می توانند مخاطبان بسیار باریک تری را هدف قرار دهند.

دوم ، محتوای اخبار سنتی با نظارت سرمقاله تولید می شود: گروهی از تولیدکنندگان که بر آنها نظارت دارند ، شخصیت ها و دیدگاه هایی را که باید در شبکه هایشان پخش شود یا فضای مورد نظر برای انتشار را در اختیار آنها قرار می دهند ، تعیین می کنند. این بدان معناست که کنترل محتوایی که در سیستم عامل آنها به اشتراک گذاشته می شود برای شرکت ها آسان تر است و همچنین مسئولیت پاسخگویی شرکت ها برای اشخاص ثالث آسان تر است. این برخلاف رسانه های اجتماعی نیست ، جایی که سیستم عامل ها به سادگی کانال هایی برای محتوای تولید شده توسط کاربر هستند که بسیار کمتر تعدیل می شود.

سرانجام ، بینندگان و خوانندگان رسانه های خبری سنتی به طور کلی باید محتوایی را که مصرف می کنند فعالانه انتخاب کنند – چه برنامه ای باشد که آنها برای تماشا انتخاب کنند و چه بخشی را که برای عضویت انتخاب می کنند. از طرف دیگر ، کاربران شبکه های اجتماعی تقریباً کنترلی بر محتوایی که می بینند ندارند. در عوض ، سیستم عامل ها از الگوریتم های پیچیده ای برای ارائه محتوایی استفاده می کنند که فکر می کنند همچنان در میان کاربران پیمایش می کنند ، و اغلب آنها را در معرض پست های رادیکال تری قرار می دهند که ممکن است هرگز خودشان جستجو نکرده باشند.

مهم است که سیستم عامل های رسانه های اجتماعی و بسیاری از شرکت های رسانه سنتی از طریق سود هدایت می شوند – این کاملاً طبیعی است و ذاتاً مشکل ساز نیست. اما استراتژی های به حداکثر رساندن سود آنها کاملاً متفاوت است ، بنابراین استفاده از چارچوب های نظارتی مشابه فقط برای هر دو مفید نیست. به ویژه ، در حالی که مدل تجارت سنتی رسانه ها می تواند منجر به قطبش قابل توجهی شود ، پهنای باند محدود و نظارت بر سرمقاله به طور معمول این شركت ها را ترغیب می كند تا با جلوگیری از انتشار محتوای بسیار محدود ، به بازارهای گسترده تری دست یابند. با این حال ، مدل کسب و کار شبکه های اجتماعی متکی به استفاده از داده های کاربران فردی است تا محتوای کاملا شخصی را افزایش دهد تا زمان پیمایش را افزایش دهد ، و محتوای شخصی تر و بنابراین افراطی تر را تشویق می کند. رسانه های قطب بندی شده سیاسی مسئله جدیدی نیست ، اما نوع قطب بندی بیش از حد شخصی شده (و در واقع اجتناب ناپذیر) توسط مدل های فعلی رسانه های اجتماعی تهدیدی کاملاً خطرناک است. و خشونت های هفته گذشته در کاپیتول از نظر گرافیکی این خطر را نشان می دهد.

یک نقره احتمالی از این حوادث هولناک این است که آنها مسئله در حال انجام را به وضوح برجسته کرده اند به طوری که می توانند به عنوان یک نقطه عطف واقعی در تلاش برای دستیابی به یک راه حل عمل کنند. در واقع ، ممنوعیت های بی سابقه رئیس جمهور ترامپ در فیس بوک و توییتر حاکی از آن است که دوره جدیدی از تنظیم شبکه های اجتماعی (اعمال شده از خارج و داخلی) ممکن است قریب الوقوع باشد. چندین زمینه اصلی وجود دارد که می توان انتظار داشت در هفته ها و ماه های آینده شاهد اصلاحات سیستمی مثر باشیم:

نخست ، اقدامات داوطلبانه انجام شده توسط فیس بوک و توییتر بر نقش مهم خودتنظیم صنعت تأکید دارند. علاوه بر ممنوعیت های ترامپ ، توییتر تغییرات اضافی دیگری را اعمال کرد ، از جمله ممنوعیت بیش از 70،000 حساب مرتبط با گروه تئوری توطئه QAnon ، در حالی که فیس بوک شروع به ممنوعیت ارسال “توقف سرقت” کرد. از دیگر پلتفرم هایی که از هفته گذشته بارگیری های مختلف محتوا و اصلاحات داخلی را انجام داده اند ، می توان به YouTube اشاره کرد که فیلم هایی را که به عنوان خشونت توصیف می کند در حساب ترامپ بارگیری کرده و بارگذاری های جدید در حساب وی را به مدت یک هفته منع کرده است. Snapchat که حساب ترامپ را قفل کرد ؛ و Stripe ، که پردازش پرداخت برای وب سایت مبارزات انتخاباتی ترامپ را متوقف کرد.

با این حال ، این واقعیت که سیستم عامل های بزرگ رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر مدت زیادی طول کشید تا ترامپ را سانسور کنند ، س seriousالاتی جدی در مورد این موضوع ایجاد کرده است که آیا اگر شرکت های بیشتری برای محافظت در برابر قطب سیاسی الگوریتمی در وهله اول. در حقیقت ، برخی پیشنهاد می کنند که اقدامات اخیر این شرکت ها چیزی بیش از حفظ خود نیست ، تلاشی برای جلب حمایت دولت دموکراتیک ورودی (که احتمالاً در تنظیم مقررات شبکه های اجتماعی سخت تر خواهد بود) ، نه تصدیق واقعی آسیب. سیستم عامل های آنها می تواند باعث شود. برای ایجاد تغییرات واقعی ، ضروری است که رهبران تجارت و دولت فقط از این به عنوان یک فرصت حزب برای سقوط یک شرکت کننده یا یک هدف سیاسی بیشتر استفاده نکنند ، بلکه اصلاحاتی را برای رفع علل اصلی انجام دهند. . برای این منظور ، خودتنظیمی م componentلفه مهمی در اصلاحات م effectiveثر خواهد بود ، اما به طور قطع قطعاً حمایت های دولتی برای ایجاد تغییرات واقعی مورد نیاز است.

نکته قابل توجه تر ، دولت ایالات متحده در حال انجام مراحل تعیین دقیقاً آنچه باید با بخش 230 قانون عادت ارتباطات (قانون فدرال که به شرکت های اینترنتی محافظت در برابر مسئولیت محتوای تولید شده توسط کاربر می کند) اتفاق می افتد ، است. در سیستم عامل های خود) رویدادهای اخیر و همچنین نگرانی های ضد انحصاری نشان می دهد که در آغاز دولت بایدن-هریس ، می توان انتظار داشت که بررسی جدی چگونگی تنظیم مقررات برای محافظت بهتر از مردم در برابر محتوای مضر انتظار داشته باشد. به عنوان مثال كنگره ممكن است اصرار داشته باشد كه سكوهاي رسانه هاي اجتماعي از نظر شفافيت و محافظت از داده ها از استانداردهاي خاصي برخوردار هستند تا تحت بخش 230 واجد شرايط مورد حمايت قرار گيرند – در واقع ، اصلاحات قانوني دو جانبه قبلاً براي بررسي ارائه شده است. متناوباً ، ممکن است کنگره برای حمایت از مسئولیت ، احکام مربوط به بخش 230 را پیشنهاد کند تا شرکت های رسانه های اجتماعی در مورد اطلاعات نادرست یا محتوای نفرت انگیز تولید شده توسط مصرف کننده پاسخگو باشند. چنین اقداماتی مشابه رویکرد برشی است که قبلاً در بسته قانونی FOSTA-SESTA اخیراً اعمال شده است ، که باعث کاهش محافظت از سیستم عاملهای آنلاین می شود که اجازه بازدید می دهند.

علاوه بر این ، اکنون که دموکرات ها به مقام ریاست جمهوری و هر دو مجلس کنگره رسیده اند ، احتمالاً شاهد اصلاحات محکم در مقررات فناوری از جمله محرمانه بودن ، رقابت در بازار و شفافیت الگوریتمی خواهیم بود. در حالی که پیشنهاد اصلی حفظ حریم خصوصی دولت اوباما در کنگره بدون دسترسی مسدود شده است ، دولت بایدن از حمایت مجلس اکثریت دموکراتیک و سنا برخوردار خواهد شد ، که احتمالاً به آنها امکان اجرای مفاد رازداری جامع را می دهد. به عنوان مثال ، یک میوه بالقوه ، قانون تبلیغات منصفانه است ، لایحه ای درباره شفافیت تبلیغات سیاسی دیجیتال به رهبری سناتور مارک وارنر اما توسط کنگره جمهوریخواهان تحت فشار قرار گرفت. در صورت معرفی مجدد این لایحه ، کنگره دموکراتیک اکنون احتمالاً از آن حمایت کرده و سود سریع بالقوه ای را برای طرفداران حریم خصوصی در اختیار شما قرار می دهد.

با دموکراسی مستقر ، نحوه عملکرد امروز شرکت ها و تنظیم کنندگان آینده گفتمان عمومی را تعیین می کند. اکنون شرکت های رسانه های اجتماعی و شرکت های فن آوری گسترده تر باید تصمیمی حیاتی بگیرند: آیا آنها همچنان بدون محدودیت به مشارکت همه مشتریان می پردازند و در معرض مقررات نظارتی دقیق قرار می گیرند (البته به خطر اخلاقی اجازه انتشار محتوای مضر) ، یا آیا آنها از طریق تعدیل نفس تهاجمی تر (مانند اقداماتی که در هفته گذشته انجام داده اند) مهار افراط گرایی را پیش بینی می کنند؟ هیچ پاسخ ساده ای وجود ندارد – اما وقایع اخیر نشان می دهد که به این ترتیب یا وضعیت دیگر نمی تواند ادامه یابد.


منبع: bighat-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>