[ad_1]

در حالی که همه گیری Covid-19 همچنان در سراسر جهان و محل کار ما – با تأثیرات طولانی مدت چندان شناخته شده – ادامه ندارد ، صحبت در مورد بیماری ها در محل کار به امری عادی تبدیل شده است. باید جشن گرفت که بحث های مربوط به سلامتی در کار روز به روز عادی تر می شوند. این تغییر چالش های جدیدی را برای مدیران ایجاد می کند ، اما همچنین فرصتی واقعی برای بهبود روش حمایت ، اسکان ، تعامل و ارائه بهترین کار برای همه کارمندان است.

به احتمال زیاد کسی که با او کار می کنید از یک بیماری مزمن رنج می برد – یا اینکه در یک زمان خودتان این کار را انجام می دهید. در حقیقت ، بیش از یک سوم اروپایی های 15 سال به بالا و تقریباً 60 درصد بزرگسالان آمریکایی با آنها زندگی می کنند. حداقل یکی بیماری مزمن. بیماری های مزمن می توانند از چندین ماه تا یک عمر ادامه داشته باشند و انواع مختلفی دارند: آرتروز ، درد اسکلتی عضلانی ، دیابت ، آسم ، میگرن ، بیماری های خونی ، سرطان ، بیماری قلبی ، سندرم روده تحریک پذیر ، بیماری های خودایمن و تعدادی از بیماری های روحی مانند افسردگی و اضطراب ناتوان کننده. هر ساله افسردگی یا اضطراب تا 50٪ از مرخصی های مزمن بیمار در اروپا را تشکیل می دهد.

با وجود این همه جا ، رهبران تقریباً آماده حمایت از کارمندان بیمار مزمن نیستند. بررسی بیش از 1000 کارمند در ایالات متحده نشان داد که 60٪ معتقد بودند رهبران آنها برای حمایت از کارمندان با شرایط پزشکی جدی یا مزمن آمادگی ندارند و تقریباً 90٪ نگران آنها هستند مال خود توانایی ارائه پشتیبانی بیشتر این عدم آمادگی ناشی از عدم آگاهی ، درک و ابزارهای م effectiveثر است. بر اساس کار ما با افراد مبتلا به بیماری های مزمن ، ما برای درک بهتر و حمایت از کارکنان مبتلا به بیماری های مزمن ، چندین استراتژی برای رهبران در نظر گرفته ایم.

تجربه بیماری های مزمن در محل کار

اولین، تشخیص یک بیماری مزمن می تواند یک زمان تغییر بزرگ – فیزیولوژیکی ، روانی و عاطفی باشد. با دریافت برچسب جدید (و ناخواسته) ، مبتلایان به بیماری مزمن با س questionsالاتی از این قبیل روبرو می شوند: اکنون من که این بیماری را دارم کیستم؟ چگونه هویت من تغییر می کند؟ زندگی ، آینده یا شغل من چگونه تغییر می کند؟ چگونه کنار خواهم آمد؟ به طور خاص ، ماه های اول تا سال های این واقعیت جدید می تواند احساس غم و اندوه عظیم و طاقت فرسایی از دست دادن زندگی قبلی ، توانایی ها و احساس خود را ایجاد کند. آنها باید یاد بگیرند که از پیچیدگی های شرایط جدید خود استفاده کنند و با تنظیم و تعیین نحوه مدیریت بهتر انرژی خود برای عملکرد بهینه ، می توانند یک دوره آزمایش و خطا را طی کنند. این ممکن است نیاز به تغییرات قابل توجهی در عادات قدیمی ، انتظارات از خود و روش کار داشته باشد.

دوم ، کسانی که بیماری مزمن دارند تنبل ، بی کفایت یا بی انگیزه نیستند ، اما آنها نگرانند که شما فکر می کنید آنها هستند. آنها ممکن است از ننگ اجتماعی و دیدگاه های منفی دیگران در مورد این بیماری آگاه باشند و گناه زیادی را متحمل شوند که بازیکن تیم هستند ، سهم “عادلانه” از کار خود را دارند یا “درمان ویژه” را می خواهند. آیا دیگران آنها را ضعیف ، شاکی یا ناگهان برای ارتقا یا رهبری نامناسب می دانند؟ آیا دیگران واقعاً می فهمند که گرچه بعضی اوقات نمی توانند با انرژی و خروجی یک فرد متوسط ​​مطابقت داشته باشند ، اما همچنان به کار خود متعهد هستند؟

سوم ، برای فردی که با یک بیماری مزمن زندگی می کند ، مدیریت انرژی موجود می تواند باشد برای بقا حیاتی است. خستگی مفرط و ناتوان کننده همراه با بیماری یکی از رایج ترین علائمی است که عملکرد حرفه ای را مختل می کند. یکی از استعاره هایی که بسیاری از افراد مبتلا به بیماری های مزمن می یابند ، “تئوری قاشق” کریستین میرساندینو است. این نشان می دهد که در ابتدای هر روز ، افرادی که مبتلا به بیماری های مزمن هستند ، یک قاشق انرژی مشخص – و نهایی – دارند. کارهای مختلف (به سادگی دوش گرفتن) قاشق را مصرف می کنند. وقتی قاشق ها تمام شد دیگر از بین نمی روند. نه اینکه این کار را نکنند خواستن برای کار کردن ، این است که آنها از نظر جسمی توانایی ندارند و بسیار خطرناک است.

“من در موقعیت هایی بوده ام که او را بیش از حد تحت فشار قرار داده ام یا جلسه ای بیش از حد طولانی شده است و فقط انرژی لازم برای رفتن به خانه یا حتی نیازهای خود را به وضوح اعلام نکرده ام. در حالی که شوهرم می توانست بیاید و مرا تحویل بگیرد ، مجبور شدم روی در اتاق و در بسته را دراز بکشم. این وحشت آور و خجالت آور است. ” “من فقط نمی خواهم همه را مجبور کنم فقط براساس نیاز من جلسه را خاتمه دهند.”

همانطور که تجربه سارا اشاره کرده است ، آسان است که محدودیت های یک همکار مبتلا به بیماری مزمن را نادیده گرفته یا به سادگی فراموش کرد ، زیرا او اغلب در یک سطح سطحی قابل مشاهده نیست – به عبارت دیگر ، ممکن است “بیمار به نظر نرسند”. علاوه بر این ، بیماری مزمن قابل پیش بینی نیست و تأثیرات و بیان آن می تواند هر روز تغییر کند. این بدان معناست که یک همکار که دیروز همه آنها را با هم داشت ممکن است امروز نتواند با همان نیرو کار کند.

پشتیبانی از یک کارمند بیمار مزمن

وقتی متوجه شدید یک کارمند به بیماری مزمن مبتلا است ، دانستن اینکه چه کاری باید انجام دهید یا اصلاً لازم است کاری انجام دهید ممکن است دشوار باشد. آنچه شما باید بدانید؟ آیا لازم است به موضوع نگاه کنید؟ چگونه اطمینان حاصل می کنید که محیطی که در محل کار ایجاد می کنید فراگیر است و کل فرد و تمام هویت او را در بر می گیرد؟

بیماری مزمن موضوعی کاملاً شخصی و شخصی است و برخی بیشتر از سایرین پذیرای بحث و گفتگوی آزاد هستند. به طور مستقیم از کارمندی س “ال نکنید که “بیمار” است یا خیر ، اما برای او فضا ایجاد کنید تا در مورد اینکه چگونه می توانید از او حمایت کنید و اجازه می دهد تعامل بهینه داشته باشد بحث کند. در اینجا چند نکته آورده شده است که می توانند با اطمینان و همدلی بیشتر به موضوع نزدیک شوند.

مپاسخ احساسی خود را تجسم کنید یادگیری بیماری کارمندان می تواند احساسات ناخوشایندی را در خود ایجاد کند. ممکن است غم ، اضطراب ، ناامیدی ، حسرت ، ترس یا حتی درماندگی را تجربه کنید. این احساسات خود شماست ، نه مسئولیت کارمند. همچنین احساس غیره بودن نسبت به “امتیازات” درک شده ای که به شخص مبتلا به بیماری مزمن ارائه می شود غیر معمول نیست. حسادت می تواند نشانه آن باشد شما شما باید هنگام کار مراقبت بهتری از خود داشته باشید. اگر شما (یا همكارانتان) حسادت دارید كه یك فرد مبتلا به یك بیماری مزمن استراحت كامل ناهار را می گذراند ، از خانه كار می كند ، یا ساعات كار انعطاف پذیری دارد یا صندلی مطب بهتری دارد ، بهتر است مراقبت از انرژی و انرژی خود را انجام دهید. تعادل برقرار کنید و در این مورد با مدیر خود بحث کنید.

فرضیات خود را در مورد “طبیعی” به چالش بکشید و به روز کنید. هنگام تعیین تکلیف و مهلت تعیین شده ، به فرضیات و انتظارات خود درباره توانایی های آنها فکر کنید. به عنوان مثال ، اگر کارمند شما را قبول کنیم باید اینکه بتوانید کاری انجام دهید پس از اینکه به آنها گفته شد که نمی توانند ، یا ارائه مشاوره در مورد چگونگی بهتر مقابله با بیماری آنها ، نشانه این است که شما واقعاً نمی توانید محدودیتهای آنها را درک کنید. برای توسعه همدلی و درک خود ، در نظر بگیرید که برای درک تجربه آنها ، چه اطلاعاتی را باید بدانید ، بخوانید و تحقیق کنید. همچنین در نظر بگیرید که چه اعتقادات یا ارزشهایی دارید که ممکن است با رفتار یا بیماری آنها روبرو باشد. با یک زن بیمار مزمن که با او مصاحبه کردیم ، همکار وی گفت: “من واقعاً این کار را نمی کنم من باور دارم در بیمار بودن همه چیز “ذهن بر ماده” است. “کار با همکاران بیمار مزمن فرصتی برای رشد و پیشرفت شما به عنوان یک رهبر فراگیر است.

همچنین مهم است که فرضیات تیم یا سازمانهای خود راجع به اینکه “یک کار عالی” چیست به چالش بکشید. در جامعه ای که فرهنگ خستگی و فشار شدید به فردی که دچار بیماری مزمن است ، به طور فزاینده ای ارزش و تجلیل می کند ، این امر نه تنها غیرممکن ، بلکه خطرناک است و حتی می تواند تهدید کننده زندگی باشد. به عنوان یک رهبر ، از خود بپرسید که در کار چه کسانی و چه کسانی را جشن می گیرید؟ آیا می دانید به افرادی که می بینید به ایمیل افتخار پاسخ می دهند ، تمام شب ها را بارگیری می کنند یا یک هفته کاری 70 ساعته را به عنوان افتخار لاف می زنند ، رتبه بندی می کنید؟ چگونه می توانید سهم خود را جشن بگیرید همه چیز کارمندان؟

س Askال کنید و در یادگیری و سازگاری باز باشید. مهم است که در مورد بیماری های مزمن اطلاعات کسب کنید تا بتوانید محیطی ایجاد کنید که پاسخگوی نیازهای همه کارمندان با ارزش و متنوع آن باشد. این می تواند با برخی تحقیقات اساسی درمورد بیماری های مزمن از طریق تماس با منابع انسانی برای یافتن خدمات در دسترس مدیران و کارمندان آغاز شود و سپس به گفتگوی فردی بپردازید. مهم نیست که بیماری را در جلسات گروهی یا شرایط عمومی مطرح نکنید ، مگر اینکه بیمار دعوت کرده و بحث را آغاز کند.

اگر مطمئن نیستید که چگونه کار را شروع کنید ، می توانید از کارمند خود بپرسید که چه چیزی را شروع کنید آنها من فکر می کنم شما باید در مورد بیماری آنها بدانید. چه چیزی باید جای گیرد؟ آنها در مورد خود و توانایی خود در مدیریت بیماری خود چه آموخته اند؟ گاهی اوقات تغییرات بسیار کوچک ، هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی می تواند تفاوت فاحشی ایجاد کند. با این کار به آنها اجازه می دهید برخی از خردهایی را که برای شرایط منحصر به فرد خود به دست آورده اند منتقل کنند. هر فرد بیماری خود را به گونه دیگری مدیریت خواهد کرد تا تأثیر آن را بر روی کار خود به حداقل برساند.

اگر از نزدیک با هم کار می کنید ، می توانید از آنها س askال کنید که آیا می خواهند فضایی را برای بحث در مورد بیماری خود اختصاص دهند؟ برای بیشتر افراد ، این بیماری روز به روز و سال به سال تغییر خواهد کرد. توسعه اعتماد و زبان در مورد مدیریت سازنده بیماری در محل کار نشان می دهد که تحمیل حدود و محدودیت های خود و تنظیم نیازهای آنها با گذشت زمان خوب است.

سرانجام ، فرصتهای پنهانی برای رهبران و سازمانهای آنها برای نزدیک شدن و اسکان کارکنان مبتلا به بیماریهای مزمن وجود دارد. بهداشت ، بهداشت و مدیریت انرژی یک نیاز مهم و رفع نشده همه کارکنان است. بیماران مزمن غالباً استاد خودآگاهی و مدیریت انرژی می شوند. برای ادامه کار خود ، آنها مجبور به دانستن و دفاع از نیازهای رفاهی خود هستند. تجربه آنها می تواند درسهای ارزشمندی را به همکاران ارائه دهد – کسانی که در حال حاضر “توانایی” دارند و کسانی که ممکن است در آینده با بیماری های مزمن خود روبرو شوند.

[ad_2]

منبع: bighat-news.ir