[ad_1]

جای تعجب نیست که اگر قبول کنیم که در مدت زمان کوتاهی می توانیم بسیاری از کارها را انجام دهیم ، بسیاری از ما روزهای کاری خود را بیش از حد کار می کنیم. و با این حال ، در پایان روز ، ما متعجب می شویم که کار ناتمام مانده است. با وجود شواهد گذشته ، موتورهای پیش بینی ما در حال ناپدید شدن هستند و ما متقاعد شده ایم که در یک روز عادی قادر به دستیابی به موارد خارق العاده خواهیم بود. این “تفکر جادویی” نامیده می شود و می تواند دیگران را ناامید کند ، از مهلت قانونی خارج شوید ، احساس خستگی کنید و الهام خود را از دست دهید. اما می توانید از این عادت خلاص شوید. اول ، درک کنید که حجم کار شما احتمالاً موقتی نیست. پروژه های گذشته و آنچه بیشتر وقت شما را به خود اختصاص داده است مرور کنید تا بتوانید اولویت های بهتری را برای آینده تعیین کنید. دوم ، دیگر باور نکنید که دفعه دیگر راحت تر خواهد بود و برنامه ریزی کنید بیشتر وقت برای کار شما ، نه کمتر. سوم ، به محصول نهایی و آنچه قبل از موافقت با یک پروژه منطقی می توانید انجام دهید ، فکر کنید. چهارم ، به دیگران کمک کنید تا استقلال را یاد بگیرند به جای اینکه وقت بگذارید و خودتان اشتباهات خود را تصحیح کنید. سرانجام ، تصور نکنید ضروری هستید. انحصار خود را در کار از بین ببرید و به جای آن در دیگران ظرفیت بسازید.

ما استاد داستان نویسی هستیم. ما داستان های خارق العاده ای تعریف می کنیم تا به خود انگیزه دهیم در مدت زمان کوتاهی کار عظیمی انجام دهیم. ما وظیفه را پس از وظیفه بعد از وظیفه ضبط می کنیم ، مطمئن هستیم که می توانیم همه آنها را در یک روز کاری استاندارد انجام دهیم. هنوز هم در پایان روز با کمال حیرت متوجه می شویم که کار ناتمام مانده است و باید به خط پایان بشتابیم. ما در مورد کاری که می توانیم با وقت خود انجام دهیم عمدا اشتباه نمی کنیم. اما علی رغم شواهد گذشته ، موتورهای پیش بینی ما اکنون در حال از بین رفتن هستند و ما متقاعد شده ایم که در یک روز عادی قادر به دستیابی به موارد خارق العاده خواهیم بود.

به سرزمین تفکر جادویی خوش آمدید. همه ما به آنجا سفر کرده ایم و در حال تعقیب چیمر اوقات فراغت هستیم. ما متقاعد شده ایم که برنامه های بیش از حد بلند پروازانه هیچ آسیبی نمی رساند ، زیرا آنها به ما کمک می کنند تا به اهداف بیشتری دست پیدا کنیم. و به خصوص در ارتباط از راه دور ، ما متقاعد شده ایم که باید از طریق خستگی ارزش خود را به دیگران نشان دهیم. با این وجود وقتی به فکر جادویی می پردازیم ، می توانیم دیگران را که به ما وابسته اند ، مهلت های قانونی را از دست می دهند ، احساس خستگی می کنند و الهام خود را از دست می دهند ، ناامید کنیم.

خلاص شدن از خیالات زمان پیچیده است. سران ما دوست دارند وقتی در شنل قهرمانانه حاضر می شویم و هنگام تحویل به ما پاداش زیبایی می دهند. اما در پایان – زودتر از آنچه تصور می کنیم – هر شخصیتی خسته می شود.

مورد فرانچسکا ، محقق در یک شرکت پیشگام بیوتکنولوژی را در نظر بگیرید. فرانچسکا رهبر برجسته اندیشه و ناشر پرکار در حوزه کاری خود است. او همچنین در حالی که به یک برنامه بی امان سخنرانی در کنفرانس پایبند است و از برادرزاده ای که از خستگی رنج می برد حمایت می کند ، با چندین همکار و مربی ده ها زن در اوایل کار خود همکاری زیادی می کند. در حالی که فرانچسکا به کار خود افتخار می کند ، متوجه می شود که برای برخی از مسئولیت های خود در زمینه مدیریت افراد ، ورزش یا برنامه ریزی خانواده خود وقت ندارد. فرانچسکا آرزو دارد که یک برنامه واقع بینانه تر پیدا کند. هنگامی که ما با هم کار کردیم ، او به تدریج فهمید که بدهی هایی با گذشت زمان وجود دارد: مشاغل بیش از حد ، فشار بیش از حد و منابع کم. نه تنها سلامتی و روابط شخصی او آسیب دید ، بلکه همکارانش ناامید و آزرده خاطر شدند و کار نامتناسبی را با هم انجام دادند.

مدلهای بیش از حد تسلیم شدن فرانچسکا پنج عنصر تفکر جادویی در مورد زمان او را نشان داد – دامهایی که بسیاری از مشتریان من در آن گرفتار می شوند. ما برای همه پادزهر تهیه کردیم.

حجم سنگین کار من فقط موقتی است.

فرانچسکا با وجود صدها ساعت کار ، در موقعیت فریبنده و ریاست یک کنفرانس بین المللی وسوسه شد که بله بگوید. او استدلال می کند که ازدحام فعلی او موقتی است و به سه پروژه اشاره می کند که تقریباً کامل هستند ، و بی توجهی به جریان بی پایان درخواست های جدید. بعید است بارگذاری خط مونتاژ آن به مدت یک سال برای ریاست این کنفرانس متوقف شود. اگر شما نیز مانند فرانچسکا به این خیال مشترک سر می زنید ، پروژه های مهم خود را در سال گذشته به طور عینی مرور کنید. کدام برنامه ریزی شده و کدام فرصت طلبانه بود؟ این یک تصویر واقع بینانه تر از چگونگی تکمیل تقویم آینده شما را ترسیم می کند و اولویت بندی عناصر تأثیرگذار و مذاکره مجدد برای بقیه ، یا با امتناع ، کاهش انتظارات یا درخواست کمک ، را آسان تر می کند.

دفعه بعدی راحت تر خواهد بود

تجربه یک معلم خردمند است ، اما با سرعت تغییر ما ، با هر تلاش جدید چالش های اضافی پیش می آید. فرانچسکا با این باور که یک پروژه جدید سریعتر از پروژه قبلی پیش خواهد رفت ، خوابش برد ، اما در آخر او شبهای بیشتری داشت. سرانجام ، او آموخت که علی رغم تخصص و برنامه ریزی ، برخی از انواع پروژه ها حدود 20٪ بیش از حد انتظار طول می کشد. او یاد گرفت که یک بافر ایجاد کند و سپس حتی بیشتر وقت اضافه کند پست-بافر. به عنوان مثال ، اگر فکر می کرد نوشتن رزومه دو روز طول می کشد ، نیمی از روز را به پیش بینی خود اضافه کرد. وی به جای قول زایمان در روز سه شنبه ، ناهار روز چهارشنبه را برای اتمام پیش بینی می کند و متعهد می شود که تا پایان روز پنجشنبه را تحویل دهد. بافر مبتنی بر شواهد به شما کمک می کند تا واقع بینانه تر ارزیابی کنید ، و تحویل تاریخ زایمان به موارد غیر منتظره ، کاهش استرس و دادن وقت به قسمت های دیگر زندگی خود را انجام دهید.

من پاداش فوری می گیرم

آرزوی ما برای جلب رضایت دیگران مانع بزرگی برای دید واقع بینانه به زمان است. تأیید از طرف رئیس یا تأیید از طرف همکاران پاداش بیرونی برای داشتن فردی توانمند است که همه معتقدند می توانند روی آن حساب کنند. افزایش همزمان دوپامین باعث می شود تا هنگام برنامه ریزی کارهای جدید ، دستان خود را بالا ببریم. در عوض ، ابتدا به این فکر کنید که همکاران شما در خط پایان اگر یک کار را با یک بخش فرعی بفرستید ، اعضای تیم را به تأخیر بیندازید یا در غیر این صورت برای انجام کارهای به موقع و با کیفیت در مورد تعهداتی که عجولانه انجام داده اید ، تلاش کنند ، چه احساسی خواهند داشت. کاری را که می توانید منطقی بر اساس لذت دیگران در پایان پروژه ها انجام دهید ، نه قبل از اجرای آنها ، محاسبه کنید. مجموع قسمتهای کار شما در یک مجموعه قابل کنترل جمع خواهد شد و رابطه شما نیز دست نخورده باقی خواهد ماند.

دیگران از دستورات من پیروی می کنند.

افراد از سراسر شرکت (و بعضاً خارج از آن) قبل از اظهارات ، نوشتن اطلاعات مختصر یا ابتکار عمل ، به دنبال تخصص Francesca بودند. بیشتر این افراد مرتباً مرتکب اشتباه شدند. برای کمک ، فرانچسکا مجموعه ای از بهترین روش ها را برای دیگران نوشت تا آنها را قبل از تحویل کار خود دنبال کند. با این حال ، بسیاری از همکاران وی ، دستورالعمل های وی را نادیده گرفتند و به فرستادن طرف فرعی به صندوق ورودی خود ادامه دادند ، انتظار داشتند او بازخورد گسترده ای ارائه دهد یا حتی سند را دوباره بنویسد – و بارها او این کار را انجام داد. فرانچسکا مجبور شد آنها را دوباره آموزش ببیند. او به جای اینکه ساعتها به بررسی سندی بپردازد ، آنرا به راحتی برگردانده و از آنها می خواهد به عنوان مثال دنبال کنند. دستورالعمل های 5 و 7 ، به عنوان مثال ، قبل از بازگشت به او. هنگام سرمایه گذاری در تهیه اسناد و مدارک برای کمک به خودکفایی بیشتر دیگران ، با جستجوی جزئیات ، فرصت استقلال را از آنها نگیرید.

بدون من این کار بی کیفیت خواهد بود.

فرانچسکا بندرت اشتباه می کند و کارهای وی به طور گسترده نقل و تمجید می شود. او می دانست که کیفیت وقتی رنج می برد که وقت زیادی را صرف یک پروژه نمی کند ، مطمئن می شود که فقط او می تواند بعضی کارها را به خوبی انجام دهد. در عوض ، فرانچسکا یاد گرفت که به جای اینکه همه کارها را خودش انجام دهد ، مقداری وقت بافر را برای آموزش همکاران خود اختصاص دهد. چند بار دیگر به آنها احتیاج داشت تا اثبات اثبات کنند ، اما آنها آنها را با مهارت مسلح کردند تا دفعه بعد نتایج بهتری بگیرند. ما در حفظ این افسانه که بی بدیل یا باهوش تر از اکثر افراد هستیم ، شریک هستیم. ما می خواهیم مورد توجه و قدردانی قرار بگیریم. اما هنگامی که برای داشتن جواب انحصار خود را شل می کنیم ، به جای حفظ وابستگی به تعداد اندکی ، در بسیاری ظرفیت سازی می کنیم.

وقتی برای غلبه بر استبداد ساعت به تفکر جادویی وابسته هستیم ، توانایی خود را برای انجام کارها کاهش می دهیم. با واقع بینی روبرو شدن با تخیلات خود ، ما توانایی خود را برای پیشرفت فوق العاده بدون تلاش خارق العاده افزایش می دهیم.

[ad_2]

منبع: bighat-news.ir