[ad_1]

آلیس مدیرعامل 38 ساله یک شرکت مشاوره مستقر در نیویورک است که با شروع کار با او در اوایل سال 2020 به سرعت رشد کرد. سپس همه گیر آمد. آلیس مجبور شد به سرعت شرکت را از ارائه حضوری بیشتر خدمات خود به ایجاد سطح مقایسه ای توجه شخصی مشتری به صورت آنلاین هدایت کند.

در همین زمان ، آلیس مسئولیت آموزش مجازی کودکان 7 ساله و 5 ساله خود را بر عهده گرفت. شوهرش به او کمک می کند ، اما به عنوان یک پزشک بیمارستان ، او کار خود را ادامه می دهد و ساعت های طولانی را سپری می کند. ارتباط آلیس توسط دوستان و همسایگان که در آن نزدیکی زندگی می کردند و توسط پدرش که معمولاً از فرزندانش در مدرسه نبودند قطع شد.

در ابتدا ، آلیس فکر کرد این فقط یک چالش دیگر برای تسخیر است. او اعتماد به نفس داشت که می تواند از عهده این کار برآید ، همانطور که در بسیاری از شکست های گذشته داشت. او با خود گفت: “من از آن عبور خواهم کرد” ، اما بعد از ماه ها متوجه شد که پایانی وجود ندارد. در طول راه ، دستیار آلیس ، یک مادر تنها ، تصمیم گرفت که ترک شود ، ویران شده ، سعی کرد کار و پدر و مادر را به تنهایی تغییر دهد.

در حالی که تجارت آلیس با مشکل روبرو بود ، او اضطراب و جدا شدن از تیم مجازی خود را افزایش داد. او شروع به شک و تردید در کار موثر آنها کرد و مستقیم تر شد. آنها به نوبه خود احساس مدیریت خرد و بی اعتمادی کردند. همچنین آلیس معلوم شد که بیشتر با شوهرش درگیر است و حال و هوای خود را با فرزندانش از دست می دهد.

در طی یک سال گذشته تغییرات بی شماری در داستان آلیس شنیده ایم. با گذشت زمان ، مشخص شد که درمان علائم کافی نیست. پیچیدگی و شدت چالش های مشتریان ما بیش از پیچیدگی تفکر فعلی و تاب آوری عاطفی آنها است. ما نه تنها بر “چه” بلکه همچنین بر “چرا” – علت اصلی تمرکز کردیم.

آنچه ما آموخته ایم این است که خود حاکم بر بیشتر زندگی ما می تواند ما را از بدترین ترس محافظت کند ، اما همچنین مانع رشد ، یادگیری ، سازگاری و پیشرفت ما می شود. علاوه بر این ، غریزه ناخودآگاه ما ، به ویژه تحت فشار ، جستجوی اطلاعاتی است که آنچه را که قبلاً باور داشته ایم تقویت کند.

اگر تقاضای رایانه شما از ظرفیت آن بیشتر است ، می توانید سیستم عامل خود را ارتقا دهید. اما برای ارتقا system سیستم عامل داخلی شما چه کاری لازم است؟ درک اینکه در بدن ، ذهن و احساسات شما چه می گذرد حداقل به اندازه مهارت هایی که برای کاری که می آورید برای عملکرد پایدار مهم است.

ما تحت تأثیر عصب شناسی ، مراقبت های ناشی از ضربه و نظریه دلبستگی ، عمیق تر به چگونگی پاسخ مردم به سطوح مختلف استرس در زندگی ما پرداختیم. نقشه راه در حال تکامل ما بر این فرض استوار است که هیچ یک از ما از یک خود پایدار کار نمی کنیم. درعوض ، ما ناخودآگاه بین سه خود اصلی – خود کودک ، طرفدار و خود بزرگسال – حرکت می کنیم که بسته به خواسته های ما برای جلب توجه و کنترل رقابت می کنند.

درک سه نفس

اولین خودی که به محض تولد ظاهر می شود ، خود کودکانه ماست: این فرد ناتوان ترین ، با کفایت کافی و با سه فرد تهدیدآمیز است. او همچنین بازیگوش ترین ، کنجکاوترین و پر از معجزه است.

در کودکی غالباً ناتوان هستیم ، برای مراقبت از خود به دیگران اعتماد می کنیم. با توسعه آگاهی ، توانایی ها و خودمختاری بیشتر ، تجربه خود درماندگی و آسیب پذیری دوران کودکی برای ما غیر قابل تحمل می شود. برای مقابله با تهدیداتی که با آن روبرو هستیم ، شروع به شکل گیری خود دوم می کنیم: مدافع خود.

چیزی که وقتی اولین بار در مورد ما سه نفر نوشتیم ندیدیم این بود که مدافع ما سرانجام به بازیکن برتر زندگی ما تبدیل شد. دقیقاً وقتی احساس خطر کنیم و وارد نبرد یا پرواز بشویم به نظر نمی رسد. بلکه این خود اولیه است که در بیشتر زندگی خود در آن ساکن هستیم. به عنوان شخصی که ما در دنیا با او همراه هستیم فکر کنید. در صورت عدم استرس ، مدافع ما می تواند متمرکز و سازنده ، حتی دلسوز و سودآور باشد. اما او همچنین بیش از حد هوشیار است و در برابر هر گونه تهدیدی که ارزش او را درک می کند واکنش شدیدی نشان می دهد.

وقتی مدافع آلیس به جنگ یا پرواز می رفت ، توانایی تفکر منطقی و متفکرانه او جای خود را به ترس و محافظت می داد. فقط به جدیدترین زمان فکر کنید که احساس فعال شدن می کنید. چه واکنشی نشان دادید؟ همانطور که آلیس فهمید ، شاید شما خود را به خشم ، قضاوت یا گناه انداخته اید. شاید شما به انتقاد شدید از خود روی آورده باشید ، یا فقط احساسات خود را کنار زده ، حواس پرت یا بی حس کرده اید. اینها همه روشهایی است که وکیل ما سعی در محافظت از ما در برابر تجربه ناامنی ، بی لیاقتی و ترس فرزندمان دارد.

تواناترین و بالغ ترین خود ما ، خود بزرگسالی ماست. در مواقعی ظاهر می شود که در بهترین وضعیت خود هستیم. به عنوان مثال ، فقط خود بزرگسال ما قادر است که هنگام ترس یا خشم در ما مشاهده کند ، اما به جای اینکه بر اساس این احساسات عمل کند ، با توجه و دلسوزی با آنها رفتار می کند. خود بزرگسال همچنین هنگامی مسئولیت دارد که می توانیم با یک همکار ، گزارش مستقیم یا دوستی که بدون هیچ گونه قضاوتی قضاوت می کند ، تلاش می کند و جای هر چیزی را که احساس کند ، بنشینیم.

اما دسترسی به خود بزرگسالان به خصوص در شرایط استرس شدید که بیشتر از همه به آن احتیاج داریم ، بسیار تعجب آور است.

توانایی ساده برای تمایز بین سه شخص ما اولین قدم قدرتمند است. همانطور که والدین با نظم و ترتیب مناسب می توانند کودک را آرام کرده و فضای مناسبی برای ذوب شدن یا بازی کودک ایجاد کنند ، خود بزرگسالان ما نیز می توانند به جای احساس خطر یا گرفتاری در مورد آن ، ترحم کودک را تسکین دهند.

فقط خود بزرگسالان ما توانایی دیدن و پذیرفتن همه کسانی که هستیم را داریم. با ایجاد یک محیط درونی امن تر ، خود بزرگسالان می توانند بهترین ویژگی های کودک را نیز از خود بروز دهند: خودانگیختگی ، کنجکاوی ، خلاقیت ، شگفتی و لذت.

خبر خوب این است که حتی تغییرات اندک در آگاهی می تواند تأثیر نامتناسبی بر رفتار ما بگذارد. با گذشت زمان ، آلیس قادر به مشاهده خود شد ، در ابتدا نحوه مواجهه مدافع خود با تهدید ، و بعداً تجربه عمیق آسیب پذیری و ترس فرزندش. او هم برای فرزندش و هم برای مدافعش تجربه ای از ترحم پیدا کرد که قبلاً هرگز احساس نکرده بود.

از بسیاری جهات که آلیس موفق شد ، در بهترین حالت ، دو فرزند خردسال خود را هنگام قطع رابطه آرام و تأمین کند ، دریافت که می تواند همان کار را برای خودش انجام دهد. آلیس با آرامش و خودتنظیمی بیشتر ، در برخورد با همکارانش همدل تر بود ، کمتر تحت تأثیر چالش های کاری اش قرار گرفت ، خلاقیت بیشتری داشت و توانایی والدینی که می خواست باشد را دارد. با شروع کار با تیم وی و تشویق گفتگوهای بازتر ، آنها منابع پشتیبانی بهتری برای یکدیگر شدند.

پذیرش و داشتن محدودیت های خود

رهبران زیادی که ما با آنها کار کرده ایم – زنان و مردان – دریافته اند که پذیرش و داشتن محدودیت ها و اشتباهات آنها باعث ایجاد تجربه ضعف و تحقیر آنها نمی شود. برعکس ، باعث شد احساس کمبود محافظت ، اصالت و ارتباط راحت تری با همکارانشان داشته باشند.

چهار قدم در این سفر بسیار مهم به اثبات رسید:

  1. شروع به مشاهده احساس خود در بدن تحت استرس کنید. به عنوان مثال هر بار که احساس “کمتر از” یا “بهتر از” می کنید ، این نشانه این است که فرزند شما احساس خطر می کند و مدافع شما وارد جنگ یا پرواز شده است. احساسات منفی شدید مانند ترس ، ناامیدی ، بی حوصلگی و عصبانیت نشانه دیگری از فعال شدن مدافع شما است.
  2. هنگامی که در بدن خود احساس می کنید فعال شده اید ، سرعت خود را برای تنظیم خود کاهش دهید. یک نفس عمیق بکش. احساسات خود را با صدای بلند بنامید ، این امر به شما کمک می کند تا از رحم آنها و تماشای عینی تر آنها عبور کنید. حرکت – به خصوص سوسو زدن یا تکان دادن – نیز می تواند کمک کند. به روشی که به طور ذاتی کودک را در آغوش می گیرید و به او تکان می دهید فکر کنید تا او را آرام کند.
  3. به جای قضاوت یا انتقاد ، احساسات و کاستی های منفی خود را بپذیرید و آنها را بپذیرید. بله ، آنها بخشی از کسانی هستند که شما هستند ، اما همه شما نیستند. هرچه بیشتر بتوانید خودتان را بپذیرید ، کمتر باید از آن دفاع کنید. همانطور که خود بزرگسالان را خودتنظیم و معرفی می کنید ، می توانید متفکرانه تر ، دلسوزانه و عاقلانه تری در مورد چگونگی کنار آمدن با چالشی که با آن روبرو هستید ، فکر کنید.
  4. با ناراحتی خود را راحت تر کنید ناراحتی پیش شرط رشد و تغییر است ، اما ما یاد گرفته ایم که آن را با خطر برابر کنیم. روانشناس Resmaa Menakem بین “درد کثیف” – درد مزمن از تلاش برای سرکوب ، انکار و سرزنش دیگران به دلیل ترس و آسیب پذیری ما – و “درد ناب” – ناراحتی اجتناب ناپذیری ناشی از زیر سوال بردن فرضیات ما در برابر ترس ما و مسئولیت پذیری گام های اشتباه ما

بزرگترین دستیابی به موفقیت آلیس زمانی رخ داد که احساس خستگی و ناتوانی کرد. وی گفت: “ناگهان به ذهنم خطور کرد ، که بدترین چیزهایی که در مورد خودم احساس کردم درست بود ، اما آنها فقط بخشی از آنچه من هستم بود.” فقط وقتی بتوانیم همه کسانی که هستیم را بپذیریم ، واقعاً احساس قدرت می کنیم و می توانیم دیگران را توانمند کنیم.

[ad_2]

منبع: bighat-news.ir