[ad_1]

رکود اقتصادی برای شرکت های متوسط ​​دشوار است ، که تمایل دارند با استفاده از کاهش های جامع در زمان های دشوار دفاع کنند. اما این تنها استراتژی نیست و احتمالاً بهترین نیست. نویسندگان سه دسته از سرمایه گذاری ها را در نظر می گیرند – هزینه های سرمایه ای ، صلاحیت های اقتصادی و شرکت های متوسط ​​که قبل ، در حین و بعد از رکود اقتصادی 2007-2009 تأسیس شده اند. یافته های آنها نشان می دهد شرکت هایی که سرمایه گذاری خود را در دوره رکود اقتصادی افزایش داده اند ، در مرحله بهبود پس از رکود اقتصادی بازدهی از ارزش ویژه ، رشد فروش و ارزش بازار را نشان داده اند. این فرصت ها برای جذب استعدادهای جدید ، پیاده سازی فن آوری های جدید و تأمین اعتبار طولانی مدت ، از جمله موارد دیگر است.

با وجود بازار سهام غیور و سه تریلیون دلار کمک دولت آمریكا ، سال 2020 سال ركود محسوب می شود. اگرچه اقتصاد هنوز به حالت عادی برگشته است ، اما علائمی از بهبود دارد.

رکود اقتصادی برای اکثر شرکت ها خصوصاً شرکت های متوسط ​​دشوار است. چنین شرکت هایی توانایی مالی ندارند که به شرکت های بزرگ اجازه دهد حرکات جسورانه ای را در دوران رکود اقتصادی انجام دهند. برای شرکت های متوسط ​​تقاضا در حال خشک شدن است ، جریان های نقدی مسدود می شود ، دستیابی به اعتبار دشوار است و تقریباً هر شاخص مالی قرمز می شود. اینگونه شرکتها در زمان رکود اقتصادی ، مخصوصاً وقتی در استراتژی میان رده خود تجدید نظر می کنند ، باید چه کار کنند؟

در کار ما با شرکت های متوسط ​​، معمولاً متوجه می شویم که پاسخ طبیعی این است که بازی دفاعی انجام دهیم: کاهش هزینه ها و پس انداز مابقی پول برای زنده ماندن در مرحله دشوار. اما آیا دفاع تنها استراتژی است؟ آیا این بهترین استراتژی است؟ ما داده های مبتنی بر داده را برای استراتژی بهینه برای شرایط رکود اقتصادی ارائه می دهیم. آنچه که ما یافته ایم نشان می دهد که بازی جنایت ممکن است برای شرکتهای متوسط ​​از بازی دفاعی گزینه بهتری باشد به شرط آنکه بتوانند این کار را انجام دهند.

مقاله قبلی بهترین استراتژی را در طول بحران 1980 (که از 1980 تا 1982 به طول انجامید) ، کاهش سرعت در 1990 (1990 تا 1991) و سقوط از 2000 (2000 تا 2002) مورد بررسی قرار داد. وی نتیجه گرفت که شرکت هایی که تعادل ظریفی بین کاهش هزینه ها و سرمایه گذاری در آینده دارند ، پس از رکود اقتصادی خوب عمل می کنند. این مقاله همچنین تأیید می کند که پیروی از این دستور العمل آسان نیست. خیلی از شرکتها مبهم نیستند – یعنی. آنها می توانند ضمن دستیابی به بازدهی هزینه و ساده سازی نیروی کار خود ، سرمایه گذاری طولانی مدت انجام دهند.


ما رکود اقتصادی اخیر ، 2007 تا 2009 را بررسی کردیم تا در مورد استراتژی بهینه تجدید نظر کنیم. ما به جای تمرکز بر همه شرکت ها ، صنایعی را متأثر کردیم که بیشترین رکود اقتصادی را در آن متحمل شده اند ، مانند هواپیما و کشتی سازی ، اتومبیل و کامیون ، غذا و رستوران ، نفت و گاز طبیعی ، معدن ، کانتینر حمل و نقل ، فلزات ، ساخت و ساز ، حمل و نقل ، ذغال سنگ و فولاد اینها همچنین صنایعی هستند که بیشتر تحت تأثیر همه گیری کنونی قرار دارند. ما در صنایع R&D – مانند الکترونیک ، نرم افزار و بیوتکنولوژی – که نوآوری مداوم برای آنها یک لوکس نیست بلکه یک استراتژی بقا است ، تحقیق نکرده ایم. علاوه بر این ، ما فقط شرکتهای متوسط ​​را بررسی کردیم که میانگین آنها 40٪ از ارزش بازار دقیقاً قبل از شروع رکود اقتصادی بود (یعنی در پایان سال 2006).

ما دوره های سه ساله را مطالعه کردیم قبل از رکود اقتصادی (2004-2006) ، در حین رکود اقتصادی (2007 تا 2009) و دوره بهبود (2010 تا 2012) ما تغییرات در مرحله بهبود شرکت هایی را که سرمایه گذاری را در دوران رکود اقتصادی افزایش داده اند ، با شرکت هایی که باعث کاهش آن شده اند ، مقایسه می کنیم. از آنجا که ارقام مالی با گذشت زمان قابل مقایسه نیستند ، ما آنها را برای تورم تنظیم کردیم. ما شرکت هایی را که تغییرات کمی در سرمایه گذاری داشتند نادیده گرفتیم. ما شرکت هایی را شناسایی کردیم که از نظر درصد تغییر در سرمایه گذاری در بالاترین ربع (یعنی 25٪ بهترین) قرار داشتند و آنها را با شرکت های پائین رده مقایسه کردیم. بنابراین ، ما فقط آن دسته از شرکت هایی را که تغییرات قابل توجهی در برنامه های سرمایه گذاری خود ایجاد کرده اند ، مقایسه کردیم. ما سه دسته از سرمایه گذاری ها را در نظر گرفتیم:

  1. هزینه های سرمایه ای مانند زمین ، ساختمان ، ماشین آلات ، انبارها ، تجهیزات و زیرساخت ها
  2. صلاحیت های اقتصادی مانند نوآوری ، حق ثبت اختراع ، علائم تجاری ، استراتژی ، شبکه های شریک و تامین کننده ، کسب و کار و ارتباط با مشتری و آموزش
  3. استعداد با تعداد افراد شاغل اندازه گیری می شود

ما سه معیار موفقیت را بررسی کردیم: بهبود در بازده حقوق صاحبان سهام ، رشد درآمد و ارزش بازار سهام شرکت. از آنجا که ممکن است در دوره رکود و بهبود اقتصادی ، اعداد قابل مقایسه نباشند و نمونه شرکتها با گذشت زمان تغییر کند ، ما اقدامات خود را به صدک تبدیل کرده ایم. به عنوان مثال ، اگر یک شرکت در مرحله بهبودی از صدک 55 در دوره رکود اقتصادی ، ارزش بازار خود را به صدک 40 ام برساند ، موفق شناخته می شود.

شکل 1 تا 3 یافته های ما را نشان می دهد ، که روشن و آموزنده است. بنگاه هایی که در دوره رکود سرمایه گذاری کرده اند ، در بازده بهبود بازده سهام ، رشد فروش و ارزش بازار را نشان دادند. شرکتهایی که سرمایه گذاری را کاهش دادند ، از نظر هر سه نقطه وخیم بودند.

واضح است که بازی تهاجمی در دفاع بر بازی مسلط است. دلیل آن چه می تواند باشد؟ دلیل اصلی این است که رکود اقتصادی ناگزیر با انبساطی که معمولاً طولانی تر از رکود است ادامه می یابد. (بزرگ شدنها بعد از بحران 1980-1981 و کندی 1990-1991 هشت سال به طول انجامید ، بعد از سقوط 2000-2002 شش سال و رکود بزرگ 2007-2009 10 سال به طول انجامید.) رکودها بارور هستند.) A زمینه تخریب خلاق و اخراج برندگان جدید

بنابراین ، علیرغم مشکلات غیر قابل انکار ، نسخه ما این است که مدیرعامل باید به رکود به عنوان فرصت نگاه کند. برای برخی از شرکت ها به هر حال سودآور هستند. به عنوان مثال ، Dollar Tree ، Walmart و Ross در دوران رکود سال 2008 ، زمانی که مشتریان به فروشندگان بودجه مراجعه کردند ، بسیار خوب عمل کردند. به همین ترتیب ، سال 2020 برای آمازون سال خوبی بود. با این حال ، حتی برای صنایع تحت تأثیر رکود اقتصادی ، بهترین زمان استفاده از فرصت های زیر برای گسترش آینده است:

  • شرکت ها می توانند کارمندان جاه طلبی را جذب کنند که در یک محیط پیشرفت گرا و رشد گرا پیشرفت کنند. استعداد نه تنها با حقوق کمتری ارائه می شود بلکه مقرون به صرفه است.
  • زمان خوبی برای ادغام و ادغام و ادغام وجود دارد ، زمانی که رتبه بندی پایین است و رقبا تقسیم بندی ها را کنار می گذارند.
  • این زمان ایده آل برای پیاده سازی فن آوری های جدید است که اجرای آن در دوره رونق باعث کند شدن سود شرکت می شود.
  • فرصتی برای جذب مشتریان ناراضی از رقبا با ارائه محصولات و خدمات عالی وجود دارد.
  • از آنجا که دولت نقدینگی را به اقتصاد تزریق می کند و نرخ بهره کاهش می یابد ، ممکن است زمان خوبی برای نتیجه گیری مالی طولانی مدت باشد.

نمونه بارز جرم در دوران رکود ، سامسونگ است. وی هزینه های تحقیق و توسعه و بازاریابی خود را افزایش داد و بهترین مدیران برند را در بحران مالی 2008-2009 استخدام کرد و به عنوان یک بازیگر بزرگ در بازار تلفن همراه ظاهر شد.

چرا اکثر شرکت ها از این استراتژی پیروی نمی کنند؟ از آنجا که چشم انداز بلند مدت آنها توسط الزامات روزمره تیره و تار است: قراردادهای لغو شده ، پیش فرض ، ظرفیت خالی ، امتناع بانک ها از تأمین سرمایه در گردش اضافی و اصرار بر تأمین کنندگان نقدینگی برای پرداخت نقدی به جای اعطای اعتبار. شرکت ها تحت فشار شدید سرمایه گذاران قرار دارند تا کاری انجام دهند تا نتایج مالی خود را بدتر کنند. مدیران عامل برنده و اعلام سیاست های رضایت بورس مانند کاهش هزینه های عملیاتی. کاهش هزینه های اختیاری مانند تحقیق و توسعه ، آموزش کارکنان و تبلیغات ؛ از بین بردن تزئینات غیر ضروری مانند جلسات در فضای باز و تمرینات تیم سازی. تأخیر در راه اندازی نام تجاری ساده سازی اوراق بهادار تجاری ؛ به تعویق انداختن خرید دارایی هایی مانند گیاهان و ماشین آلات ؛ اخراج کارگران پیمانی و کاهش تعداد سرها آنها معمولاً به بودجه بندی مبتنی بر صفر متوسل می شوند تا همه هزینه ها را زیر سوال ببرند.

اما تجدید ساختار و اخراج کارگران ممکن است بدترین اقداماتی باشد که شرکت ها می توانند در دوران رکود اقتصادی انجام دهند. طبق گفته دیو کوت از هانیول ، اگر در نیمه راه رکود اقتصادی کارمندان خود را اخراج کنید ، بازهم باید شش ماه غرامت بپردازید ، این بدان معناست که پس از شش ماه فقط پس انداز خود را متوجه می شوید. فرض کنید 12 ماه دیگر رکود اقتصادی ادامه داشته باشد. برای سرعت بخشیدن به تولید ، باید شش ماه زودتر از موعد کارگران جدید استخدام کنید. بنابراین ، با اخراج کارگران ، شما واقعاً پس انداز زیادی نمی کنید ، اما روحیه را از بین می برید و هزینه های اضافی استخدام را متحمل می شوید. بعید به نظر می رسد که کارگران با روحیه پایین راه حل های نوآورانه ای برای مشکلات ارائه دهند ، این باعث می شود کیفیت محصولات و خدمات آسیب ببیند و مشتریان ناراضی بیشتری به دنبال داشته باشد. نکته قابل توجه این است که ادارات مالی معمولاً به جای منطقی تر کردن سرمایه گذاری ها و صرفه جویی حداقل در چند پروژه آینده نگر از تیشه جهانی ، “عمومی” را کاهش می دهند.

به طور خلاصه ، ما معتقدیم که بازی دفاعی ، به ویژه در پایان رکود اقتصادی ، استراتژی بهینه برای شرکت های متوسط ​​نیست. برعکس ، ممکن است بهترین زمان برای آماده سازی برای توسعه آینده باشد. و با توجه به هزینه های کمتر برنامه های بلند مدت در دوران رکود اقتصادی ، چنین استراتژی بازگشت بهتری از سرمایه در سرمایه ها ، شایستگی ها ، مشتریان و استعدادها را نسبت به مرحله توسعه فراهم می کند.

[ad_2]

منبع: bighat-news.ir